وِیز و یک رَویه بسیار خطرناک

نویسنده: نیما دادگستر

شنیده‌اید که تاریخ برای درس گرفتن است؟ فِوریهٔ ۲۰۱۶، رویارویی اپل و اف.بی.آی به اوج خود رسیده بود. اف.بی.آی برای باز کردن آیفونِ تروریستِ سَن‌برناردینو، درخواست تعبیه درب پشتی در iOS را داشت و اگر اپل جلویش گردن کج می‌کرد، عملا تبدیل به یک کارگزار حکومتی می‌شد. اما مدیر عامل اپل، تیم کوک، از بدشانسی اف.بی.آی بیدی نبود که با این بادها بلرزد، در مقابل این رَویه خطرناک ایستاد و اپل در نامه‌ای به مشتریان خود چنین توضیح داد:

دولت ایالات متحده از اپل درخواست گام‌هایی بی‌سابقه را دارد که امنیت کاربرانمان را به خطر می‌اندازد. ما با این دستور مخالفت کرده‌ایم چون می‌دانیم که کاربردهایی فراتر از پرونده مورد نظر (سَن برناردینو) دارد. فرصت خوبی است برای دعوت به گفتگوی عمومی، و ما می‌خواهیم مشتریان‌مان و مردم سرتاسر دنیا به خوبی متوجه باشند که چه چیزی در خطر قرار گرفته است.

تلفن‌های هوشمند تبدیل به بخشی ضروری از زندگی ما شده‌اند. مردم آنها را برای ذخیره اطلاعات مختلفی از خصوصی گرفته تا مالی و پزشکی و … استفاده می‌کنند. تمام این اطلاعات بایستی از دست هکرها و مجرمین حفاظت شوند تا سرقت و استفاده از آنها بدون اجازه یا بدون اطلاع کاربر، ممکن نباشند.

در مورد پرونده سَن برناردینو، ما تمام همکاری‌های ممکن را با اف.بی.آی داشتیم. وقتی از ما تقاضای اطلاعات کاربر (تروریست) را کردند، هر آنچه در اختیارمان بود ارائه کردیم. اپل با حکم‌ها و دستورهای جستجوی قضایی که قانونی باشند، همراهی خواهد کرد. ما به ماموران حرفه‌ایِ اف.بی.آی احترام می‌گذاریم، و تا این لحظه هر نوع همکاری قانونی را انجام داده‌ایم. اما دولت ایالات متحده از ما چیزی را خواسته که نه فقط در اختیار نداریم، بلکه ساختن آن را هم بسیار خطرناک می‌دانیم. آنها از ما خواسته‌اند که یک درب پشتی برای [سیستم عامل] آیفون بسازیم.

مشخصا، اف.بی.آی از ما خواسته که یک نسخه جدید از iOS بسازیم، تعدادی از امکانات امنیتی مهم را حذف کنیم، و روی آیفونِ به دست آمده در طول تحقیقات نصب کنیم. این کد -که امروز وجود خارجی ندارد- اگر به دست خلافکارها برسد، امکان قفل‌گشایی از هر آیفونی را فراهم می‌کند.

شاید کسی بگوید که ساختن یک درب پشتی برای این یک آیفونِ خاص، راهکاری ساده و سرراست است. اما با این حرف، هم اهمیت امنیت دیجیتال را نادیده می‌گیرد و هم اهمیت خواستهٔ دولت را.

اگر اف.بی.آی بتواند با تکیه بر قانون ما را مجبور به این کار کند، آن وقت قدرت دسترسی به داده‌های هر کسی را خواهد داشت. آن وقت طبق رَویهٔ قضایی که با این کار شکل می‌گیرد، می‌تواند از اپل تقاضای تولید نرم‌افزارهای جاسوسی را هم بکند.

ما با علاقه عمیق به دمکراسی و عشق به کشورمان دستورات اف.بی.آی را به چالش می‌کشیم و بر این باوریم که به نفع همه است که عقب بنشینند و در کاربردهای این درخواست بازنگری کنند.

دو نکته خیلی مهم در این رویارویی وجود داشت: (۱) یکی از استدلال‌های اف.بی.آی این بود که هرگز این درب پشتی لو نخواهد رفت. حرفی بسیار خنده‌دار که بعدها بیشتر هم به چشم آمد، یعنی زمانی که هکرهای روس ابزارهای جاسوسی ان.اس.ای را دزدیدند و افشا کردند. (۲) اگر اپل با این خواسته همراهی می‌کرد یک «عرف قضایی» شکل می‌گرفت و از آن پس، با ارجاع به آن، اف.بی.آی یا بقیه سازمان‌های امنیتی می‌توانستند اپل را مثل یک کارگزار مجبور به هر کاری بکنند.

اما در ایران، در واکنش به ممنوعیتی که برای استفاده از نرم‌افزار Waze وضع شده، اسنپ در اپلیکیشن رانندگانش چنین پیامی را نمایش می‌دهد:

اسنپ و ممنوعیت استفاده از وِیز برای رانندگانش

و در وبلاگش این‌طور توضیح داده است:

دستگاه قضایی کشور کلیه سرویس‌های اینترنتی حمل‌ونقل را موظف کرده است از ساعت ۲۴ روز ۳۰ آبان ارائه خدمات به رانندگانی که در سفرهای خود از مسیریاب ویز استفاده می‌کنند خودداری نمایند و این دستور شامل همه سرویس‌های اینترنتی درخواست خودرو می‌شود.

بنابراین دستور، ارائه خدمات از سمت اسنپ به هم‌راهانی (رانندگانی) که این اپلیکیشن مسیریاب را در گوشی خود نصب دارند، غیرقانونی است.

لازم به توضیح است که اسنپ هیچ‌گاه نقض حریم خصوصی کاربرانش را در دستور کار ندارد، و تنها تابع قوانین جمهوری اسلامی ایران است. در عین حال کاربران اسنپ نیز طبق قوانین عضویت در این سامانه پذیرفته‌اند که متعهد به رعایت همه قوانین اسلامی، شرعی، اخلاقی و اجتماعی جمهوری اسلامی ایران باشند.

پاراگراف بعدیِ این توضیحِ اسنپ، نشان می‌دهد خیلی چیزها سر جای خود نیست:

مرجع قانونی، در این مورد خاص، سرویس‌های اینترنتی حمل‌ونقل را مجری دستور خود دانسته و ادامه خدمات‌رسانی به کاربران منوط به تبعیت از این دستور است.

اسنپ، که ظاهرا یک شرکت خصوصیِ خدماتی ست، تبدیل شده به «مُجری» احکام قضایی. هر چیزی شروعی دارد، و از اینجا به بعد احتمالات بی‌پایانند.


نمی‌دانم چقدر درگیر بحث‌های اقتصادی هستید. ولی الآن اقتصاد ایران تبدیل به یک گره سر در گم شده است: هر کاری که می‌کنند، این اقتصاد تکان نمی‌خورد؛ وقتی تورم کنترل می‌شود رشدی نمی‌بینیم، وقتی تورم رها می‌شود باز هم رشدی نمی‌بینیم. سود بانک‌ها کنترل نمی‌شود و رشدی نمی‌بینیم، وقتی هم کنترل می‌شود رشدی نمی‌بینیم. برجام بی‌مشکل اجرا می‌شود رشدی نمی‌بینیم، وقتی هم نبود رشدی نمی‌دیدیم.

شاید چون همه چیزمان جعلی شده و این روش‌های غیرعلمیِ اداره کشور و تعامل با دنیا به بن‌بست خورده است. جعلی، از ساختارهای خود اقتصاد بگیرید تا مفاهیمی مثل رقابت، فضای کسب‌و‌کار، نوآوری، اکوسیستم کارآفرینی، سرمایه‌گذاری، و … همه‌شان در ایران از درون تهی هستند. انگار دستی در کار است که با تغییر تعاریف، ما را مسخره کند.

بستن مرزهای اقتصاد و فیلتر کردن فناوری‌ها و رسانه‌ها، نمایش‌های جعلی درباره پیشرفت‌هایی که هیچ‌وقت در زندگی مردم ملموس نمی‌شوند، و روش‌های بومیِ قهری، جایگاه کشورها در دنیا را بالا نمی‌برد. مردم‌شان را هم خوشبخت نمی‌کند. زیر پوست جامعه، مردم همه اینها را حس می‌کنند. به همین خاطر هم «بدبینی به آینده و بی‌اعتمادی به همه» بُن‌مایه افکار شده است.


۱ نظر

  1. elmosio

    ممنون از قلم همیشه جذاب و انتقاد های بجا و آگاهانه شما،آقای دادگستر عزیز.
    همیشه پیگیرِ فیلتر کردن فناوری ها،رسانه ها و منتقدان کاربلد بودند؛
    آنهایی که خانه من (نارنجی) را ویران کردند.
    بسیار خشنودم که خانه جدیدی برایمان ساختید.

ارسال نظر


پست قبلی:

پست بعدی: