جعبه‌گشایی، کالبدشکافی و تست خراش و سقوط آیفون ۸

نویسنده: نیما دادگستر

بررسی‌های زیادی از آیفون ۸ و آیفون ۸ پلاس منتشر شده و iOS 11 هم برای دستگاه‌های همخوان عرضه شده، حتما آنها را دیده و خوانده‌اید. به طور خلاصه، بررسی‌ها کاملا مثبت هستند؛ از iOS 11، تراشه A11 Bionic و دوربین‌های جدید خیلی تعریف شده، از شارژ القایی آیفون که البته در گام اول کند است (ولی سازندگان پدهای القایی به زودی با آپدیت نرم‌افزاری، سرعت آن را بیشتر خواهند کرد) استقبال شده است، ولی بعضا می‌خوانیم که این نسل از طراحی آیفون‌ها دیگر از مُد افتاده است. خب، همه منتظر لمس آیفون X هستند.

من وقتتان را با نقل قول از بررسی‌ها تلف نمی‌کنم. در عوض چند لینک برای آشنایی با آیفون ۸ اینجا می‌آورم:

می‌شود درباره قدیمی شدن طراحی آیفون‌های امسال (غیر از X) حرف زد، اما کیفیت تولید آنها هنوز در اوج است.

تنها بررسی iOS 11 که خواندنش توصیه می‌شود

نویسنده: نیما دادگستر

به سبک سال‌های اخیر، من همه بررسی‌های iOS جدید را نادیده می‌گیرم و یک راست می‌روم سراغ مک‌استوریز و بررسی جامع فدریکو ویتیچی که از هر نظر معرکه است؛ طولانی، پر از جزئیات، و به قلم کسی که برای کار حرفه‌ای از آیپد استفاده می‌کند.

او در مقدمه بررسی ۲۵ صفحه‌ای‌اش برای iOS 11 می‌نویسد:

برای دومین بار در سه سال اخیر، آیپد دنباله‌رُوی آیفون نیست. با iOS 11 آیپد به مسیر اختصاصی خودش می‌رود. این بار، بدون اینکه کاربران را در حالت تعلیق باقی بگذارد.

iOS 9 یک نقطهٔ عطف مهم برای پلتفرم آیپد بود. بر خلاف به‌روز‌رسانی‌های قبلی، آیپد با iOS 9 از تعصبات بلندمدت قبلی دور شد و پا را فراتر از تجربهٔ راحتی گذاشت که به خاطر تشابه با آیفون به کاربران می‌داد.

اما از بسیاری جهات، iOS 9 کافی نبود. بهبودهایش در کارایی آیپد، امروز در نگاهی به گذشته، مثل اولین تلاش‌ها برای احیای اکوسیستم اپ‌ها و نرم‌افزارش بودند. اما جنبه‌های کلیدی iOS 9 کاملا صیقل نخورده بودند و شاید این، ندایی بود که در زیر جلد آن زمینه برای بهبودها و تغییرات آینده آماده شده.

آن آینده، پارسال با iOS 10 از راه رسید اما فقط به حس تعلیق ما درباره آینده آیپد اضافه کرد. حالا با iOS 11، اپل دوباره چشم‌اندازی محکم برای آیپد نشان داده است. چندوظیفگی را با چندلمسی در هم آمیخته‌اند تا به درَگ-اَند-دراپ هدفی جدید بدهند؛ بهترین ویژگی‌های گرفته شده از مک -از مدیریت فایل تا داک- از نو بازاندیشی، ساده‌سازی و به طور خاص برای iOS توسعه داده شده‌اند.

iOS 11 داستانی منسجم را هم برای آیپد و هم آیفون ارائه می‌کند.

غیر از تغییراتی که در رابط کاربری iOS 11 دیده می‌شود و در بررسی فدریکو کامل آمده‌اند، اپل ابزارهای جدیدی مثل CoreML و ARkit را هم در اختیار توسعه‌دهندگان قرار داده تا با آنها بتوانند به هوش مصنوعی و یادگیری ماشینی و واقعیت افزوده اپل هم دسترسی داشته باشند. برای نمونه فرزاد نظیفی، یکی از دوستان بلاگیک که توسعه‌دهنده iOS است، با استفاده از CoreML اپی به نام GetFilter برای iOS 11 (دانلود) نوشته است که کاربردش مسدودسازی اسپم‌های تبلیغاتی (SMS Spam) است. این اپ نه فقط با مدل‌سازی خودکار شماره‌های اسپم را فیلتر می‌کند، بلکه امکان افزودن فیلتر به صورت دستی (هم شماره‌های مزاحم، هم کلیدواژه‌ها) را هم می‌دهد. انتظارش را داشته باشید که ARkit هم مثل CoreML تغییرات ملموس زیادی را به ارمغان آورد.


گوگل با پرداخت ۱.۱ میلیارد دلار تیم توسعهٔ پیکسل را از اچ.تی.سی می‌خرد

نویسنده: نیما دادگستر

ریچرد لِی برای انگجت می‌نویسد:

بعد از هفته‌ها گمانه‌زنی، بالاخره HTC اعلام کرد که با گوگل به توافق رسیده و بخشی از گروه تحقیق‌و‌توسعه‌اش (Powered by HTC) که در پشت پردهٔ ساختِ تلفن‌های پیکسل و پیکسل XL برای گوگل بوده، با مبلغ نقدی ۱.۱ میلیارد دلار به شرکت امریکایی فروخته خواهد شد. به گفته مدیر مالی HTC، پیتر شِن، این مساوی با پیوستن نیمی -بله درست خواندید، نیمی- از ۴,۰۰۰ کارمند گروه تحقیق‌و‌توسعه HTC به گوگل است.

او تاکید دارد که HTC همچنان به توسعه تلفن‌های هوشمند خودش هم خواهد پرداخت، از جمله محصولات پرچمدار. ضمن اینکه به عنوان بخشی از توافق با گوگل، شرکت امریکایی گواهی استفاده از دارایی‌های معنوی HTC را هم دریافت می‌کند. انتظار می‌رود که تا اوایل ۲۰۱۸ این معامله تایید و نهایی شود.

تصورهای اولیه این بود که گوگل کل شرکت HTC را می‌خرد، اما نه. گویا داغ شکست موتورولا -که گوگل آن را به لنوو فروخت- هنوز در مانتِین ویُو تازه است و برای همین آنها روش عملگرایانه‌تری را در پیش گرفتند.

بعضی شرکت‌ها مثل سامسونگ و الجی، خودشان تلفن‌ها را توسعه می‌دهند و قطعات لازم برای آنها را می‌سازند، و به این صورت صفر تا صد کار را به شکل درون‌سپاری انجام می‌دهند. برخی شرکت‌های دیگر، مثلا اپل، خودشان فناوری‌های مورد استفاده در محصولات‌شان را طراحی می‌کنند ولی به روش برون‌سپاری تولید قطعات و مونتاژ محصولات را پیمانکارها واگذار می‌کنند، و البته برای حصول بهترین نتیجه مهندسین و مشاورین‌شان از نزدیک با تولیدکنندگان در ارتباط هستند.

گوگل پارسال اولین نسل تلفن‌ها با برند خودش را معرفی کرد: پیکسل و پیکسل XL. آنها ضمن اینکه برند گوگل را روی خود داشتند، اما در قالب یک همکاری بین تیم سخت‌افزاری گوگل و تیم تحقیق‌و‌توسعه HTC طراحی و سپس برای تولید به HTC سپرده شده بودند. حالا کاری که گوگل کرده این است: مهندسین پروژه پیکسل را که در استخدام HTC بودند جذب کرده تا کار طراحی و توسعه تلفن‌هایش را کاملا در داخل انجام دهد و فقط تولید آنها را برون‌سپاری کند، نه اینکه توسعه آنها ۵۰-۵۰ با یک پیمانکار بیرونی انجام شود.

انتخابی با کمترین ریسک و چالش برای هر دو کمپانی.


کمی درباره تراشه A11 Bionic، مغز آیفون‌های ۲۰۱۷

نویسنده: نیما دادگستر

لانس یولانُف از وبسایت مَشبل با فیل شیلر، مدیر تیم بازاریابی جهانی اپل، و جانی سروجی، مدیر تیم فناوری‌های سخت‌افزاری اپل (یا همان تیم سیلیکُن اپل)، مصاحبه‌ای کرده و در آن درباره تراشه A11 Bionic مورد استفاده در آیفون ۸ و ۸ پلاس و آیفون X چیزهای جالبی می‌خوانیم. تراشه‌ای که علاوه بر موتور پردازشی (CPU) و موتور گرافیکی (GPU)، یک موتور عصبی (Neural Engine) هم داخل خود دارد:

سروجی می‌گوید، “طراحی تراشه‌های اختصاصی کاری است که ما ۱۰ سال پیش شروع کردیم، زیرا این بهترین راه برای بهینه‌سازی مورد نظر اپل برای رابطه بین سخت‌افزار و نرم‌افزار است.”

شیلر در جریان مراسم چند ویژگی جدید برای آیفون اعلام کرد، چیزهایی مثل موتور پردازش گرافیکی اختصاصی، واحد پردازش تصویر بهبودیافته (ISP)، و موتور عصبی (Neural Engine) اپل که کاملا جدید است. تمام این بخش‌ها در کنار هسته‌های پردازشیِ اصلی در داخل A11 Bionic قرار گرفته و با بیش از ۴.۳ میلیارد ترانزیستور ساخته شده‌اند.

سروجی به من گفت که اپل کار طراحی هر تراشه را سه سال زودتر برنامه‌ریزی می‌کند، یعنی وقتی که آیفون ۶ و تراشه A8 داخلش به بازار آمدند، A11 که این هفته معرفی شد، در دست توسعه بوده است. اما آن سال هنوز حتی حرفی از یادگیری ماشینی (ML) و هوش مصنوعی (AI) بر روی دستگاه‌های موبایل، در میان نبود. سروجی می‌گوید، “موتور عصبیِ A11، قماری است که ما سه سال زودتر انجام داده بودیم.”

گاهی تیم‌های اپل، مثل تیم بازاریابی شیلر و تیم نمایشگر با نیازمندی‌های خاصی به سراغ سروجی می‌آیند، ایده‌هایی درباره اینکه ۳ سال بعد به چه چیزهایی نیاز خواهند داشت (مثلا، چطور می‌توانیم نمایشگر سوپر رتینا را پشتیبانی کنیم؟) گاهی هم نیازمندی‌ها به صورت ضرب‌الاجل پیش می‌آیند. سروجی می‌گوید، “آن وقت باید آنها را به واقعیت تبدیل کنیم. نه اینکه بگوییم، ‘نمی‌شود، بگذار بروم سراغ نقشه راهم و ببینم پنج سال دیگر چه چیزی کف دستت می‌گذارم’.”

شیلر A11 Bionic را چنین توصیف می‌کند. مجموعه‌ای از تغییرات در طراحی، معماری و فناوری. برخی کاملا جدید، برخی ارتقای نسل قبلی.

برای مثال، هسته‌های پربازده و کم‌مصرفی که در A10 Fusion معرفی شدند امسال هم هستند، اما هسته‌های کم‌مصرف از دو به چهار عدد افزایش یافته و کنترلر جدید از پردازش غیرمتقارن چندهسته‌ای پشتیبانی می‌کند. این یعنی A11 می‌تواند ۱، ۲، ۳، ۴، ۵ یا ۶ هستهٔ پردازشی را همزمان به کار بگیرد. این امکان ویژهٔ مدیریت هسته‌های ۱۰ نانومتری یکی از دلایل ۷۰٪ مصرف انرژی کمتر (همزمان با افزایش ۲۵ درصدی بازده) نسبت به A10 است.

پردازشگر سیگنال‌های تصویری (ISP) که با دوربین‌ها کار می‌کند، هم از نظر رنگ و هم عملکرد در نور کم بهبود یافته است، و در ضمن امکان نورپردازی در حالت پرتره (دوربین جلو و عقب) را فراهم کرده که دو نوعِ متفاوت از نقشه‌برداری سه-بعدی چهره را میسر و انواع نورپردازی را روی آنها اجرا می‌کند.

در این بین، موتور عصبی و موتور گرافیکی اختصاصی اپل دو موجود کاملا جدید هستند. سروجی درباره دومی می‌گوید، “در مورد سیستم-روی-چیپ که شامل واحد پردازش مرکزی، واحد پردازش سیگنال تصویری، نمایشگر، و … است، ما هر جایی که فکر کنیم می‌شود ارزش و بهینه‌سازی خاصی برای اپل انجام داد، می‌رویم و آن را اضافه می‌کنیم. این کاری است که در ۳۰ سال اخیر مدام انجام داده‌ایم.” شیلر اضافه می‌کند، “این‌طور نبوده که مثل لوگو قطعات آماده را کنار هم سوار کنیم، این تیم تک‌تک اجزا را طراحی کرده تا با هم کار کنند.”

هوش مصنوعی داخلی تراشه

سروجی می‌گوید، “وقتی به اپ‌ها و نرم‌افزار نگاه می‌کنیم، برای برخی الگوریتم‌ها بهتر است از یک مدل خاص برنامه‌نویسی کاربردی استفاده شود.” این در مورد قابلیت تشخیص چهره آیفون X و Face ID و نیز تشخیص اشیا در واقعیت افزوده صدق می‌کند. همه اینها با کمک شبکه‌های عصبی، یادگیری ماشینی و یادگیری عمیق (که زیرمجموعه یادگیری ماشینی است) کار می‌کنند. این پردازش‌های عصبی را می‌توان روی موتور پردازش مرکزی یا حتی بهتر، موتور گرافیکی هم انجام داد. اما به گفتهٔ سروجی، “برای این مدل‌های برنامه‌نویسی در زمینه شبکه‌های عصبی، استفاده از سیلیکُن اختصاصی که دقیقا برای آن مدل طراحی شده، خیلی بهینه‌تر از درگیر کردن موتور گرافیکی است.”

سُس مخصوص این موتور عصبی که آن را از دیگر بخش‌های تراشه A11 جدا می‌کند، توانایی‌اش در انجام ضرب‌های ماتریسی و پردازش ممیز شناور است.

اما اپل این موتور عصبی را به روی همه باز نخواهد کرد. “موتور عصبی برای برخی وظایف خاص آنجا قرار گرفته، نه کارهای عمومی.” یعنی مجموعه عملیات‌های تشخیص چهره و البته کارهای جذابی مثل ساختن اَنیموجی‌ها. البته توسعه‌دهنده‌ها هم می‌توانند از طریق جعبه‌ابزار واقعیت افزودهٔ ARkit از مزایای این سیستم تشخیص و تعقیب چهره و اشیا استفاده کنند.

در یک دهه گذشته، پیشرفت اپل در توسعه سیلیکُن مثال‌زدنی بوده است: از فرآیند ۶۵ نانومتری به ۱۰ نانومتری، و از ۱۰۰ میلیون ترانزیستور روی یک تراشه به ۴.۳۱ میلیارد ترانزیستور رسیده است.

می‌دانیم که شرکت‌های دیگر (گوگل، آی.بی.ام، اینتل، و …) برای مصارف تجاری تراشه‌های قدرتمندی می‌سازند و حتی مشغول تحقیق در زمینه رایانش کوانتومی هستند (مطمئنا اپل هم هست). ولی A11 اولیه تراشهٔ مصرفی است که می‌توان به خاطر موتور عصبی‌اش، به آن گفت «مغز.» مغزی که کمک می‌کند آیفون، با دریافت اطلاعات و داده‌ها از سنسورها، برای دنیا و اشیای پیرامونش هویت قائل شود، هویت‌ها را انطباق دهد، و در واقعیت افزودهْ دو دنیای واقعی و دیجیتال را بدون نیاز به انباشت حسگرها غیرضروری، بر هم منطبق کند.

من از پرستندگان مشخصات فنی نیستم، اما A11 چیزی بیشتر از افزودن بر تعداد ترانزیستورها فقط محض رضای بنچمارک است. باورش سخت است که اپل فقط در ۱۰ سال چنین تیم قدرتمندی در قلب خودش ساخته، آن هم یکی که اینتل و کوالکام و بقیه به گرد پایش نمی‌رسند.

البته مثل همیشه پای یک مدیر لایق در میان است و اپل این پیشرفت را مدیون هدایت جانی سروجی ست. شاید لقب «جانی آیوِ تراشه‌ها» تاثیرگذاری او را بیشتر به چشم بیاورد. و جالب اینکه دقیقا مثل آیو، سروجی هم تیمش را محافظت می‌کند. جان گروبر در یکی از اپیزودهای پادکستش داستانی درباره او تعریف می‌کند: «در جریان نقل مکان به مقر جدید اپل، ساختمان حلقه‌ای بزرگ در قلب درختان زردآلو، سروجی که از باز بودن محیط کار جدید تیمش کاملا جاخورده و آن را مخل بازده آنها می‌دانسته، به تیم کوک می‌گوید (نقل به مضمون) “مرده شور این طراحی، این ساختمان، و ایده‌اش را ببرند. برای تیم من یک ساختمان جدا بسازید، یا من از اپل می‌روم.”» و نتیجه این شد که تیم او به ساختمانی در مجاورت حلقه بزرگ منتقل شد.

شاید فقط یک جانیِ دیگر بتواند با چنین ادبیاتی اهمیت خودش را به رخ اپل بکشد. بلومبرگ هم اوایل امسال یک پروفایل از سروجی منتشر کرد که ارزش خواندن دارد.


تریلیِ الکتریکی تسلا ۴ آبان معرفی می‌شود

نویسنده: نیما دادگستر

ایلان ماسک قبلا همزمان با انتشار عکسی تاریک از این تریلی زمان تقریبی معرفی‌اش را سپتامبر اعلام کرده بود، حالا تاریخ به اکتبر انتقال یافته که در مقیاس بدقولی‌های ماسک، کوچک به حساب می‌آید. او دیشب در توییتی نوشت:

رونمایی و تست رانندگی با ترِیلی تسلا برای ۲۶ اکتبر (۴ آبان) در هاثورن برنامه‌ریزی شده است. این هیولا ارزش تماشا از نزدیک را دارد. باورنکردنی است.

اینکه تریلی تسلا موقع رونمایی کاملا عملیاتی خواهد بود، عالی است. اما سوالات زیادی وجود دارد: سیستم خودران چقدر در آن مرکزیت دارد؟ بُرد باتری با یک شارژ چقدر خواهد بود؟ تسلا چطور می‌خواهد زمان شارژ باتری -که قطعا خیلی بزرگ است- را بهینه کند؟ و موارد دیگر.

دوباره با هنرپیشگیِ توام با تسلط فنی‌ات شگفت‌زده‌مان کن آقای ماسک.

گوگل ۱۲ مهر ماه پیکسل‌های جدید را معرفی خواهد کرد

نویسنده: نیما دادگستر

ولَد سَوُف برای ورج می‌نویسد:

شما هم از شنیدن نام آیفون X خسته شده‌اید؟ حوصله گوگل که مشخصا سر رفته، این شرکت امروز صفحه‌ای با عنوان “Ask More” را برای شروع کمپین بازاریابی مرتبط با تلفن‌های جدیدش راه‌اندازی کرد.

یک سال قبل، در ۴ اکتبر ۲۰۱۶ بود که گوگل پیکسل و پیکسل XL را معرفی کرد، اولین تلفن‌هایی که زیر برند خودش معرفی و به بازار عرضه شدند (در حقیقت نام رسمی پیکسل هنوز “پیکسل، تلفنی از گوگل” است). درست یک سال بعد در ۴ اکتبر ۲۰۱۷ (۱۲ مهر) نسل دوم این تلفن‌ها معرفی خواهد شد.

از اخباری که به بیرون درز کرده این انتظار می‌رود که اچ.تی.سی سازنده پیکسل ۲ باشد و الجی پیکسل اکس.ال ۲ را بر اساس طراحی V30 تولید کند.


رئیس سامسونگ موبایل معرفی نسخه کتابی گلکسی اس یا نوت در سال ۲۰۱۸ را محتمل می‌داند

نویسنده: نیما دادگستر

جِی.سی تورِس برای اسلش‌گیر می‌نویسد:

۲۰۱۶، ۲۰۱۷ و حالا ۲۰۱۸. اینها سال‌هایی هستند که انتظار معرفی یک تلفن قابل انعطاف را از سامسونگ داشته‌ایم. اما بیشتر این انتظارها بر پایه حدس، شایعه و آرزوهای ما بوده است. این‌بار اما ماجرا فرق دارد. احتمالا سال آینده میلادی، تلفن قابل انعطاف سامسونگ بالاخره به بازار می‌آید. لااقل این چیزی است که دی.جِی کُو، رئیس سامسونگ موبایل گفته است.

این اعلام در مراسم رونمایی از گلکسی نوت ۸ در کره رخ داده، جایی که آقای کو درباره تلفن‌های فعلی و آینده سامسونگ صحبت کرده است. او گفته که یا گلکسی S یا گلکسی نوت، در سال آینده یک نسخهٔ قابل انعطاف خواهد داشت.

هر چند سامسونگ در تولید نمایشگرها پادشاه دنیای فناوری است اما یک تلفن کتابی چیزی بیشتر از یک نمایشگر قابل انعطاف است، و اگر این شرکت بخواهد ایده‌اش را به واقعیت تبدیل کند باید قطعات دیگر را که به سادگی تغییر شکل نمی‌دهند، بازطراحی کند. با وجود این چالش‌ها، به نظر می‌رسد آقای کو مطمئن است که سامسونگ از پس این ماموریت بر می‌آید.

قبل از هر چیز، اشاره کنم که منظور ژورنالیست‌های فناوری از تلفن قابل انعطاف یا کتابی، چیزی شبیه طرح مفهومی زیر است که سامسونگ سه-چهار سال پیش نشان داد:

Samsung foldable phone

این از این. اما برسیم به چیز مهم بعدی: قیمت پرچمدارهای سامسونگ و اپل همین الآن هم به ۱,۰۰۰ دلار نزدیک شده است. تصور کنید یک دستگاه کتابی -که همزمان هم تلفن است و هم تبلت- چه قیمتی پیدا خواهد کرد. ۱,۵۰۰ دلار؟ حداقل.

جدای از این، فُرم کتابیِ بدون لولا، نیازمند متریال‌های بسیار باید مقاوم است. شرکت نمی‌تواند از مشتریان انتظار داشته باشد که با دستگاه موبایل مهربان رفتار کنند، آنها در این ده سال عادت کرده‌اند که تلفن‌ها و تبلت‌هایی مقاوم برای استفاده‌های معمول، سقوط و ضربه داشته باشند. پس شاید سامسونگ باید به فکر متریال‌هایی بسیار مقاوم باشد.

و یک چیز دیگر… به نظرم این تلفن کتابی، باید مستقل از دو خانواده گلکسی باشد. چون به لحاظ فُرم از هر دوشان یک‌سروگردن بالاتر خواهد بود و آنها را کاملا به حاشیه می‌راند، درست مثل اتفاقی که دیشب برای آیفون ۸ افتاد و زیر سایه آیفون X رفت. شاید بهتر باشد سامسونگ هم از یک نامگذاری جدید استفاده کند. مثلا، گلکسی X.

اِرپاور، پدِ شارژ القایی اپل، لازم‌ترین وسیله جانبی جدیدش خواهد بود

نویسنده: نیما دادگستر

Apple AirPower

بهترین وسیله جانبی اپل در سال گذشته اِرپادز (AirPods) بی‌سیمش بود، اما شاید بگویید که وسیله لازمی نبود. دیشب اپل سه آیفون جدید، اپل‌واچ سری ۳ و اپل تی.وی ۴K را به دنیای فناوری آورد، و وعدهٔ دو وسیله جانبی جدید را هم برای سال ۲۰۱۸ داد: (۱) اِرپاور (AirPower)، که یک پد شارژ بی‌سیم با امکان شارژ همزمان چند دستگاه اپلی است و (۲) کِیس جدید اِرپادز برای شارژ به وسیله اِرپاور (مشتری می‌تواند موقع سفارش ارپادز، بین کِیس بی‌سیم و باسیم انتخاب کند).

آن‌طور که در مراسم دیدیم اِرپاور آنقدر بزرگ و قوی هست که بتواند همزمان «یک آیفون (مدل‌های ۲۰۱۷)، یک اپل‌واچ و یک کِیس اِرپادز» را شارژ کند. و از ویدیوهای هندز-آنی که من دیده‌ام این‌طور بر می‌آید که قادر به شارژ همزمان دو آیفون هم هست. و کسی چه می‌داند، شاید آیپدهای بعدی هم با بدنه‌ای شیشه‌ای -یا ترفندی دیگر- با اِرپاور سازگار شوند. (این بار بدون افزایش قیمت، لطفا!)

جزئیات کمی درباره اِرپاور وجود دارد، در عکس‌ها می‌شود دید که انگار یکی از سرهای کابلش لایتنینگ خواهد بود، شاید برای اینکه بتوانید از کابل آیدیوایس‌های خود برای اتصالش به آداپتور استفاده کنید. اپل می‌گوید که ارپاور از استاندارد شارژ القایی Qi (“چی” تلفظ می‌شود) پیروی می‌کند و گویا کمپانی با نظارت کمیته Qi فناوری آن را توسعه داده و هنوز هم درگیر جلب تاییدیه برای فروش در بازار است.

درباره قیمت، انتظار چیزی حدود ۱۵۰ دلار را دارم. خیلی شگفت‌زده خواهم شد اگر حوالی ۱۰۰ دلار باشد. اما به هر حال یکی از لازم‌ترین چیزهایی خواهد بود که اپل سال آینده -بالاخره!- به بازار می‌فرستد.

اپل بی‌سروصدا قیمت آیپد پروهای ۲۵۶ و ۵۱۲ گیگابایتی را ۵۰ دلار افزایش داد

نویسنده: نیما دادگستر

جولی کلاور برای مک‌رومرز می‌نویسد:

به دنبال مراسم دیروز، اپل بی‌سروصدا قیمت تمام مدل‌های ۲۵۶ و ۵۱۲ گیگابایتی آیپد پروی ۱۰.۵ و ۱۲.۹ اینچی را افزایش داده است.

حالا برای خرید آیپد پرو ۱۰.۵ اینچی وای-فای باید این رقم‌ها را بپردازید: مدل ۶۴ گیگ ۶۴۹ دلار (بی‌تغییر)، مدل ۲۵۶ گیگ ۷۹۹ دلار (۵۰+)، مدل ۵۱۲ گیگ ۹۹۹ دلار (۵۰+).

برای خرید آیپد پرو ۱۲.۹ اینچی وای-فای هم این قیمت‌ها وجود دارند: مدل ۶۴ گیگ ۷۹۹ دلار (بی‌تغییر)، مدل ۲۵۶ گیگ ۹۴۹ دلار (۵۰+)، مدل ۵۱۲ گیگ ۱۱۴۹ دلار (۵۰+).

نسخه سلولار همه مدل‌های بالا ۱۳۰ دلار گران‌تر از نسخه وای-فای است.

مشخص نیست علت این حرکت اپل چیست اما شاید بی‌ارتباط با قیمت تراشه‌های حافظه نباشد.

بدون هیچ تغییری در مشخصات فنی… چه غلطی می‌کنی اپل؟

چرا نمی‌شود درباره قیمت آیفون‌ها گله‌گذاری کرد

نویسنده: نیما دادگستر

دیشب وقتی آیفون ۸ و آیفون ۸ پلاس معرفی شدند، برای چند دقیقه گران‌ترین آیفون‌های تاریخ بودند. و بعد آیفون X معرفی شد و آنها را به اعماق تاریخ عقب زد، چراکه اولین بار پس از ۱۰ سال طراحی کاملا جدیدی برای آیفون به ارمغان آورد.

از دیشب تا الآن در بین گله‌هایی که از دوستان و مخاطبین خوانده‌ام، بحث قیمت از همه برجسته‌تر است. به سبک دو سال اخیر، اپل آیفون‌های جدیدش را گران‌تر از قبلی‌ها می‌فروشد، ولی اگر مدل‌های ۲۰۱۷ آنقدر برایتان جذاب نیستند که این هزینه بیشتر را تقبل کنید، خبر خوب این است که آیفون‌های پارسال ارزان‌تر از همیشه شده‌اند و تقریبا در همه رده‌های قیمتی، یک آیفون برای خرید وجود دارد.

قیمت مدل‌های پایه تا قبل از مراسم:

  • آیفون ۷ از ۶۴۹ دلار
  • آیفون ۷ پلاس از ۷۶۹ دلار
  • آیفون ۶s از ۵۴۹ دلار
  • آیفون ۶s پلاس از ۶۴۹ دلار
  • آیفون SE از ۳۹۹ دلار

قیمت مدل‌های پایه بعد از مراسم (مقدار کاهش):

  • آیفون ۷ از ۵۴۹ دلار (۱۰۰-)
  • آیفون ۷ پلاس از ۶۶۹ دلار (۱۰۰-)
  • آیفون ۶s از ۴۴۹ دلار (۱۰۰-)
  • آیفون ۶s پلاس از ۵۴۹ دلار (۱۰۰-)
  • آیفون SE از ۳۴۹ دلار (۵۰-)

همه مدل‌های بالا از ۳۲ گیگابایت شروع می‌شوند و گزینه بعدی ۱۲۸ گیگابایت است که ۱۰۰ دلار گران‌تر می‌شود. اما امسال اپل ظرفیت پایهٔ مدل‌های جدید را به ۶۴ گیگ افزایش داد و قیمت پایه را هم ۵۰ دلار بالاتر برد. ظرفیت بالاتر هم فقط ۲۵۶ گیگابایت است که ۱۵۰ دلار گرانتر است. یعنی این‌قیمت‌ها برای مدل‌های ۲۰۱۷:

  • آیفون X دو مدل ۶۴ و ۲۵۶ گیگابایتی به ترتیب ۹۹۹ و ۱۱۴۹ دلار
  • آیفون ۸ دو مدل ۶۴ و ۲۵۶ گیگابایتی به ترتیب ۶۹۹ و ۸۴۹ دلار
  • آیفون ۸ پلاس دو مدل ۶۴ و ۲۵۶ گیگابایتی به ترتیب ۷۹۹ و ۹۴۹ دلار

اگر از دیدگاه اپل به قضیه نگاه کنیم، حالا آیفون‌هایی از ۳۴۹ تا ۱۱۴۹ دلار برای خریداران نقدی دارد و در این دامنه نیز با هر ۱۰۰ دلار افزایش قیمت می‌توانید یک نسل بالاتر یا مدل بزرگتر را انتخاب کنید. ضمن اینکه برای خرید قسطی هم برنامه‌هایی از ۱۴ دلار در ماه برای SE تا ماهانه ۵۰ دلار برای مدل‌های جدید وجود دارد. و البته این کاهش قیمت و ورود مدل‌های جدید قطعا روی قیمت مدل‌های قدیمی‌تر در بازارهای غیررسمی مثل ایران هم تاثیر می‌گذارد.

صد البته که از دیدگاه خریدارها، اپل نباید قیمت پایه مدل‌های جدید را افزایش می‌داد، نباید مدل ۱۲۸ گیگابایتی آنها را کنار می‌گذاشت، نباید هزینه‌های میلیاردی تحقیق و توسعه‌اش را از جیب مشتری بر می‌داشت، و بسیاری نبایدهای دیگر. ولی هیچ محصول خوبی در این دنیا رایگان نیست و واقعیت این است که قیمت کامل محصول دغدغه بسیاری از مشتریان اپل نیست، آنها قسطی از طریق اوپراتور مخابراتی‌شان آیفون را می‌خرند.

به گمانم مشکل ما و اینکه نمی‌توانیم از عهده خرید بهترین محصولات روز دنیا بر بیاییم به خودمان، فرهنگ کارمان، اندازه اقتصادمان، فراری دادن نخبگانمان و ایزوله بودن‌مان از تجارت جهانی بر می‌گردد. بدیهی است که اپل استراتژی‌اش را برای بازارهایی تنظیم می‌کند که در آنها حضور رسمی دارد.

(برای مقایسه قیمت و مشخصات کامل آیفون‌هایی که الآن اپل می‌فروشد، به این صفحه در وبسایت شرکت بروید. این مطلب برای مقایسه قیمت‌ها با رقبا هم خالی از لطف نیست).