آیفون، پیکسل، و مخمصهٔ سختِ انتخاب

نویسنده: نیما دادگستر

ولَد سَوُف برای دِ ورج می‌نویسد:

من از معدود آدم‌هایی هستم که همزمان آیفون ۱۰ و پیکسل ۲ اکس‌ال را در اختیار دارند. و شخصا آنقدر منعطفم که به اسارت اکوسیستم اندروید یا iOS در نمی‌آیم. در نتیجه، الآن تبدیل به بدبخت‌ترین مصرف‌کننده وسایل الکترونیکی شده‌ام، خرابِ مزایای هر یک از این تلفن‌های هوشمند و سرگردان بین انتخاب یکی‌شان.

از اواخر ۲۰۱۶ که گوگل تلفن هوشمندِ پیکسل را معرفی کرد -همزمان با حذف جک هدفون در آیفون ۷- هر جایی که می‌روم چهره‌ام داد می‌زند که با اندروید خوشحالم، البته که قبلا این‌طوری نبودم. دوربینِ پیکسل هرگز مرا تنها نگذاشته و ترسِ جا ماندن از مزایای دیگر تلفن‌ها را در من کشته است. تنها تلفنی که تاثیر پیکسل در زندگی مرا به چالش کشیده، HTC U11 است، آن هم فقط به این خاطر که دوربینش گاهی مواقع سرتر از پیکسل است.

گذشت و گذشت تا اینکه آیفون ۱۰ عرضه شد و من تا چند ماه به آن بی‌محلی می‌کردم. به نظرم بریدگی بالای نمایشگرش (ناچ) مسخره بود ولی پتانسیل نماد شدن را هم داشت، و با خواندن بررسی‌ها می‌دانستم که دوربینش تهدیدی برای پیکسل نیست. ضمنا قیمت ۹۹۹ دلاری‌اش هم رنگ صورتم را مثل گچ سفید می‌کرد. خلاصه کنم، باید یاد می‌گرفتم با نمایشگر بی‌حالِ پیکسل ۲ اکس‌ال بسازم و بپذیرم که زندگی بی‌نقص نیست. اما اوایل ۲۰۱۸ دستم به آیفون ۱۰ با iOS 11 رسید و کلی مشکل به وجود آمد.

اگر دوست دارید دودمانش را به پالم پری، نوکیا N9 یا بلکبری فلان نسبت دهید. به هر حال رابط کاربری ژست‌محور iOS 11 یک شاهکار نرم و روان و یک پیروزی برای اپل است. لذتی که در پویایی آن هست شما را می‌گیرد، از سوایپ به بالا برای برگشتن به صفحه خانگی، تا سوایپ روی نشانگر پایین صفحه برای جابه‌جایی بین اپ‌ها. زیبایی و نرمیِ این رابط کاربریِ انسان-ماشین مرا به شگفتی واداشته است. سریع است، بی‌نهایت نرم، و استفاده از آن لذتی تمام‌نشدنی دارد. آن نمایشگر بی‌حاشیه روی آیفون ۱۰ هم نگاه آدم را می‌دزدد.

آها راستی بریدگی بالای نمایشگر چطور؟ مشکلی نیست که به چشم بیاید. اگر عکس این تلفن را ببینید احتمالا توی ذوق می‌زند. ولی موقع استفادهٔ فعال از آن، نه بریدگی اهمیت دارد، نه توریِ فلزی اسپیکر، نه خش‌های ریز روی شیشه، هیچ‌کدام کمترین اهمیتی در مقابل نمایشگر و روانیِ رابط کاربری ندارند.

دیگر از ظرافت‌های آیفون بگویم: موتور تپ‌تیک دقتی ترسناک دارد، فِیس آی.دی یک عالمه عملیات امنیتی را به آنی انجام می‌دهد، اسپیکرهای استریو صدایی خیلی بهتر از پیکسل دارند، شارژ بی‌سیم هم که هست، و اپ‌های موجود برای آیفون هنوز بزرگترین برتری اپل در رقابت اکوسیستم‌ها هستند.

یک روز خودم را در حال گفتن این جلمه یافتم که “اوه، دلم خواست این را داشته باشم” و بنابراین یک بهانهٔ شُل و وِل آوردم که “بله، وظیفهٔ حرفه‌ای من این است که iOS را هم به خوبی اندروید بشناسم” و این‌طور شد که تلفنم را به آیفون ۱۰ تغییر دادم. همان‌طور که از قبل می‌دانستم، کاشف به عمل آمد که: دوربین آیفون ۱۰ اصلا رقیب پیکسل ۲ نیست، و بنا به تجربهٔ شخصی، حتی نزدیک هم نیست. به علاوه، آن طور که من پیکسل ۲ اکس‌ال را تنظیم کرده بودم دور روز باتری‌اش جواب می‌داد، و این آیفون عمرا چنان دوامی می‌داشت.

خلاصه اینکه، دوباره به پیکسل برگشتم.

اما به محض بازگشت همه چیز قدیمی بود، باید دکمهٔ چند-وظیفگی را مثل یک آدم فقیر قرن بیستمی فشار می‌دادم، باید با نمایشگر نچسبش کنار می‌آمدم، باید به اسپیکرهای بی‌فروغش گوش می‌کردم، دکمه‌های اپِ توییتر به جای پایین در بالا بودند… خلاصه که حس اندوه و دلتنگی سراغم آمد. زندگی‌ام که تا آن لحظه عالی بود حالا لبه‌های تیزی داشت که حس رضایتم را خدشه‌دار می‌کردند. آیفون بدترین کابوسِ طرفدارهای اندروید است: یک بیگانه که به آنها نشان می‌دهد زندگی می‌تواند دلپذیر باشد.

البته، پیکسل هم به دلیلی مشابه دشمن جدی اپل‌بازها است. پیکسل ۲ و ۲ اکس‌ال در بدنهٔ باریک‌شان دوربینی جا داده‌اند که به خوبی یک دوربین DSLR میان‌رده است. یک دوربین عالی؛ حتی نیازی نیست کنارش از “تلفن هوشمند” بودن پیکسل‌ها یادی کنیم. در سفرهایم به اروپا عکس‌هایی با پیکسل و پیکسل ۲ گرفته‌ام که واقعا احساساتم را برمی‌انگیزند. مهاجرت به آیفون ۱۰ یا گلکسی S8 یا اچ.تی.سی U11 شبیه یک عقبگرد است.

در یک توصیف خلاصه می‌شود نوشت که گوگل بهترین دوربین همراه را ساخته، که البته یک تلفن هوشمند هم هست. اما آیفون فقط یک تلفن (البته از نوع عالی‌اش) است.

این تناقضی است که مرا بی‌قرار و ناآرام کرده: آیفون ۱۰ یک قدم بسیار زیبا به سمت آیندهٔ عالی دستگاه‌های لمسی است. بسیاری چیزهای آن را دوست دارم. اما هزینهٔ برداشتنِ این قدم به جلو، قدمی رو به عقب است که مرا از داشتن دوربینی در حد DSLR ها محروم می‌کند.

سَوُف موارد دیگری را هم آورده که برای ما گیک‌ها تکراری هستند. مثل: تفاوت کیفیت اپ‌های دو اکوسیستم و طراحی سیستم اعلان‌ها، استفاده اپل از کانکتور شارژ-و-دیتای اختصاصی، تفاوت در سرعت شارژ، و …

دوست دارم چند مورد به نظراتش درباره مقایسه دوربین‌ها اضافه کنم:

  • بعد از مدت‌ها استفاده از اپ‌های ۳rd-Party برای عکاسی با آیفون، نظر شخصی‌ام چنین است: این اپ پیش‌فرض دوربین در iOS است که سخت‌افزار آیفون را عقب نگه می‌دارد. کافی است از اپ ProCam یا اپ +Cemara به جای آن استفاده کنید تا متوجه منظورم بشوید. عکس‌هایی که از این دو اپ بیرون می‌آیند کجا، عکس‌های اپِ پیش‌فرض iOS کجا. (همان‌طور که می‌دانید بررسی‌کننده‌ها در مقایسه دوربین‌ها از اپ‌های ۳rd-Party استفاده نمی‌کنند.)

  • اپل در این مورد (عقب افتادن نرم‌افزار عکاسی از سخت‌افزار) چه کاری می‌تواند بکند؟ به نظرم دو راه بیشتر نیست: یکی اینکه خودش رو به گوگل برساند و آن اپ پیش‌فرض لعنتی را بهتر کند. و دوم اینکه دست کاربرها را برای تغییر اپ پیش‌فرض دوربین (یعنی تنظیم میان‌بُرها روی اپ‌های ۳rd-Party) باز بگذارد. در حالت دوم، گوگل هم بلافاصله  اپ دوربین اختصاصی برای آیفون می‌سازد و به احتمال زیاد در رقابت با توسعه‌دهنده‌های سبک‌وزن، برنده خواهد شد و اپل به کلی دوربین آیفون را از دست می‌دهد (فعلا که ذخیره‌سازی ابری عکس‌ها را به گوگل باخته است).

  • یک راه سوم هم هست، اپل اپ‌هایی مثل پرو‌کم و کمرا+ را بخرد و بعد یا (الف) قابلیت‌های آنها را در اپ پیش‌فرض بگنجاند یا (ب) آنها را در قالب یک بستهٔ نرم‌افزاری همراه با اپ پیش‌فرض فعلی در اختیار کاربران بگذارد تا بتوانند فقط از بین گزینه‌های اپلی، میان‌بُر دوربین را انتخاب کنند و همچنان گوگل دور بماند. اما این راه سوم در حالت (الف) می‌تواند سایر توسعه‌دهنده‌ها را دلسرد و اپل را در چشمشان تبدیل به رقیب کند، که قطعا اپل نمی‌خواهد این را القا کند. و در حالت (ب) می‌تواند رفتاری ضدرقابتی تلقی شود و دردسرهای حقوقی به وجود بیاورد. در نتیجه، شاید بهترین راه‌حل، همان اولی باشد. (دست و پایت را جمع کن اپل!)

اما درباره مقایسه رابط کاربری آیفون ۱۰ و تلفن‌های اندرویدی:

  • یک‌بار دیگر پیشرفت در تولید سخت‌افزار زمینهٔ تغییری جدی در دیزاین را به وجود آورده است. منظورم «نمایشگرهای بدون حاشیه» و «نمایشگرهایی در شکل‌های غیر مستطیلی» هستند. تلفنی که جلوی آن چیزی جز نمایشگر نیست، عملا سندِ نیمی از مساحت خود را به نام طراحان رابط کاربری زده است و کم کم باید مرگ طراحی ظاهری را اعلام کنیم. چون پوستهٔ خارجی تلفن‌ها شبیه هم می‌شود و دیگر چه می‌ماند جز سیلیکُن و رابط کاربری برای هنرنمایی سازندگان این تلفن‌ها؟ نقش طراحان تراشه‌ها و نرم‌افزار، دارد برجسته‌تر از نقش طراحان سطوح بیرونی با آن خمیدگی‌های شهوت‌انگیزشان می‌شود. و اپل پیش از آنکه یک کمپانی طراحی ظاهری باشد، کمپانی طراح رابط کاربری و تجربهٔ کاربری بوده است. و هنوز هم نشان می‌دهد که در این کار -و طراحی سیلیکُن- بهترین است. (اگر موافق نیستید، به من یادآوری کنید که متریال دیزاین گوگل چه شد؟ دقیقا هیچ! و احتمالا حالا بیشتر شرکت‌ها دارند رابط کاربری ژست‌محور آیفون ۱۰ را برای تلفن‌های اندرویدی خود آماده می‌کنند).
  • اگر با آیفون ۱۰ کار کرده باشید، به خوبی تعلق خاطر ولَد سَوُف به iOS 11 را درک می‌کنید. اندروید از بسیاری جهات تجربه‌ای درجه ۲ نسبت به آیفون بوده است که دلایل خاص خودش را دارد. شرکت‌ها در ابتدا آن را با قیمت ارزان‌تر و آزادی‌های بیشتر برای شخصی‌سازی، جبران می‌کردند ولی حالا یک سالی می‌شود که حتی تلفن‌های رده پایین اندرویدی هم در کیفیت ساخت و دیزاین بدنه، لااقل از دور، واقعا دلربا شده‌اند. اما اندروید همچنان چندپاره است؛ پوسته‌های مختلف، رابط‌های کاربری متفاوت، و درجات مختلفی از شخصی‌سازی را در تلفن‌های مختلف می‌بینیم. تا قبل از کار با آیفون ۱۰ شاید می‌شد گفت که اندروید خالص گوگل -از نظر رابط کاربری و تعامل- رقیب خوبی برای iOS است. اما با iOS 11 دوباره گوگل جا ماند. تبدیل شدن به رقیب سخت‌افزاری اپل کاری نداشت، گوگل تقریبا در ۲ سال آن را به رخ کشید. اما تبدیل شدن به قطب طراحی -که تصمیم‌هایش سایر زبان‌های طراحی را می‌کُشد و رقبا را به دنباله‌روی وامی‌دارد- کاری بسیار زمان‌بر است. و من مطمئن نیستم از یک شرکت تبلیغات‌محور، بر آید. تا ببینیم آینده چه چیزهایی در آستین دارد. ماجرا حسابی جذاب شده است.

ارسال نظر


پست قبلی:

پست بعدی: