درباره معرفی رودستر جدید و کامیون تسلا: وقتی ایلان ماسک افتضاحاتش را با شعبده‌بازی می‌پوشاند

نویسنده: نیما دادگستر

ورج در یوتوب ویدیوی خلاصه مراسم را منتشر کرده که جمع‌بندی خیلی خوبی است اما اگر حوصله تماشای آن را نداشتید، اینجا کوتاه درباره هر دو محصول بخوانید.

زَک استرادا درباره کامیون تسلا برای ورج می‌نویسد:

Tesla nov 2017 event 02

چند ساعت قبل از مراسم در داخل کابین کامیون نشستم، جدای از ناحیه شیشه‌ای جلو و دو نمایشگر در دو طرف فرمان، کاملا به بزرگی و قدرتمندی همه کامیون‌های بزرگ است. وسط بودن صندلی راننده کمی عجیب است. چندین عنصر طراحی را از تسلا مدل ۳ قرض گرفته، از جمله دستهٔ راهنما و دستهٔ دنده، اما فرمانش متفاوت است چون نیازی به تعبیه ایربگ در آن نبوده.

در آینده خواهیم دید که آیا تسلا می‌تواند بازار کامیون‌ها را متحول کند یا خیر، اما دیزاین کامیون هم بخشی از این تلاش است، و تسلا دیشب نشان داد که می‌خواهد محصول متفاوتی بسازد و برای تاکید روی جدیتش، یک مراسم خبری کامل برگزار کرد که در آن برای اولین بار یک ۱۸ چرخ با موسیقی ترَنس روی صحنه آمد. صفر تا صد این کامیون بدون بار ۵ ثانیه است.

کامیون تسلا با قدرت حمل حداکثر ۳۶ تُن بار، با یک بار شارژ ۸۰۰ کیلومتر حرکت می‌کند که خیلی بیشتر از شایعات قبلی است، کامیون با ۳۰ دقیقه شارژ آماده طی کردن ۶۵۰ کیلومتر می‌شود و می‌توان موقع تخلیه بار آن را شارژ کرد یعنی که دیگر راننده‌ها برای پر کردن باک بزرگ کامیون‌ها، ۱۵ دقیقه کنار جاده معطل نمی‌شوند. کامیون تسلا قابلیت‌های حرکت خودکار دارد، از جمله تشخیص بیهوشی راننده و حرکت امن به شانهٔ جاده و تماس با فوریت‌های پزشکی. همچنین سیستم ضد سُر خوردن دارد که مانع از قیچی شدن کامیون و تریلی می‌شود.

ترمزهای این کامیون انرژی جنبشی را به برق تبدیل کرده و به باتری آن ارسال می‌کنند. شیشهٔ جلوی راننده بسیار محکم است، و به گفته ایلان ماسک “در مقابل انفجار اتمی هم مقاومت می‌کند.” از آنجایی که معمولا شیشه جلوی کامیون‌ها سالی یک بار می‌شکند و هزینه و اتلاف وقت زیادی به راننده تحمیل می‌کند، این توجه به جزئیات از نظر ماسک بسیار مهم است.

تسلا این کامیون را برای ۱.۶ میلیون کیلومتر گارانتی کرده است و تولیدش در سال ۲۰۱۹ شروع خواهد شد. قیمت دقیق آن هنوز اعلام نشده است ولی ایلان ماسک می‌گوید به ازای هر کیلومتر حمل بار، هزینه آن ۲۰ درصد کمتر از کامیون‌های دیزلی است.

اندرو جِی. هاوکینز و تامارا وارن درباره نسل دوم رودستر تسلا برای ورج می‌نویسند:

Tesla nov 2017 event 01

رودستر جدید تسلا ۲۰۰,۰۰۰ دلار قیمت خواهد داشت. سرعتش در ۱.۹ ثانیه از ۰ به ۱۰۰ کیلومتر بر ساعت می‌رسد و در ۴.۲ ثانیه از ۰ به ۱۶۰ کیلومتر بر ساعت. در ۸.۹ ثانیه مسافت ۴۰۲ متر (یک چهارم مایل) را طی می‌کند. حداکثر سرعت آن هم دقیق اعلام نشده ولی حدود ۴۰۲ کیلومتر بر ساعت خواهد بود.

به این شکل وقتی رودستر  جدید تسلا در سال ۲۰۲۰ به بازار بیاید، سریع‌ترین (پرشتاب‌ترین) خودروی تولید انبوه تاریخ صنعت خودرو خواهد شد. این رودستر در ضمن با داشتن یک باتری ۲۰۰ کیلووات‌ساعتی بیشترین بُرد با یک بار شارژ را هم خواهد داشت: ۱,۰۰۰ کیلومتر!

رودستر جدید تسلا ۴ سرنشین در خود جا می‌دهد، سقف آن جمع‌شونده است و فضای حمل بار کافی برای سفر با خیال راحت را خواهد داشت. از امروز در وبسایت تسلا می‌توان آن را با پرداخت ۵۰,۰۰۰ دلار رزرو کرد.

برای دیدن عکس‌های داخلی و بیرونی بیشتر از این دو خودروی جدید، به لینک‌های مطالب در ورج سری بزنید.

بعد که هیجان اولیه‌تان فرونشست، به یاد بیاورید که الآن اواخر ۲۰۱۷ هستیم و مراسم دیشب فقط وعده و وعید برای شروع تولید این دو محصول در ۲۰۱۹ و ۲۰۲۰ بوده است. به بیان دیگر این مراسم فقط رونمایی بود، کاری که اگر امثال اچ.تی.سی یا ال.جی یا شائومی انجام دهند مردم بی‌تفاوت از کنارشان رد می‌شوند. ولی وقتی یک چهره معروف و ماشین تبلیغاتی بزرگ آن را انجام می‌دهد، مردم هم مثل مرغ مقلد آن را تکرار می‌کنند. و چرا مهم است که ایلان ماسک را زیاد بالا نبریم؟ مگر از او حرف غیردقیق هم شنیده‌ایم؟ زَک استرادا برای ورج می‌نویسد:

معرفی یک کامیون بزرگ تسلا را وارد قلمرویی کاملا جدید می‌کند، آن هم در زمانی که رویداد بزرگ قبلی‌اش، معرفی مدل ۳ به عنوان یک سدان ارزان، به نتیجه نرسیده و حدود ۵۰۰,۰۰۰ نفر از مشتریان کمپانی که ۱,۰۰۰ دلار برای رزرو آن پرداخته بودند، هنوز که هنوز است منتظر دریافت محصولشان هستند. تسلا و ماسک در هفته‌های اخیر حالت دفاعی داشته‌اند و اعتراف کرده‌اند که «جهنم تولیدی» در کارخانه تسلا در فِرمانت و گیگافکتوریِ باتری‌سازی در نِوادا برقرار است. مشکلات تولیدی مدل ۳ یکی از دلایل تعویق مراسم دیشب هم بود که قبلا قرار بود ۴ آبان برگزار شود. در ضمن تسلا اوایل این ماه گزارش مالی فصل گذشته‌اش را اعلام کرد که بدترین گزارش تاریخ کمپانی بود، و تا اینجای سال مالی ۲۰۱۷ بیش از کل سال ۲۰۱۶ پول سوزانده است.

وقتی وضعیت افتضاح امروزِ تسلا را در نظر نداشته باشید، خیلی راحت می‌شود توییت‌های غیردقیقی مثل مورد زیر -که وطنی ست- نوشت:

این ماشین جدید تسلا [که] به تولید انبوه برسد، وارد یک مرحله جدید می‌شویم. یک ماشین کاملا پاک با سرعت خیره کننده و امکان حرکت ۱۰۰۰ کیلومتر با یک [بار] شارژ!! به نظرم در صنعت ماشین عملا معادل همان انقلابی هست که آیفون در صنعت تلفن همراه ایجاد کرد.

کافی است کلمه تسلا را در توییتر جستجو کنید و بی‌شمار نظر اشتباهِ مشابه این از مردم و رسانه‌ها پیدا کنید، -و احتمالا وبِ فارسی هم پر از آنها است. قطعی پنداشتن آینده در حالی که تسلا در قول‌های دیروزش مانده، به اندازه کافی تخیلی ست. مقایسه با اپل که دیگر بماند.

  • اول از هر چیز، اپل شرکتی است که محصول آماده فروش را معرفی می‌کند. دیگر خیلی دیر بشود ۴-۵ ماه بین معرفی و عرضه فاصله می‌افتد، و در مورد آیفون که این فاصله معمولا ۲ هفته است؛ آیفون X استثنای نیم دهه اخیر بود و بین معرفی و عرضه‌اش ۲ ماه فاصله افتاد. در آن طرف تسلا، هیچ رکورد خوبی در نگه‌داشتن قول‌هایش ندارد و اغلب مشتریان را معطل می‌کند. نقل است که در قدیم، وقتی اپل می‌خواست آیفون را بسازد، ماشین‌های تراشکاری با دقتی مشابه دستگاه‌های پروتوتایپ‌سازی داخل استودیوی کوپرتینو را پیدا نکرد. و جانی آیو و استیو جابز به کمتر از عالی راضی نبودند، بنابراین تمام ماشین‌های پروتوتایپ‌سازی موجود در بازار را خریدند و به کارخانه‌های فاکسکان فرستادند. ایلان ماسک بیش از یک دهه قبل تسلا را تاسیس کرده، ولی هنوز در مهمترین کار درمانده می‌نماید: تولید به اندازه تقاضا. و این به من می‌گوید ماسک بیش از آنکه خود تغییر باشد، نماد تغییر است. اما اپل، خودِ خودِ تغییر بود. تاثیر این دو شرکت روی دنیا، قابل مقایسه نیست.
  • دوم اینکه، قیمت رودسترِ جدید تسلا ۲۰۰,۰۰۰ دلار است، یعنی در بازار خودروها یک محصول دست‌نیافتنی برای -حدس می‌زنم- ۹۵ درصد مشتریان است. برعکس، آیفون در بازار تلفن‌ها از ارزان تا گران را پوشش می‌دهد (۴۰۰ تا ۱,۰۰۰ دلار). پس اگر مقایسه‌ای مناسب باشد، مقایسه تسلا مدل ۳ با آیفون است. به بیان دیگر، محصول لوکس و عالی فقط وقتی طلایه‌دار تغییر می‌شود که بتوان آن را برای بیشتر -یا همهٔ- مردم مقرون به صرفه کرد. اپل این کار را استادانه -مستقل و با همکاری شرکت‌های مخابراتی- انجام داده است، تسلا اما هنوز دارد در جا می‌زند.

خلاصه اینکه، ایلان ماسک می‌تواند روی صحنه محصولات و شرکت‌های رقیب را مسخره کند و اعداد و رکوردهای جدیدش را به رخ بکشد. اما خودش را هم می‌شود به راحتی مسخره کرد. تغییر واقعی یعنی این که (به نقل از جان گروبر در یکی از اپیزودهای پادکستش):

اگر شما امروز جدیدترین آیفون را بخرید، تراشه داخل آن از تراشهٔ داخل تلفن بیل گیتس، ثروتمندترین مرد روز زمین، قوی‌تر خواهد بود. این همان خدمت واقعی است که اپل به مردم کرده: عمومی‌سازی و در دسترس قرار دادن تکنولوژی به معنی واقعی، و توانمندسازی جامعه با عرضه قوی‌ترین‌ها به مصرف‌کننده عام.

تسلا وقتی شایسته مقایسه با اپل خواهد شد که بتواند مدل ۳ -نه رودستر!- را از جهنم تولیدی به بهشت تولیدی وارد کند. و آن وقت با اپل مقایسه‌اش کنید.


مینگ چی-کوئو: اپل در ۲۰۱۸ آیفون ۱۰ پلاس ۶.۵ اینچی و مدل ۶.۱ اینچی ال.سی.دی را می‌سازد

نویسنده: نیما دادگستر

جو راسینیال برای مک‌رومرز می‌نویسد:

مینگ چی-کوئوی معروف در گزارش جدید خودش نوشته که اپل در سال ۲۰۱۸ سه آیفون جدید معرفی خواهد کرد: مدل ۵.۸ اینچی و ۶.۵ اینچی با نمایشگر OLED و مدل ۶.۱ اینچی با نمایشگر LCD و طراحی مشابه آیفون ۱۰.

کوئو معتقد است که مدل ۵.۸ اینچی ۲۰۱۸ رزولوشن مدل امسال را حفظ می‌کند (تراکم پیکسل ۴۵۸) اما مدل ۶.۵ اینچی تراکمی بین ۴۸۰ تا ۵۰۰ پیکسل در اینچ خواهد داشت، در حالی که مدل ۶.۱ اینچی فقط ۳۲۰ تا ۳۳۰ پیکسل در هر اینچ خود جا خواهد داد.

به نوشته او، قیمت این مدل جدید LCD از ۶۴۹ یا ۷۴۹ دلار شروع خواهد شد:

دو مدل OLED جدید، پرچمدارهای ۲۰۱۸ خواهند بود و بالای بازار را هدف می‌گیرند؛ مدل TFT-LCD جدید با همان طراحی، میانه و پایین بازار را هدف می‌گیرد: ما بر این باوریم که تفاوت اندازه دو مدل OLED سلایق مختلف را پوشش خواهد داد. مدل LCD هم از نظر سخت‌افزار و مشخصات دیگر (مثلا تراکم پیکسل) پایین‌تر خواهد بود اما ارزش‌های خاصی مثل طراحی بدون حاشیه، رابط کاربری مدرن و دوربین سه‌بعدی جلو را از پرچمدارها قرض می‌گیرد، که قیمت‌گذاری آن را توجیه می‌کند.”

ساختن مدل پلاس برای آیفون ۱۰ قابل پیش‌بینی بود، اما مدل ال.سی.دی کمی اختلاف بر انگیز شده است. بر خلاف جان گروبر من فکر می‌کنم ساختن یک آیفون ارزان‌تر با طراحی آیفون ۱۰ آن هم در فاصله کمتر از ۱ سال از معرفی این طراحی بی‌حاشیه، کاملا منطقی است. آیفون ۸ و ۸ پلاس به دو دلیل معرفی شدند: (۱) به عنوان «ضربه‌گیر» با همان طراحی آشنای ۱۰ سال اخیر تا کاربران غیرگیک اپل، ناگهان با دیدن آیفون ۱۰ و قیمت بالا و طراحی متفاوتش نگریزند. (۲) به عنوان «میان‌رده موقت»، چون مقیاس تولید اپل آنقدر بزرگ است که در ۲۰۱۷ توان تولید آیفون‌های بی‌حاشیه در تیراژ چند-ده-میلیونی را نداشت و از طرفی هم نمی‌توانست بخشی از بازار را با مدل‌های قدیمی پارسال حواله دهد، پس آیفون‌های سری ۸ معرفی شدند. اما داستان ۲۰۱۸ متفاوت خواهد بود.

شاید مینگ چی-کوئو اندازه نمایشگر این آیفون ال.سی.دی جدید را درست گزارش نکرده باشد. ولی سابقهٔ او نشان می‌دهد که در تشخیص فُرم‌های فیزیکی جدید، معرکه است. هیچ چیزی بهتر از یک‌دست سازی اکوسیستم نیست و اپل هم قطعا همین هدف را دنبال می‌کند. بعد از ۴ سال معرفی آیفون با یک طراحی ثابت (از آیفون ۶ تا ۸)، تغییر فُرم مدل ال.سی.دی کار سختی نیست. البته امیدوارم آیفون SE هم به روز شود. افراد زیادی را می‌شناسم که به خاطر قیمت مقرون به صرفه‌اش -در مقایسه با بقیه آیفون‌ها- کاربر اکوسیستم اپل شده‌اند.

آمازون با اقتباس از ارباب حلقه‌ها، یک سریال تلویزیونی چند فصلی می‌سازد

نویسنده: نیما دادگستر

آمازون در یک بیانیه خبری رسمی اعلام کرد:

آمازون حقوق جهانی پخش تلویزیونی ارباب حلقه‌ها با اقتباس از رُمان‌های تخیلی جی.آر.آر تالکین را در قالب یک تعهد تولید چند فصلی، خریداری کرده است. این سریال اوریجینال از آمازون پرایم توسط استودیوهای آمازون و در یک همکاری با تالکین استیت اَند تراست، هایپرکالینز، و نیولاین سینما (زیرمجموعه‌ای از وارنر برادرز. انترنِینمِنت) تولید خواهد شد.

شارون تال ایگوئادو، رئیس بخش سریال‌های داستانی در آمازون استودیوز می‌گوید، “ارباب حلقه‌ها یک پدیده فرهنگی است که در قالب‌های ادبی و سینمایی تخیلات چند نسل را در خود جای داده است، و ما به همکاری با  تالکین اِستیت، هارپر کالینز و نیولاین در این پروژه هیجان‌انگیز تلویزیونی افتخار می‌کنیم و خوشحالیم که طرفداران ارباب حلقه‌ها در این سفر حماسی با ما به سرزمین میانه می‌آیند.”

این اقتباس تلویزیونی به داستان‌های قبل از کتاب یاران حلقه خواهد پرداخت. قرارداد آمازون شامل تولید سریال‌های اسپین-آف هم می‌شود.

در سال ۱۹۹۹ بود که ارباب حلقه‌ها به عنوان کتاب محبوب مشتریان آمازون در پایان هزاره میلادی انتخاب شد و در بریتانیا نیز کتاب محبوب تمام اعصار انتخاب شده است. اقتباس‌های سینمایی آن از نیولاین سینما و به کارگردانی پیتر جکسن، نزدیک به ۶ میلیارد دلار درآمد جهانی داشتند و این سه‌گانهٔ سینمایی در مجموع ۱۷ اسکار، از جمله بهترین فیلم را برای عوامل تولیدش به ارمغان آورد.

این مجموعهٔ جدید برای پخش در سرویس آمازون پرایم تولید خواهد شد و مشترکین آن می‌توانند در ۲۰۰ کشور دنیا همزمان شاهد پخشش باشند.

در مدیومِ سینما بسیاری از شاخ‌و‌برگ‌های کتاب‌ها حذف می‌شود، پردهٔ نقره‌ای گران است و حوصلهٔ مخاطبش هم کم. اما در مدیومِ تلویزیون، محدودیت‌ها کمترند و همین مرا امیدوار کرده که آمازون بتواند تمام کتاب‌ها، تمام کاراکترها، و تمام داستان‌های آثار تالکین را به جعبهٔ جادویی بیاورد.

برای من دنیایی که تالکین خلق کرده، حتی از دنیایی که در آن زندگی می‌کنیم هم جذاب‌تر است. قبلا وقتی خبر «انتشار کتاب بِرِن و لوثیِن» منتشر شد، نوشتم:

امیدوارم تا زنده‌ایم، یکی از غول‌های محتوا -مثلا اچ.بی.او یا نتفلیکس- دنیای تالکین را از کتاب اول تا آخر و با بهترین کیفیت ممکن به تصویر بکشد. واقعا ۳ فیلم ارباب حلقه‌ها و ۳ فیلم هابیت، حق مطلب را ادا نمی‌کنند.

ممنون جف بِیزُس.


خطر سقوط بیتکوین را تهدید می‌کند و بیتکوین کَش خیز بر می‌دارد

نویسنده: نیما دادگستر

جِف بِرویک در دالر ویجلَنتی می‌نویسد:

باور کنید… جنگی بر سر بیتکوین در جریان است.

ماه‌ها قبل به مشترکین TDV می‌گفتم که بیتکوین کُر و بلاک‌استریم در واقع آلت دست گلوبالیست‌ها هستند برای یکی از این دو هدف: (۱) تسلط بر بیتکوین، (۲) نابودی آن. یا لااقل کسب منافعی از طریق کُند و گران کردن هزینه استفاده از آن.

اگر غیر از این باشد، نمی‌شود میل این دو نهاد به افزایش وحشتناک هزینه ارسال بیتکوین -تا صدها دلار- را توجیه کرد. در حقیقت، آنها عاشق این گرانی هستند.

طرح بیتکوین Segwit2x قرار بود راه‌حلی باشد برای افزایش سرعت شبکه و کاهش هزینه ارسال. ولی همان‌طور که می‌دانید این هفته این طرح لغو شد. در ابتدا، اهالی دنیای ارزهای رمزپایه نمی‌دانستند چطور به این اتفاق واکنش نشان دهند. بیتکوین تا نزدیکی ۸,۰۰۰ دلار رفت و بعد سریع به ۷,۰۰۰ دلار برگشت. بقیه ارزهای رمزپایه هم بالا رفتند زیرا سرمایه‌گذارها به دنبال بهترین راه برای حفظ ارزش بیتکوین‌های خود در زمان انشعاب جدید بودند.

اما اوضاع چقدر سریع عوض می‌شود. بیتکوین امروز به زیر ۶,۵۰۰ دلار برگشته و بسیاری از ارزهای جانبی هم سقوط کرده‌اند. تنها یک ارز بود که نمودارش روز سبزی را پشت سر گذاشت… آن هم چه سبزی. بیتکوین کَش بیش از ۵۰ درصد صعود کرد، تا مرز ۱,۰۰۰ دلار بالا رفت و در یک روز حجم معاملات آن به رقم ۵ میلیارد دلار رسید… یعنی تقریبا برابر بیتکوین. اگر قیمتش را با قبل مقایسه کنیم، از ۳۲۰ دلار یک ماه پیش حدود ۲۰۰ درصد رشد را به خود دیده است.

من در آگوست (۴ ماه قبل) به مشترکین وبلاگم گفته بودم که بیتکوین کَش را نفروشند. دلیلش؟ چون در آخر داستان، ممکن است این ارز تبدیل به تنها بیتکوینِ واقعی بازار شود. بیتکوینِ واقعی دیگر چیست؟ جواب این سوال آسان نیست.

ببینید… اگر فکر می‌کنید که بیتکوین یک ارز دیجیتال ضد-سرمایه‌داری است که می‌تواند مبادلات میلیون‌ها یا میلیاردها نفر را سریع و ارزان انجام دهد و به این روش ارزهای وابسته به بانک‌های مرکزی را از بین ببرد… آن وقت بیتکوینِ واقعی بیتکوین کَش خواهد بود.

من نمی‌دانم چطور می‌شود کارهای گروه توسعه‌دهندگانی را که پشت بیتکوین کُر هستند توضیح داد. بلاک‌استریم بزرگترین تامین‌کننده آنها و کارفرمای بسیاری‌شان است. چه کسی مالک بلاک‌استریم است؟ خب، یکی از سهام‌داران بزرگش غول بیمه‌گذاری دنیا آکسا (AXA) است. مدیرعامل و رئیس آکسا اتفاقا رئیس گروه بیلدربرگ هم هست، آقای هنری دِ کاستریز.

بله، عملا فردی که بیشترین کنترل را بر توسعه بیتکوین دارد، رئیس گروه مرموز بیلدربرگ است. اگر گلوبالیست‌ها می‌خواستند بیتکوین را نابود کنند، دقیقا همین روشی را در پیش می‌گرفتند که بلاک‌استریم در پیش گرفته است.

آیا منظورم این است که برخی از توسعه‌دهنده‌های اصلی بیتکوین آلت دست ثروتمندان و صاحب نفوذان شده‌اند تا بیتکوین را به سمت نابودی هدایت کنند؟ این را فقط خودشان می‌دانند. اما من تعجب نمی‌کنم اگر آنها فریب خورده باشند. منظورم توهین نیست، من آدم‌های فنی را خوب می‌شناسم. آنها بسیار دوست‌داشتنی و از ملزومات کُدنویسی هستند. اما وقتی پای شناخت ساز و کارهای زندگی، اقتصاد، پول، بازاریابی یا حتی پیدا کردن دوست دختر وسط می‌آید…فراموش‌شان کنید، تعطیل هستند.

به هر حال، فرقی ندارد که آنها از این مسئله بی‌خبر هستند یا شریک جرمند، چون حالا سرمایه‌گذارهای ضد نظم موجود حرکتی جدی را شروع کرده‌اند تا بیتکوین را پس بگیرند و آن را آزاد کنند. یکی از آنها که در این مسیر نقش جدی ایفا کرده، راجر وِر است. او امروز این توییت را نوشت:

“اگر واقعیت مخالف دیدگاه‌های قبلی شما است، پس پیش‌فرض‌هایتان اشتباه هستند. اقتصاد بخوانید تا بهتر درک کنید که چرا اقبال عمومی به بیتکوین کَش به زودی بیشتر از گرایش به بیتکوین خواهد شد.”

هزینه مبادله بیتکوین و بیتکوین کَش

اریک فالک‌وینج موسس حزب سیاسی پایرت پارتی سوئد هم در توییتی نوشت:

“دقیقا بازار میل اکثریت را به ما نشان خواهد داد. سقوط ۱,۰۰۰ دلاری امروز بیتکوین در کنار صعود ۵۰ درصدی بیتکوین کَش یک نشانه است، و آینده خیلی جالب خواهد بود.”

او در ادامه پیش‌بینی کرده است:

“با احتیاط پیش‌بینی می‌کنم که وقتی بیتکوین کَش به ۲,۰۰۰ تا ۲,۵۰۰ دلار برسد، شاهد سقوط بیتکوینِ قدیمی خواهیم بود و مردم پشت درهای خروجی صف می‌کشند، البته غیر از عده اندکی که خودشان را عقل کل می‌دانند.”

آیا معنی تمام این حرف‌ها این است که من بیتکوین‌هایم را می‌فروشم و بیتکوین کَش می‌خرم؟ نه. اما از ۱ آگوست که انشعاب بیتکوین کَش اتفاق افتاد، به همه توصیه کرده‌ام آن را نگه دارند. به خاطر همین اتفاقی که دیروز و امروز افتاد. جنگ هنوز تمام نشده. از بسیاری جهات، حتی هنوز شروع هم نشده است.

من به دلایلی تصمیم گرفتم کمتر از بیتکوین بنویسم و توییت کنم، اما فکر کردم این نوشته جِف ارزش در میان گذاشتن با شما را دارد. دانستن بعضی چیزهای پشت پرده برای همه لازم است، به خصوص وقتی پای پس‌اندازشان در میان باشد. لینک‌های درون مطلبی به مطالب قبلی‌ام را هم بخوانید، پس زمینه خوبی به شما می‌دهند.

و راستی، بیتکوین کَش الآن بالاتر از ۱,۰۰۰ دلار است.


کالبدشکافی آیفون X

نویسنده: نیما دادگستر

وبسایت iFixit مثل همیشه کالبدشکافی کاملی از پرچمدار جدید اپل تهیه کرده است. طبق انتظارهای قبلی، داخل تلفن بیشتر به باتری اختصاص یافته و صفحه مدار طبقاتی آن چیزی است که برای اولین بار در آیفون ها می بینیم.

قبلا در بلاگیک به مطلبی از بلومبرگ لینک دادم که با کمک iFixit به داخل مدل های قبلی آیفون ها سرک کشیده بود. حالا این کالبدشکافی جدید آن را تکمیل می کند.

بعد -یا قبل!- از دیدن عکس‌ها سری هم به این ویدیوی پشت صحنه کالبدشکافی بزنید که iFixit با کمک وایس آن را تهیه کرده است.


پایانِ کِوین اِسپِیسی (نتفلیکس او را از خانه پوشالی اخراج کرد)

نویسنده: نیما دادگستر

کلویی مِلاس برای سی.ان.ان میدیا می‌نویسد:

دستیار تولید سابق، که هرگز قبلا در این باره صحبت نکرده بود، به سی.ان.ان می‌گوید که کِوین اسپِیسی در جریان ساخت فصل‌های اول خانهٔ پوشالی او را آزار جنسی داده است. هر هشت نفری که با سی.ان.ان در این باره صحبت کرده‌اند، بر مخفی ماندن نامشان تاکید دارند تا به دلیل افشای این مسئله مورد طرد جامعه کاریشان قرار نگیرند. آنها رفتار اسپیسی را “درنده‌خو” توصیف کرده‌اند، که شامل لمس نامناسب، نظرات ناپخته و هدف قرار دادن کارمندان پشت صحنه -که اغلب مردان جوان بوده‌اند- می‌شده است.

این اظهارات به دنبال انتشار مقاله انفجاری بازفید در هفته گذشته است، که در آن بازیگری به نام آنتونی رَپ از آزار جنسی خود توسط اسپیسی در سال ۱۹۸۵، زمانی که رَپ فقط ۱۴ سال داشت، پرده برداشته است.

دوشنبه قبل اسپیسی یک نامه عذرخواهی در مورد مسئله رَپ نوشت که در آن آمده است، “صاقانه باید بگویم که آن دیدار را به خاطر نمی‌آورم، بیش از ۳۰ سال گذشته، اما اگر آنچه که او (رَپ) توصیف می‌کند از من سر زده، بابت رفتار نامناسب ناشی از مستی یک عذرخواهی از صمیم قلب بدهکارم، و متاسفم که مجبور شده احساساتی که پیامد آن حادثه بوده را تمام این سال‌ها بر دوش بکشد.” اسپیسی در این نامه بر هم‌جنس‌گرا بودن خود هم مهر تایید زده است.

به دنبال این گزارش، نتفلیکس تولید فصل ششم خانهٔ پوشالی را (که به تازگی شروع شده بود) فعلا متوقف کرده و البته بلافاصله بعد از گزارش بازفید، اعلام شد که این فصل آخرین فصل سریال خواهد بود و فصل هفتمی در کار نیست.

به‌روز‌رسانی: در خبری تکمیلی سخنگوی نتفلیکس اعلام کرد، “نتفلیکس در تولید خانه پوشالی که کوین اسپیسی در آن نقش داشته باشد، هیچ مشارکتی نخواهد داشت. ما به گفتگو با تولیدکننده سریال (MRC) ادامه خواهیم داد تا راه‌های ادامه سریال را دنبال کنیم. ما همچنین تصمیم گرفته‌ایم که اکران فیلم Gore که تهیه و بازیگری آن با کوین اسپیسی بوده را هم لغو کنیم.” به بیان دیگر، نتفلیکس کوین اسپیسی را از سریال خانهٔ پوشالی اخراج کرده است و همه پیوندهای خود را هم با او قطع کرده است. حالا باید منتظر بمانیم و ببینیم که آیا فصل ۶ این سریال کلا لغو خواهد شد و برای همیشه پرونده این سریال بایگانی می‌شود، یا اینکه با کنار گذاشتن کاراکتر فرانک آندروود ادامه خواهد یافت، یا اینکه بازیگری برای ایفای نقش جایگزین کوین اسپیسی خواهد شد.

گوگل و ارسال محصول برای خریداران پیکسل ۲ اکس‌ال، بدون سیستم عامل!

نویسنده: نیما دادگستر

بِن اسکون برای ۹تو۵گوگل می‌نویسد:

گوگل پیکسل ۲ اکس‌ال جذابیت‌های زیادی دارد اما کنترل کیفیت ضعیف بسیاری از دستگاه‌های فروخته شده، برای کاربران دردسرساز شده است. مشکلات نمایشگر به کنار، یک مشکل عجیب دیگر هم این روزها بروز کرده: برخی کاربران پیکسل ۲ اکس‌ال‌های خود را بدون یکی از اجزای کلیدی دریافت کرده‌اند: اندروید.

گزارش‌های متعددی در رِدیت دریافت منتشر شده و کاربرها عکسی از پیکسل ۲ اکس‌ال بدون سیستم عامل فرستاده‌اند که در زمان بوت شدن پیغام “سیستم عاملی یافت نشد” را نمایش داده‌اند.

اندروید مرا چه کسی جا به جا کرد؟ نه جدی، وقتی نوشتم که «ساختِ گوگل» یک نمونه واضح از برندسازی کلاه‌بردارانه است، فکر نمی‌کردم گوگل بتواند در این خرابکاری روی دست خودش بلند شود.


بررسی‌های آیفون ۱۰، خلاصه‌وار از وب

نویسنده: نیما دادگستر

اولین بازخوردها از آیفون ۱۰ دیروز منتشر شدند. تعداد اندکی از ژورنالیست‌ها و رسانه‌ها (وایرد، بازفید، تک‌کرانچ، ایندیپندنت) حدود یک هفته آن را در اختیار داشتند، بعد از آنها یوتوبرهای معروف مورد نوازش اپل قرار گرفته بودند ولی کمترین توجه، به رسانه‌های فناوری شده بود که فقط ۱ روز برای بررسی آیفون ۱۰ وقت داشتند. در ادامه بخوانید…


«ساختِ گوگل» یک نمونهٔ واضح از برندسازی کلاه‌بردارانه است

نویسنده: نیما دادگستر

ولَد سَوُف برای ورج می‌نویسد:

افتضاح پیکسل ۲ اکس‌ال فقط یک تلفن را تحت تاثیر قرار نمی‌دهد؛ بلکه به برند “گوگل” در حوزه سخت‌افزار صدمه می‌زند.

بعد از معرفی پیکسل ۲ و ۲ اکس‌ال، همه چیز داشت آماده می‌شد تا هیاهوی اکتبریِ مثبتی برای تلفن‌های هوشمند گوگل شکل بگیرد، محصولاتی که قاعدتا بایستی بهترین گزینه برای متقاضیان اندروید خالص باشند.

و بعد پیکسل ۲ اکس‌ال بیرون آمد و مردم دریافتند که نمایشگر آن فهرستی بلندبالا از مشکلات دارد. روزهای خوشی که طرفدارهای اندروید بایستی از حاشیه‌های باریک، بلندگوهای عالی، و دوربین معرکهٔ پرچمدارشان می‌گفتند، تبدیل به کابوسی تاریک شد، پیش‌سفارش‌ها لغو شدند و امکان وفاداری به سخت‌افزار گوگل زیر سوال رفت. چطور گوگل می‌توانست در چنین مورد واضحی خرابکاری کند؟

در حالی که ما منتظر اعلام نتیجهٔ تحقیقات گوگل هستیم و پیکسل ۲ اکس‌ال را از فهرست پیشنهاداتمان خارج کرده‌ایم، سوال مهم این است که گوگل انتظار داشت با تلفن‌های پیکسل به چه دستاوردی برسد؟ اگر از خود کمپانی بپرسید، هدف اثبات این بود که تولید سخت‌افزار موبایل دیگر برایش یک علاقه‌جویی خالی نیست. هر چند در بلندمدت گوگل می‌خواهد پیکسل را رقیب و پاسخی به آیفون جا بزند، اما در کوتاه‌مدت، و در یک مقیاس واقع‌گرایانه‌تر، گوگل در پی ایجاد یک سپر در برابر سلطهٔ کامل سامسونگ بر اکوسیستم اندروید است.

به همین خاطر است که نواقص نمایشگر پیکسل ۲ اکس‌ال تبدیل به مشکلی چنین مخرب برای خانواده پیکسل شده‌اند. گوگل الآن در مرحله کسب اعتبار و شهرت‌سازی است. همه ما لوگو و نام و نشان گوگل را می‌شناسیم ولی عادت نداریم برند آن را روی یک سخت‌افزار ببینیم: یک نام آشنا در قلمرویی ناآشنا.

قطعا پیکسل ۲ اکس‌ال شهرت خوبی برای این تلاش نوپا ایجاد نکرده است. اپل با آنتن‌گِیتِ آیفون ۴ و سامسونگ با باتری‌گیتِ گلکسی نوت ۷، افتضاحات خودشان را به بار آورده‌اند ولی باید در نظر بگیریم که آن زمان، آیفون و گلکسی نوت برندهای جاافتاده‌ای بودند، ولی پیکسل چنین نیست.

چیز دیگری که خیلی‌ها در نظر نمی‌گیرند این است که “ساختِ گوگل” در این مرحله (سال ۲۰۱۷) یک دروغ بزرگ است. گوگل اکثر قطعات پیکسل‌ها را از بین مدل‌های موجودِ تولیدکنندگانی مثل سونی، الجی و … می‌خرد، احتمالا سنسور دوربین و تراشه ویژوال کُر تنها قطعات اختصاصی آن هستند. شاید بگویید، اپل هم همین‌طور است؛ گروه کُر هم‌آوازی می‌کنند: نه، نیست که نیست.

اپل همه قطعات محصولاتش را در خانه طراحی می‌کند، و فقط تولید آنها را به پیمانکارها می‌سپارد، حتی ساختار میکرونی نمایشگر OLED آیفون X هم طراحی خود اپل است، و سامسونگ فقط راهکار تولید انبوه آن را ارائه می‌کند. فراتر از قطعات، خطوط مونتاژ هستند. شاید فکر کنید فاکسکان و پگاترون آیفون و آیپد را برای اپل تولید می‌کنند. نه، فقط نیروی کار و کارخانه از آنها است، تمام ماشین‌آلات اسمبل و تراشکاری بدنه را اپل می‌خرد و در آنجا مستقر می‌کند.

تفاوت از زمین است تا آسمان و برای همین محکم می‌نویسم: «ساختِ گوگل» یک برندسازی کلاه‌بردارانه است. رِنِیْ ریچی سردبیر وبسایت آیمور در توییتر می‌نویسد:

بیایید واقع‌بین باشیم: [بر خلاف چیزی که می‌گویند] پیکسل “اولین تلفنِ طراحی شده توسط گوگل” نیست. گوگل سال‌ها دست‌اندرکار پروژه نکسوس بود و پیکسل سرشار از [دستاوردهای] طراحی صنعتیِ HTC است.

و پیکسل ۲ اکس‌ال ربطی به “جدی شدن گوگل در زمینه سخت‌افزار” ندارد، بلکه یک تلاش عجولانه دیگر برای ساختن “آیفونِ گوگلی” ست.

کاروبار سخت‌افزار پیچیده است. بهترین رویکرد از اینجا به بعد این است که (۱) گوگل وقت کافی بگذارد و کار سخت‌افزار را درست انجام دهد و (۲) رسانه‌ها محصولات گوگل را همانقدر موشکافانه بررسی کنند که محصولات اپل را زیر ذره‌بین می‌گذارند.

در این صورت همه برنده می‌شویم.

مثالی می‌زنم، اپل می‌گوید آیفون X تلفنی است سرتاسر نمایشگر. تا حدی درست است (یعنی که تا حدی هم غلط است). چون نمایشگرش تخت است لبه‌های انحناداری که از روبرو پیدا هستند، به هر حال حاشیه به حساب می‌آیند و پیشانی بزرگ آن که سیستم TrueDepth را در خود جا داده، عبارت “تا جایی که شده، سرتاسر نمایشگر” را به واقعیت نزدیک‌تر می‌کند!

اما داستانی که گوگل برای پیکسل تعریف می‌کند، آنقدر غلط است که بقیه چیزها در کنارش رنگ می‌بازند. گوگل، داستانش را بد تعریف می‌کند. می‌توانست “باهوش‌ترین گجت‌ها” را تبدیل به شعار اصلی خانواده پیکسل و هوم کند، کاری که کاملا منطبق بر برگ‌های برنده‌اش بود.

«ساختِ گوگل» شعار دروغی ست. برای خرید پیکسل‌های جدید باید این‌طور با خودتان کنار بیایید: پیکسل ۲ ساخت HTC است و پیکسل ۲ اکس‌ال ساخت LG.


رابرت اسکوبل، بلاگر تکنولوژی مشهور و کارمند قدیم مایکروسافت، آزاردهنده جنسیِ سریالی از کار در آمد

نویسنده: نیما دادگستر

سارا بوهر برای تک‌کرانچ می‌نویسد:

سرمایه‌گذارانی مثل دِیو مک‌کلور، جاستین کالدبِک و کریس ساکا، مایک کاگنیمدیر عامل سوفای، و یک مهندس ارشد اوبر در شش ماه اخیر متهم به آزار جنسی شده‌اند و زنان زیادی درباره این تجاوزها به سخت در آمده‌اند.

اما رابرت اسکوبل، که در گذشته متهم به بداخلاقی جنسی شده بود تا حالا قسر در رفته بود. تا اینکه اخیرا دو خانم جلو آمدند و او را به دستمالی بی‌شرمانه متهم کردند، البته هر دو اتفاق قبل از ۲۰۱۵ رخ داده بودند و اسکوبل اعتراف داردکه آن موقع الکلی بوده است.

او امروز عصر در مصاحبه‌ای با یو.اس.اِی تودِی بابت رفتارهای قبلی‌اش پوزش خواست، و دوباره مدعی شد که این رفتارها به دوره اعتیادش به الکل برمی‌گردد. این باعث شد خیلی‌ها رفتار گذشته اسکوبل را نادیده بگیرند و بگویند که گذشته‌ها گذشته است. اما طبق صحبت‌های ما (تک‌کرانچ) با چندین خانم، حقیقت چیز دیگری است.

با وجود عذرخواهی علنی اسکوبل در گذشته، گویا او همچنان به شرب خمر، کشیدن ماری جوانا، دعوت به نزدیکی با زنان می‌پرداخته است، حتی بعد از اینکه آنها از او خواسته‌اند دست از این کار بردارد.

بعد از اینکه کویین نورتون، یک ژورنالیست، در مدیوم اسکوبل را به دستمالی خودش متهم کرد، تحلیلگر ناسا، سارا سیتز هم زیر مطلب او نظری ارسال و اسکوبل را متهم کرد که یک سال و نیم قبل او را دعوت به خیانت کرده است. سیتز به تک‌کرانچ می‌گوید با اینکه اسکوبل را از خود رانده بود، اما اسکوبل دست از تعقیبش برنمی‌داشته است.

این همان بلاگری است که سال‌ها پیش زیر دوش آب با گوگل گلس سِلفی گرفت و لری پیج هم عکسش را روی صحنه یکی از مراسم‌های گوگل پخش کرد و مزه پراند. همان روز و با دیدن آن رفتار باید می‌فهمیدیم که یارو مشکل‌دار است ولی متاسفانه فرهنگ مردسالار و -صادقانه باید گفت، بسیاری اوقات- تهوع‌آور دنیای کسب‌و‌کار، معمولا این آشغال‌کله‌ها را بالا می‌برد، نه آنهایی را که بی‌ادعا سر در کار دارند.

اکونومیست در فوریه ۲۰۰۵ در مطلبی با تیتر «مدیر ارشد محبوبیت» درباره اثر اسکوبل بر وجهه مایکروسافت نوشته بود:

او تبدیل به یک ستاره کوچک در دنیای گیک‌ها شده، آدم‌ها بلاگ او را با تعصب می‌خوانند. جالب است که او جایی به موفقیت رسیده که لشگرهای کوچک روابط عمومی از سال‌ها پیش شکست خورده‌اند: او مایکروسافت را، که تاریخچه قلدربازی انحصارگرانه‌اش بر کسی پوشیده نیست، تبدیل به شرکتی کرده که وجههٔ تاریکش در نظر جهانیان بهبود یافته است، و به خصوص در نظر توسعه‌دهندگان نرم‌افزار که مخاطب اصلی‌اش هستند.

البته می‌دانیم که تلاش‌های او نتیجهٔ خاصی نداد، با روی کار آمدن iOS و اندروید، محبوبیت اپل و گوگل بین توسعه‌دهندگان با رشدی انفجاری از مایکروسافت عبور کرد. (امروز البته داستان دیگری داریم: مایکروسافت دارد محصولات جذابی می‌سازد، و لااقل چیزی برای نمایش دارد.)

شما می‌توانید الآن پادشاه باشید، از شرکت‌ها پول بگیرید و برایشان خوش‌رقصی کنید (که در ایران هم خیلی رایج است)، برای خودتان یک وجهه باحال بسازید و صاحب نفوذ (influencer) شوید. ولی در آخر روز، وقتی سرتان را روی بالش می‌گذارید فقط بله به این سوال مایه آرامش است: آیا اخلاق را رعایت کرده‌اید؟

اسکوبل در صفحه فیسبوکش یک عذرخواهی جدید منتشر کرده است. او نوشته از این پس شفاف، صادق و بی‌خطا خواهد بود. ما هم که باور کردیم.