اندازه بازار بیتکوین، در برابر بقیه بازارهای مالی

نویسنده: نیما دادگستر

وبسایت هاو‌ ماچ در این مطلب اندازه بازارهای مالی دنیا را به شکل جالبی کنار هم گذاشته:

نمودار حبابی پول‌ها و بازارهای مالی دنیا

بیتکوین ارزی است که از مردن سر باز می‌زند. بارها نابودی آن را پیش‌بینی کرده‌اند، و حتی یک متخصص مالی گفته است که نوسان آن ۱۸ برابر دلار امریکا است، و قاعدتا کسی نباید سراغش برود. با این حال این ارز مجازی هر بار قوی‌تر از قبل شده است.

پارسال بود که بیتکوین از طلا هم باثبات‌تر شد، و امسال ارزش یک بیتکوین از یک اونس طلا بالاتر رفت. الآن ارزش کل بیتکوین‌های در چرخش حدود ۴۴ میلیارد دلار است. کمی بیشتر از ثروت شخصی لری پیج، مدیر عامل آلفابت و موسس گوگل. و تقریبا نصف ثروت شخصی بیل گیتس، موسس مایکروسافت و نیکوکار بزرگ.

بیتکوین اولین، بزرگترین و بدترین ارز رمزپایه است ولی تنها نیست. ارزش لایتکوین، ایتریوم، دَش، مونرو و بقیه را هم به آن اضافه کنید تا با بازاری ۱۱۰ میلیارد دلاری روبرو شوید، این مجموع ارزش ارزهای رمزپایه‌ای است که در اینترنت دست به دست می‌شوند، تقریبا خارج از دسترس بانک‌ها و دولت‌ها.

بالاتر از بازار ارزهای دیجیتال، ارزش شرکت‌هایی مثل آمازون و اپل را می‌بینیم، به ترتیب با ۴۷۹ و ۷۶۲ میلیارد دلار. کافی است ارزش اپل را در ۲ ضرب کنید تا کل دلار فیزیکی (اسکناس و سکه) در گردشِ دنیا را به دست آورید: ۱.۵ تریلیون دلار.

صد البته پول یک مفهوم امانتی و اعتمادی است، یعنی هر اسکناس به اندازه‌ای که به آن اعتماد هست، ارزش دارد. طلا هم تقریبا همین‌طور است: این فلز با ارزش تقریبا کل ارزشش را به خاطر محدود بودن عرضه‌اش به دست آورده، و این در ترکیب با تقاضای زیاد برای آن ارزش بازار طلای دنیا را به ۸.۲ تریلیون دلار رسانده است. کل طلای موجود در زمین ۱۷۱,۳۰۰ تُن تخمین زده می‌شود که اگر در یک جا جمع و ذوب شود، یک قالب مکعب مربعی به ضلع ۲۰.۷ متر را پر می‌کند.

اگر تا اینجا سرتان گیج نرفته، برویم سراغ بازار بزرگ بعدی. پول فیزیکی موجود در دنیا که بانک‌های مرکزی کشورهای مختلف منتشر و پشتیبانی می‌کنند، بازاری به اندازه ۳۱ تریلیون دلار را شکل داده. کاربرد اصلی پول «پرداخت» است که باعث شده در طول تاریخ شکل‌های مختلفی به خود بگیرد؛ از جمله سکه، اسکناس، چِک، و پول الکترونیکی.

اما بالاتر از پول، بازار نقدینگی را داریم که شامل تمام موجودی‌های بانکی در سرتاسر دنیا است، مبالغی که می‌توان نسبتا سریع آنها را به پول تبدیل کرد. جمع نقدینگی دنیا ۸۳.۶ تریلیون دلار است.

شما هم حتما مشکل این سیستم را فهمیده‌اید: چطور می‌شود جمع نقدینگی سه برابر پول فیزیکی باشد؟ با این وضع اگر همه جمعیت دنیا بخواهند حساب‌های بانکی‌شان را ببندند و پول فیزیکی بگیرند، سیستم به مشکل بر می‌خورد. اگر می‌شد کل سرمایه‌ها یکباره به بازار سهام، که اندازه‌اش ۶۶.۸ تریلیون دلار است، سرازیر شوند قطعا بازارهای بانکی دچار شوک می‌شدند. ولی قوانین عرضه و تقاضایی در این میان وجود دارد که جلوی فروپاشی سیستم را می‌گیرد.

اگر رشد افتان و خیزان بیتکوین فقط یک درس برای ما داشته باشد، این است که مردم دنیا دارند اعتمادشان به پول و دیگر ذخیره‌گاه‌های رایج ثروت را از دست می‌دهند.

دور از ذهن است که سناریوی فروپاشی بازارهای سنتی اتفاق بیفتد، نظام‌های سیاسی دنیا اجازه‌اش را نمی‌دهند. اما توسعه‌دهندگان، کارآفرینان و مردم هر روز بیشتر از دیروز ایدهٔ زنجیرهٔ بلوکی را در آغوش می‌گیرند و این دنیا را به سمت اقتصادی کمتر متمرکز و بیشتر دمکراتیک جلو می‌برد. جایی که دیگر تنها گزینهٔ وام‌گیری شما بانک‌ها نیستند، می‌توانید از مردمِ دیگر بدون اینکه حتی آنها را بشناسید وام بگیرید و در قالب یک قرارداد هوشمند که روی زنجیره بلوکی ذخیره شده، بازپرداخت آن خودکار اتفاق می‌افتد.

این فقط یکی از مثال‌ها است، زنجیره بلوکی حتی می‌تواند کل مفهوم اینترنت را هم دگرگون کند. برای مثال کوپن‌های پردازش ابری برای استفاده از اَبررایانه‌ها همین الآن هم وجود دارند، شما می‌توانید یک اَبررایانه اجاره کنید و با آن کار کنید. یا مثلا تصور کنید به جای نمایش این همه تبلیغات نامتعارف در وب، وبسایت‌ها بتوانند بسته به دفعات و زمان بازدیده شما از محتوای‌شان، خودکار از کیف پول دیجیتالتان که به مرورگر وصل شده، حق اشتراک بگیرند. و بی‌نهایت احتمال جذاب دیگر.

خلاصه اینکه دنیا با ارزهای رمزپایه می‌تواند تبدیل به جای بهتری بشود، چرا که آنها چند ارزش مشهود دارند: «سرعت جا‌به‌جایی بالا، استفاده آسان، بی‌نیازی از ذخیره نزد بانک‌ها، کمرنگ کردن مرزهای سیاسی، چشم‌انداز رشد انفجاری، و شکوفا کردن ایده‌های اقتصادی و تجاری جدید.» البته نمی‌شود انتظار داشت که این تغییر بزرگ بدون تلفات و افت و خیزهای فراوان باشد. مطمئنا بسیاری از ارزهای رمزپایه در این رقابت از بین می‌روند و بسیاری از سرمایه‌ها را با خود محو می‌کنند. نباید بی‌گدار به آب زد.


پاورقی: در متن اعداد مربوط به اندازه بازار بیتکوین و سهام شرکت‌ها به روز شده‌اند، برای همین با نمودار فرق دارند.

تسلا می‌خواهد سرویس استریم موسیقی خودش را بسازد

نویسنده: نیما دادگستر

پیتر کافکا برای ریکُد گزارش می‌کند:

این را در دسته‌بندی «می‌توانی انجامش دهی، اما چرا باید بخواهی دنبالش بروی؟» قرار دهید: تسلا دارد با صنعت موسیقی مذاکره می‌کند تا سرویس استریم موسیقی خودش را بسازد.

منابع خبری در این صنعت می‌گویند که این خودروساز با چندین ناشر اصلی مذاکره داشته تا مجوز استفادهٔ سرویس اختصاصی‌اش از آلبوم‌های آنها را بگیرد و آن را در قالب ارزش افزوده خرید خودروهایش به مشتریان خود ارائه کند، خودروهایی که از قبل به داشبوردهای مدرن و اتصال اینترنتی بی‌سیم مجهز هستند.

ناشران موسیقی نسبت به ابعاد برنامه تسلا مطمئن نیستند اما گمان می‌برند که این شرکت به دنبال سرویسی چند وجهی است، که شروع آن مشابه رادیوی اینترنتی پاندورا خواهد بود.

سوال مهمتر این است: چرا تسلا سرویس‌های فعلی، مثل اسپاتیفای و اپل‌میوزیک را با خودروهای خودش یکپارچه نمی‌کند؟ به خصوص که اسپاتیفای همین حالا هم در خارج از ایالات متحده قراردادی با اسپاتیفای دارد.

یک سخنگوی تسلا می‌گوید، “ما معتقدیم که تجربه کاربری عالی در داخل خودرو مهم است و مشتریان‌مان باید بتوانند از منابع دلخواه‌شان موسیقی گوش کنند، خیلی ساده هدف‌مان این است که بیشترین خوشحالی را برای آنها بیاوریم.”

موسیقی بدیهی‌ترین چیز اما فقط یک نمونه کوچک است از اینکه چطور تسلا می‌تواند با تکیه بر پیشتازی‌اش در «خودروهای برقی» و «سیستم هدایت خودکار» خدمات مختلفی را اضافه کند. حالا یا در قالب ارزش افزوده روی همین بسترها یا در قالب خدمات مجزا.

هکرها ۳۲ ترابایت کُد محرمانه ویندوز ۱۰ را لو دادند

نویسنده: نیما دادگستر

مَت وِینبرگر در بیزینس‌اینسایدر نوشته:

مجموعه بزرگی از نرم‌افزارهای اختصاصی مایکروسافت مربوط به ویندوز ۱۰ توسط هکرها به سرقت رفته و روی اینترنت پخش شده است. اولین‌بار رجیستر این موضوع را گزارش کرد.

در این هک ۳۲ ترابایت سرقت شده که شامل سورس کُد ویندوز ۱۰ و دیگر کدهای اختصاصی برای استفاده داخلی بوده است. فایل‌ها که اصالتشان توسط مایکروسافت تایید شده، شامل درایوِرهای وصل کننده ویندوز ۱۰ به سخت‌افزارها هستند از جمله یو.اس.بی، وای-فای، و بلوتوث.

هکرها و دیگر بازیگران بد این صحنه حالا آزادانه می‌توانند در داده‌های لو رفته کنکاش و ضعف‌های امنیتی احتمالی را کشف کنند.

مایکروسافت احتمال می‌دهد که این کدها به واسطه برنامه همکاری مقدماتی با شرکای سخت‌افزاری به بیرون درز کرده باشند؛ برنامه‌ای که هدف از آن اشتراک‌گذاری سورس کُد با تولیدکنندگان بزرگ کامیپوترهای شخصی و دیگر شرکا است.

سخنگوی مایکروسافت می‌گوید، “بررسی ما تایید کرده که این فایل‌ها بخشی از سورس کُدی هستند که در قالب این همکاری با OEMها و شرکا به اشتراک گذاشته‌ایم.”

علاوه بر کد سخت‌افزاری، این رخنهٔ اطلاعاتی شامل چندین نسخه از ویندوز ۱۰ نیز می‌شود که قبلا در بیرون از کمپانی منتشر نشده بودند.

خبر خوبی نیست. احتمالا هکرهای NSA و بقیه سازمان‌های اطلاعاتی دنیا الآن دارند نوشیدنی‌های منشوری باز می‌کنند.


اسپیس‌اکس با استفاده مجدد از موشک‌هایش چقدر صرفه‌جویی می‌کند؟

نویسنده: نیما دادگستر

موشک‌ها همان‌قدر که اعجاب‌انگیزند، گران هم هستند. این مخلوقات شگفت‌انگیز مهندسی معمولا بلافاصله بعد از پرتاب تبدیل به زباله می‌شوند، معمولا عاقبت‌شان سقوط در یک صحرا است، یا در دریا. یک دلیل اینکه فرستادن چیزها به فضا بسیار پر هزینه است، همین موشک‌های گران هستند.

اما اسپیس‌اکس، تاسیس شده و تحت هدایت ایلان ماسک، دارد به سنت نابودی موشک‌ها بعد از پرتاب محموله‌ها پایان می‌دهد. بخش‌هایی از موشک‌های فالکن ۹ -و موشک بزرگتر فالکُن هِوی که به زودی عملیاتی می‌شود- می‌توانند بعد از پرتاب محموله‌ها، روی سکوی زمینی یا دریایی فرود آیند و در ۲۴ ساعت آماده پرتاب دوباره شوند.

اسپیس‌اکس تا امروز ۱ میلیارد دلار خرج توسعه این سیستم‌ها کرده اما دقیقا چند سال طول می‌کشد تا هزینه این سرمایه‌گذاری بزرگ به جیب شرکت برگردد؟ دقیقا معلوم نیست. اما در ادامه ۳ سناریویی را که بیزینس‌اینسایدر برای این محاسبه چیده است، می‌خوانید.

در ادامه بخوانید…

نرم‌افزار گوگل گلس بعد از سه سال به‌روزرسانی گرفت

نویسنده: نیما دادگستر

میکا سینگلتون برای ورج می‌نویسد:

امروز گوگل گلس برای اولین بار از سال ۲۰۱۴ به‌روز‌رسانی نرم‌افزاری دریافت کرد. البته این ارتقا چیز بزرگی نیست، در وبسایت پشتیبانی گوگل می‌خوانیم که چند باگ بر طرف شده و عملکرد کلی بهبود یافته است. ضمنا گوگل پشتیبانی از دستگاه‌های بلوتوث (صفحه کلید و ماوس) را به دلایلی نامعلوم اضافه کرده.

ایده من این است که یک نفر یادش رفته سه سال قبل دکمه «انتشار» را بزند و حالا که این همه وقت گذشته، با امید به این که کسی متوجه نشود، آن را منتشر کرده. یا شاید هم سرگی برین هنوز از گلس خودش استفاده می‌کند و می‌خواهد در کنارش صفحه‌کلید فیزیکی داشته باشد. کسی چه می‌داند!؟

اگر یادتان می‌آید که گوگل گلس‌تان را کجا گذاشته‌اید، بروید آن را وصل و به‌روز کنید. به احتمال زیاد این آخرین به‌روز‌رسانی برای آن است.

نه اینکه خبرهای بهتری در دنیا نباشد، به این یکی اشاره کردم چون خنده بر لبم آورد. احتمالا الآن چند موزه‌دار در کشورهای مختلف دارند دنبال کابل گوگل گلسی که به موزه‌شان اهدا شده می‌گردند.

جدای از شوخی گوگل شرکتی است که کارمندانش خودمختاریِ خوبی دارند و شاید کسی وقت اضافه‌اش را به نوشتن این به‌روز‌رسانی اختصاص داده است. جالب بود.

سقوط مدیرعامل اوبر قدرت یک نوشته وبلاگی ساده را نشان می‌دهد

نویسنده: نیما دادگستر

اندرو جِی. هاوکینز درباره سقوط تراویس کَلَنیک، مدیرعامل سابق اوبر می‌نویسد:

 تقدیر تراویس کَلَنیک زمانی رقم خورد که سوزان فاولر دکمه «انتشار» را فشار داد.

صد البته، کناره‌گیری دیشبِ کَلَنیک از مدیرعاملی اوبر دلایل دیگری هم داشت ولی مطلب فاولر، این مهندس سابق اوبر که پرده از تبعیض جنسی، اذیت و آزار، و مدیریت غلط در کمپانی برداشت، مثل جرقه‌ای بود که به سر فیتیله زده شد.

هری کمپبل که سابقا راننده اوبر بوده و حالا وبلاگ‌نویس این صنعت است، می‌گوید “مطلب سوزان گشاینده این تغییرات بود، بسیاری از این مشکلات در دیگ اوبر می‌جوشیدند ولی باید اعتبار افشای آنها را به سوزان فاولر داد که این شجاعت را داشت تا دست رییس سابقش را رو کند، رییسی که در آن زمان یکی از قوی‌ترین مردان دنیای تجارت بود. بدون مطلب او، معلوم نبود اوضاع چطور جلو می‌رفت.”

دیگر مشکلات اوبر بالاخره دیر یا زود عیان می‌شدند، مطلب فاولر بر آنها تاثیری نداشت. دعوی حقوقی وِیمو علیه اوبر درباره سرقت فناوری خودران گوگل، با ارسال یک ایمیل اشتباهی شروع شد اما کَلَنیک به احتمال زیاد می‌توانست از پس آن بر آید، منتهی با انتشار مطلب فاولر درباره محیط و فرهنگ کار مسموم اوبر، کنترل اوضاع از دستش در رفت.

مطلب دقیق و پر از جزئیات فاولر با عنوان «درباره یک سال خیلی خیلی عجیبم در اوبر» بلافاصله بعد از انتشار نُقل محافل شد و کَلَنیک سریع آن را “منزجرکننده و مخالف تمام ارزش‌هایی که اوبر پای آنها ایستاده و به‌شان باور دارد” توصیف کرد. اما با این حال اوبر یک بازرسی مستقل شروع کرد که به اخراج ۲۲ نفر انجامید. اگر خود کَلَنیک را هم حساب کنید، جمعشان می‌شود ۲۳ نفر.

حتی ابراز ندامت کَلَنیک هم باعث توقف درز اخبار نشد. دو سرمایه‌گذار مقالاتی درباره ناامیدی از مدیرعامل گستاخ اوبر منتشر کردند. کارمندان به درز اخبار درباره فرهنگ زن‌ستیر و زشت مجموعه ادامه دادند، و اخبار از وبسایت‌های متعددی سر در آورد. دیگر خانم‌های شاغل در مجموعه نیز موارد اذیت و آزار و زن‌ستیزی در اوبر را با رسانه‌ها در میان گذاشتند و در نهایت پای کَلَنیک به پرونده دسترسی غیرمجاز مدیران اوبر به سوابق پزشکی خانمی که مورد تجاوز یک راننده اوبر قرار گرفته بود، باز شد.

دو نکته:

یک، چه خوب که در فضای مطبوعاتی ایالات متحده اختناق وجود ندارد و این داستان‌ها افشا می‌شوند. انتشارشان می‌تواند در کل دنیا فرهنگ‌سازی کند چراکه اخبار درهٔ سیلیکن مورد توجه همه دنیا است؛ البته مردم و رسانه‌های هر جامعه‌ای باید مثال‌های قوی خودشان را خلق کنند، افشای فساد در هر مجموعه‌ای به قربال شدن آن کمک می‌کند.

دو، این ماجرا شباهتی به استعفای استیو جابز از اپل در سال ۱۹۸۵ ندارد. یعنی اساسا مقایسه‌ای بی‌ربط‌تر از این ممکن نیست. کناره‌گیری جابز به خاطر اختلاف نظر در مدیریت و سمت‌و‌سوی تلاش‌های شرکت بود، و بعد از آن او همه سهامش رو فروخت و به دنبال ماجراجویی بعدی‌اش رفت. اما کناره‌گیری کَلَنیک به این خاطر است که فرهنگ مسموم اوبر یک پدر بیشتر ندارد و آن شخص او است. یک آدم بی‌شعور که برای موفقیت از هر ابزاری استفاده کرده و حالا هم که دستش رو شده، فقط از مدیرعاملی کنار رفته و هنوز در هیئت‌مدیره اوبر صندلی و رای (قدرت اثرگذاری) دارد.

مدیرعامل بعدی اوبر هر کسی باشد کار سختی در پیش دارد. نه فقط باید فرهنگ داخلی شرکت را عوض کند بلکه باید مانع دخالت‌های کَلَنیک هم بشود، در غیر این صورت شیطان دوباره در قامتی جدید ظهور می‌کند. به نظرم یکی از گزینه‌های خوب برای اوبر شریل سندبرگ (مدیر عملیات‌ها در فیسبوک) است، ولی بعید می‌دانم زاک او را به راحتی از دست بدهد.


به‌روز‌رسانی: بازفید گزارش داده که چند مدیر اوبر در حال دست‌به‌دست کردن دادخواستی بین کارمندان هستند تا کَلَنیک دوباره به مقام خودش برگردد. توجیه‌شان این است که سرمایه‌گذاران با اهرم کردن رسانه‌ها او را به زیر کشیده‌اند و نبودش برای کمپانی ضرر دارد. قابل پیش‌بینی هم بود، البته که این شرکت هنوز پر از موش‌های طاعونی است. همین “داداش‌ها” فضای مناسب برای رشد آدم فرومایه‌ای مثل کَلَنیک را فراهم کرده بودند، باید هم ار رفتنش ناراحت باشند.


حرف‌های اسکات فورستال بعد از ۵ سال سکوت؛ درباره اپل، جابز، و ساختن اولین آیفون

نویسنده: نیما دادگستر

دیشب اسکات فورستال، بعد از ۵ سال سکوت محض برای اولین بار در یک رویداد عمومی به میزبانی موزه تاریخ کامپیوتر در مانتِین ویوی کالیفرنیا حاضر شد و درباره خودش، اپل، استیو جابز، و اولین آیفون صحبت کرد. اگر او را نمی‌شناسید، به این توضیح بسنده می‌کنم که فورستال «رهبر تیم سازنده اولین نسخه iOS» بود. سیستم عامل موبایلی که همراه با اولین آیفون، در سال ۲۰۰۷ از آن رونمایی شد و انقلابی در دنیای موبایل به وجود آورد.

فورستال در سال ۲۰۱۲ از کادر رهبری اپل کنار گذاشته شد. دلایل آن را اختلافات با بقیه مدیران ارشد اپل، و زیر بار نرفتن او برای عذرخواهی از مشتریان بابت افتضاح نسخه اول اپلیکیشن نقشهٔ اپل می‌دانند، پروژه‌ای که او مسئولش بود ولی در نهایت حاضر به عذرخواهی عمومی نشد و تیم کوک زیر بیانیه را امضا کرد.

شما می‌توانید ویدیوی این گفتگو را در فیسبوک تماشا کنید. قسمت اول آن به مصاحبه با چند مهندس دست‌اندرکار ساخت اولین نسخه iOS (که در آن زمان iPhone OS نام داشت) اختصاص دارد و تقریبا در نیمه‌های ویدیو آقای فورستال روی صحنه می‌آید. جملات جالب و خلاصه حرف‌های او درباره زندگی‌اش در چند سال اخیر، اپل، استیو جابز و آیفون را در زیر می‌خوانید:

  • “من همیشه تئاتر را دوست داشتم…قدیم‌ها بازیگری می‌کردم. وقتی اپل را ترک کردم، با خانمی آشنا شدم و فکرمان با هم جور شد و او گفت ‘باید یک چیزی روی صحنه برادوِی ببریم.’ برای من چند نمایشنامه فرستاد و «خانهٔ خوش» یکی از آنها بود که داستان خیلی خوبی داشت. و بالاخره با آن روی صحنه رفتیم.”
  • “آیفون مسیر پرتلاطمی داشت. ما داشتیم روی پروژه تبلت کار می‌کردیم و شروعش از اینجا بود که استیو از یک بابایی در مایکروسافت متنفر بود…هر بار با این آدم کنشی داشت، بی‌اعصاب پیش ما برمی‌گشت. یک بار آمد و از این گفت که او ادعا کرده مایکروسافت آینده رایانش را حل کرده. استیو گفت بیایید نشانش بدهیم کار کی درست‌تر ست. بعد کار به اینجا رسید که استیو از من پرسید، ‘فکر می‌کنی آن دموی تبلت را بشود کوچکتر کرد و یک تلفن ساخت؟’ و اینطوری بود که آیفون را ساختیم. من اولین اس.ام.اس عمرم را با آیفون فرستادم. من و استیو برای اولین بار آیفون را از کمپ بیرون بردیم.  یادم هست وقتی به خانه رسیدم همه پرده‌ها را کشیدم. اوضاع دیوانه‌واری بود.”
  • “استیو یکی از قوی‌ترین آدم‌هایی است که دیده‌ام. شام خوردن با یک رهبر جهانی فرقی با ناهار خوردن با استیو ندارد…بی‌نهایت پرکار و کوشا و پیگیر، همه را مجبور می‌کرد بهترین نسخه خودشان باشند.”
  • “در رابطه با دوستان و خویشاندانش خیلی مراقب و مشتاق بود. یک بار زندگی مرا نجات داد. وقتی بود که سخت مشغول او.اس.۱۰ بودیم و من مریض شدم. یک ویروس از مدرسهٔ بچه‌ها وارد بدنم شد و شروع کردم به استفراغ مداوم، هر چند ساعت یک بار، و بعد هر ساعت، و هر روز بدتر می‌شد. هفتهٔ دوم هر ۱۵ دقیقه یک‌بار بالا می‌آوردم…به بیمارستان هم رفتم، از دستشان کاری بر نیامد. بالاخره نوع بیماری را کشف کردند. کلینیکِ مایو ۷ مورد از آن را در دهه قبل دیده بود و هر ۷ نفر مرده بودند. استیو هر روز زنگ می‌زد. یک بار ساعت ۱۰ شب تماس گرفت، چند ماه از شروع بیماری می‌گذشت، آن شب استیو گفت که دارد بهترین متخصص طب سوزنی را پیش من می‌آورد و او حتما حالم را خوب می‌کند. آمدند، آن خانم سوزن‌هایی را در گردن و کمرم فرو کرد… و حالت تهوع کم کم از بین رفت و خوب شدم.”
  • درباره فوت جابز: “وقتی مریض بود، من هر روز به خانه‌اش می‌رفتم. بعضی روزها نمی‌توانست چشمانش را باز کند. قبل از فوتش سیری را آماده کردیم، و او عاشقش شد. چون خیلی ضعیف شده بود نمی‌توانست تایپ کند، به جایش حرف می‌زد. من از مرگش جا خوردم، فکر می‌کردم همیشه پیشمان خواهد ماند.”
  • “استیو همیشه اصرار داشت که پول ناهارش را در کافه‌تریای اپل بپردازد و پرداخت با اسکن کارت شناسایی افراد انجام می‌شد، بعدا هزینه ناهار را از حقوق افراد کسر می‌کردند. بعد استیو می‌گفت، ‘من که فقط سالی ۱ دلار حقوق می‌گیرم، نمی‌دانم هر بار کی پول ناهارم را می‌دهد!’ او یک میلیاردر بود که همیشه سر اپل کلاه می‌گذاشت.”

حرف‌های جالب دیگری هم در این گفتگو هست. ولی انتظار نداشته باشید داستان‌های تجاری خصوصی را بشنوید. فورستال مثل همه کارمندان سابق اپل، رازداری و سکوتش را حفظ می‌کند.

در کنار این ویدیو، دیدن گفتگوی دو هفته پیش کریگ فردیگی و فیل شیلر با جان گروبر در حاشیه WWDC17، را هم توصیه می‌کنم.

ایدهٔ لنووُ برای لپتاپ‌های منعطف آینده

نویسنده: نیما دادگستر

آداریو استرنج برای مَشِبل می‌نویسد:

Lenovo foldable laptop

رندرهای ذوقی و جذاب دستگاه‌های تکنولوژیک، سکه محبوب روزگار ما هستند. اما وقتی شرکتی بزرگ یکی از آنها را از آستین در می‌آورد معمولا توجه مردم بیشتر جلب می‌شود.

پنجشنبه گذشته، لنوو رویدادی در نیویورک داشت و از آن برای نمایش آینده رایانش موبایل استفاده کرد: یک لپتاپ قابل انعطاف. نه، منظورمان از منعطف “دارای لولا” نیست بلکه منظور “منعطف مانند یک کاغذ” است، منتهی به جای کاغذ از پلاستیک و نمایشگر رنگی ساخته شده است.

چند نکته در این طرح مفهومی وجود دارد، از جمله اینکه هیچ ترَک‌پدی ندارد. در عوض، لنوو دستیار صوتی برای آن در نظر گرفته است. همچنین یک مداد در طرح دیده می‌شود که می‌توان آن را نماد استایلوس و نوشتن روی صفحه دانست.

متاسفانه تصویری که می‌بینید فقط یک رندر است و حتی پروتوتایپ واقعی هم از آن وجود ندارد. اما طوری نیست. نوآوری از بینش طراحی شروع می‌شود و اگر این چیزی است که لنوو می‌خواهد چند سال دیگر به بازار بیاورد، ما لحظه‌شماری می‌کنیم.

این ایده‌های جالب را فقط می‌شود از لنوو انتظار داشت اما به گمانم شما هم قبول دارید که بعید است این شرکت یا شرکت‌های همرده‌اش بتوانند آن را به محصول اصلی بازار تبدیل کنند. وقتی تبلت‌هایی را داریم که با وصل کردن یک صفحه کلید جانبی، به نزدیک‌ترین جایگزین لپتاپ تبدیل می‌شوند، کمتر کسی به این ایده‌ها روی خوش نشان می‌دهد.

دنیل دِی-لوییس از بازیگری کناره‌گیری کرد

نویسنده: نیما دادگستر

برنت لَنگ در خبری اختصاصی برای ورایتی می‌نویسد:

برنده سه جایزه اسکار در نقش اصلی، آقای دنیل دِی-لوییس که بسیاری او را یکی از بازیگران سرآمد نسل خود می‌دانند، از بازیگری کناره می‌گیرد.

دِی-لوییس ۶۰ ساله که نقش رئیس‌جمهوری، نویسنده، و رهبر گروه‌های تبه‌کاری را در کارنامه‌ای به طول چند دهه ثبت کرده یک فیلم دیگر در صف اکران دارد، فیلمی که هنوز نامش نهایی نشده ولی درامی است که داستانش در دنیای مُد و فَشِن می‌گذرد. این فیلم که ۲۵ دسامبر ۲۰۱۷ (۴ دی ۱۳۹۶) روی پرده نقره‌ای می‌آید زمینه همکاری دوباره این بازیگر با کارگردان نامدار، پاول تامس اندرسن را فراهم کرده که دِی-لوییس را در سال ۲۰۰۷ با فیلم «خون به پا خواهد شد» به دومین اسکارش رساند. دِی-لوییس قصد دارد برای تبلیغ این فیلم جدید در مجامع حضور یابد.

سخنگوی آقای دِی-لوییس، لزلی دارت، هیچ دلیلی برای بازنشستگی او نداده و صرفا با تایید خبر با ما می‌گوید، “دنیل دِی-لوییس دیگر به عنوان بازیگر فعالیت نخواهد کرد. او بی‌نهایت از همکاران و مخاطبین خود در طول این سال‌ها ممنون است. این یک تصمیم خصوصی است. نه خود او و نه نمایندگانش نظر دیگری درباره موضوع نخواهند داد.”

دِی-لوییس تنها بازیگری است که سه اسکار نقش اصلی گرفته است. او آخرین بار برای فیلم «لینکلن» ساخته استیون اسپیلبرگ برنده شد، و قبل از آن برای بازی در نقش کاوشگر نفتیِ بی‌رحم در «خون به پا خواهد شد»، و برای اولین بار نیز با بازی در نقش نویسنده و هنرمند معلول کریستی براون در فیلم «پای چپ من». او دو نامزدی اسکار هم برای نقش‌هایش در دو فیلم «گانگسترهای نیویورک» و «به نام پدر» دریافت کرده است.

با وجود تقاضای زیاد برای او، دِی-لوییس همیشه معروف به گزیده‌کاری بوده و سال‌ها بین پروژه‌های مختلف صبر کرده است. در اواخر دههٔ ۹۰ نیز به نظر می‌رسید که برای مدتی بازیگری را کنار گذاشته و طبق گزارش‌ها به کفش‌دوزی روی آورده است. همان موقع بود که مارتین اسکورسیزی او را برای حضور در «گانگسترهای نیویورک» قانع کرد و دوباره به روی پرده نقره‌ای برگرداند.

یک اسطورهٔ بازیگری و شاید بهترین بازیگر دوران ما.

همان‌طور که ورایتی نوشته، او قبلا هم یک بار از سینما کناره گرفته بود. امیدوارم دوباره نقشی خوب نوشته شود و تصمیمش را عوض کند. و اگر نه، ممنون بابت شاهکارهایت.


وان پلاس ۵ معرفی شد

نویسنده: نیما دادگستر

امشب شرکت وان‌پلاس پرچمدار سال ۲۰۱۷ خودش را معرفی کرد. مشخصات اصلی وان‌پلاس ۵ را در زیر آورده‌ام و می‌توانید بررسی مفصلش را هم در جی.اس.ام آرنا بخوانید:

وان پلاس ۵

ابعاد: ۱۵۴.۲ در ۷۴.۱ در ۷.۲۵ میلیمتر؛

وزن: ۱۵۳ گرم

بدنه: آلومینیوم آنودیزه، گوریلا گلس ۵ با لبه‌های خمیده. دو رنگ سیاه و خاکستری.

نمایشگر: آمولد ۵.۵ اینچی، رزولوشن ۱۹۲۰ در ۱۰۸۰ پیکسل و تراکم ۴۰۱ پیکسل بر اینچ؛ پشتیبانی از استاندارد رنگ sRGB/DCI-P3

دوربین‌های عقب: دوربین اصلی: سنسور ۱۶ مگاپیکسلی با گشادگی لنز f/1.7 و فوکوس خودکار از نوع تشخیص فاز دو پیکسلی؛ کاهش نویز با ضبط چند تصویر؛ ضبط ویدیوی ۲۱۶۰p با نرخ ۳۰ فریم بر ثانیه. دوربین تله (زوم): سنسور ۲۰ مگاپیکسلی با گشادگی f/2.6

دوربین جلو: سنسور ۱۶ مگاپیکسلی با گشادگی f/2 و ضبط ویدیوی ۱۰۸۰p با نرخ ۳۰ فریم بر ثانیه

نرم‌افزار: اندروید ۷.۱.۱ نوگت؛ رابط کاربری اکسیژن

چیپ‌ست: پردازشگر اسنپدرگن ۸۳۵، و گرافیک آدرینو ۵۴۰

حافظه: ۶ یا ۸ گیگابایت رم به ترتیب در مدل‌های ۶۴ یا ۱۲۸ گیگابایتی.

باتری: ۳,۳۰۰ میلی‌آمپر ساعتی با قابلیت شارژ سریع

بقیه: دو سیم کارت؛ یو.اس.بی تایپ-C؛ ان.اف.سی؛ بلوتوث ۵؛ حسگر اثرانگشت؛ یک بلندگو در پایین؛ جک ۳.۵ میلی‌متری هدفون

قیمت: ۴۷۹ و ۵۳۹ دلار به ترتیب برای مدل‌های ۶۴ و ۱۲۸ گیگابایتی

بعضی چیزها در این تلفن کم هستند. مثلا بدنه در برابر نفوذ آب مقاوم نیست. اما در کل تلفن خوبی به نظر می‌رسد. برای آشنایی بهتر با آن، ویدیوهای زیر را از دست ندهید: