جذابیت ذاتی «کانترپارت»: سریالی با بازی جی.کی. سیمونز، ضربدر دو!

نویسنده: نیما دادگستر

مائورین رایان برای ورایتی می‌نویسد:

کانترپارت به احتمال زیاد دل طرفداران چند ژانر را با هم می‌رباید. این تریلر جاسوسی با ساختار و فضایی هوشمندانه، در اولین قدم وفاداری‌اش به ژانر را با گفتگوهای در-گوشی، رازهای مگو، و خیابان‌های پرسایه و دالان‌های تاریکی که ماموران در آن می‌روند و می‌آیند، ثابت می‌کند.

اما کانترپارت اثری از جنس داستان‌های فکر-برانگیز نیز هست، و عناصر علمی-تخیلی را به شکلی برازنده و خوش-ساخت به کار می‌گیرد تا پرسش‌هایی فکورانه درباره فرصت‌های از دست رفتهٔ زندگی، هویت فردی، و اینکه چه خواهد شد اگر آدم‌ها فرصت دوباره زیستنِ زندگی‌شان را به دست آورند، طرح می‌کند.

و اگر اینها کافی نیست، کانترپارت یک سریال زیبا و کاراکتر-محور برای بزرگسالان است که از بسیاری از تله‌های درام‌های معروف پرهیز می‌کند: ریتمش چابک است، و داستان‌گویی‌اش آمیخته با کنایه‌های مختلف. لحظات احساسی تلخ-و-شیرینی دارد اما هرگز در مرزشکنی‌های قابل پیش‌بینی، زیاده‌روی نمی‌کند. به هر ژانری که علاقه داشته باشید، بازی‌های عالی جِی.کِی. سیمونز و اولیویا ویلیامز، در کنار سایرین، کانترپارت را به سریالی لذت‌بخش تبدیل می‌کند.

هر کسی که از بهترین فصل‌های سریال فرینج لذت برده باشد، احتمالا از آنچه کانترپارت در آستین دارد هم به ذوق خواهد آمد.

ادامه از سوفی گیلبرت در آتلانتیک:

معمای کانترپارت، این سریال واقعا جذابِ شبکه استارز، این است: ۳۰ سال قبل دانشمندان آلمانی در برلین به طور تصادفی یک نسخهٔ دوم از هستی را ساختند، و واقعیتی موازی خلق شد که فقط از طریق سردابی در زیرزمین یکی از شاخه‌های مخفی سازمان ملل، قابل دسترسی است.

آنچه باعث جذابیت سریال شده، این است که خالقینش وقت کمی برای قبولاندن پدیده جهان موازی از نظر علمی گذاشته‌اند، آنها به جای ساختن یک اثر علمی-تخیلی فوق‌العاده، یک تریلر جاسوسی پر-تعلیق و در-هم-تنیده ساخته‌اند. گرهٔ اصلی سریال، آن دروازهٔ زیر سرداب در بین دو جهان، نیست؛ بلکه کنجکاوی دیپلماتیک ناشی از تبدیل یک جهان به دو جهان بسیارِ متفاوت است.

چیز دیگری که کانترپارت را اثربخش می‌کند، بازیگر اسکاریِ آن، جِی.کِی. سیمونز است. او وقار و وزن احساسی را به پروژه‌ای آورده که به سادگی می‌توانست به بیراهه برود.

سیمونز نقش هاوارد سیلک را بازی می‌کند، یک کارمند عادی اداری با شخصیتی مهربان که ۳۰ سال در بی‌خبری برای این سازمان کار کرده و مثل بیشتر مردم کرهٔ زمین، نسبت به رازی که در سردابِ مخفی ست، بی‌خبر بوده. تا اینکه که در اواخر دوران کارش، با آمدن همتایش از آن سو پایش به ماجرا باز می‌شود.

ادامه از مایک هِیل در نیویورک تایمز:

یک هوارد سیلک، کارمند اداری فروتن و ساده‌ای است که هر شب به بیمارستان می‌رود تا همسرش را که در اغما ست دیدار کند، و به قول یکی از پرستارها “چشم‌های مهربانی” دارد.

آن یکی هوارد سیلک، یک جاسوس خشک، آدم‌کُش، با شخصیتی تودار و رفتاری پر از طعنه است.

و با این حال هر دو هوارد سیلک -که از لحاظ ژنتیکی یکسانند ولی سرگذشت‌های متفاوتی در این تریلر دارند- چشم‌های یکسانی دارند. چشم‌های جِی.کِی سیمونز که بازیِ دوگانه‌اش این سریال را به جذابترین مجموعهٔ زمستانی تبدیل کرده است.

کانترپارت وقت شما را با جلوه‌های ویژه اغراق‌آمیز و خون-و-خونریزی نمی‌گیرد. چیزی شبیه ال.اس.دی است، می‌چکانید و بعد به آرامی زیرپوست شما می‌رود و تخیلتان را برمی‌انگیزد.

ارسال نظر


پست قبلی:

پست بعدی: