ارز رمزپایه می‌تواند دولت‌های امروزی را زمین‌گیر کند

نویسنده: نیما دادگستر

اریک فالک‌وینج، از کارآفرینان فناوری اطلاعات و موسس حزب سیاسی پایرت پارتی سوئد در وبلاگ شخصی‌اش می‌نویسد:

دلیل اینکه این نوآوری، یعنی ارز رمزپایه، دولت‌های امروزی -و ماهیت و وظایفشان- را زمین‌گیر خواهد کرد این است که اقتصاد امروز بر روی چهار لایه ساخته شده که لایه اول کار اصلی را انجام می‌دهد و سه لایهٔ دیگر حضوری وابسته به آن دارند.

لایه اول در اقتصاد مردم هستند که کارهای اصلی را انجام می‌دهند.

لایه دوم سوار بر روی اولی چیزی است که ما آن را اَبَرشرکت‌ها می‌نامیم، که سازمان‌هایی هستند برای نظم دادن به اقتصاد و بهینه‌سازی هزینهٔ معاملات.

لایه سوم بر روی لایه دوم، بانک‌ها هستند که در مقام واسطه و نگهبان، پولِ مردم و ابرشرکت‌ها را مدیریت می‌کنند.

و سرانجام، لایه چهارم خود دولت است، که از بانک‌ها (نگهبانان شاهراه‌های مالی) استفاده می‌کند تا مالیات را از روی جریان‌های درآمدی بردارد و خرج ادارهٔ خود و خدمات دولتی را در بیاورد. به بیان دیگر، عملیات لایه چهارم کاملا -یا لااقل برای آسان‌سازی- بر لایه سوم متکی است.

حالا، کار بیتکوین و ارز رمزپایه خلاص کردن ما از شر بانک‌ها است -حذف کامل آنها از چرخه، تبدیل کردن آنها به چیزی اضافه، غیرمتداول، و مربوط به عصر دایناسورها. این پدیده ما را به جایی می‌رساند که بین بخش‌های اصلی اقتصاد -مردم و ابرشرکت‌ها- و دولت‌های نیازمند مالیات، دیگر فضای خالی نخواهد بود که بانک‌ها بتوانند آن را پر کنند.

روشی که دولت‌ها بر جریان پول نظارت می‌کنند تا خرج خود را از آن بردارند چندان تفاوتی با روش سازمان‌های اطلاعاتی در نظارت بر همه داده‌ها برای داشتن اشراف اطلاعاتی ندارد. از این منظر، استفاده از ارز رمزپایه همان بلایی را بر سر مالیات خواهد آورد که رمزنگاری سرتاسری بر سر استراق سمع عمومی آورده است. دولت دیگر نمی‌تواند جریان‌های پولی را ببیند و سهمش را از آنها بردارد، اما همچنان به مردم (صاحبان ارز رمزپایه) نیازمند خواهد بود. پس دولت دیگر بدون رضایت مردم -حتی رضایت اجباری یا تهدیدی- نمی‌تواند مالیات جمع کند.

دولت‌ها، و کارمندان آنها هیچ ایده‌ای درباره این چشم‌انداز کلی ندارند. آنها طبق معمول درگیر کارهای روزمره‌شان هستند. و این پدیده جدید را نخواهند دید تا وقتی که سیلش آنها را برده باشد.

آن وقت است که ناگهان همه به دنبال قانون‌گذاری برای ارز رمزپایه خواهند رفت، اما این کار همان‌قدر موثر است که قانون‌گذاری بر روی جاذبه زمین مفید است!

سپس، دولت امروزی، این غول زورگو با رفتار قهرآمیز و تصمیمات دل‌بخواهی، مجبور می‌شود تغییر کند و تبدیل شود به نهادی که رگ حیاتش در دست مردم است. من آرزومند زندگی در چنان زمانه‌ای هستم. اگرچه دولت‌های امروزی خود را در مخمصه خواهند یافت، اما تصور من این است که مردم این وابستگی بی‌وقفه دولت به تایید عمومی را بسیار سالم خواهند یافت.

روزی که پیش‌بینی وِنسیس کاسارِس درباره رسیدن قیمت بیتکوین به ۱ میلیون دلار را برای‌تان نوشتم می‌دانستم که به روحیه سوداگر خیلی از مخاطبین تلنگر خواهد زد. اما دیدگاه آقای فالک‌وینج (که اتفاقا او هم پیش‌بینی می‌کند تا ۵ سال آینده هر بیتکوین به ۰.۵ تا ۱ میلیون دلار برسد) از جنبه‌ای دیگر اهمیت این پدیده را بیان می‌کند.

ارز رمزپایه بر پایه یک اختراع بسیار جالب به نام «زنجیرهٔ بلوکی» ساخته شده که به بیان ساده، یک نوع «پایگاه دادهٔ توزیع‌شده» است و اولین بار با بیتکوین به دنیا معرفی شد. کارش هم ذخیره همه تراکنش‌های شبکه به صورت غیرمتمرکز برای جلوگیری از هر گونه کلاه‌برداری و دستکاری است.

این عدم تمرکز (برخلاف پول‌های متکی بر بانک‌های مرکزی) است که زنجیرهٔ بلوکی را تبدیل به اختراعی بسیار مهم -شاید بزرگترین اختراع بشر بعد از اینترنت- کرده، زیرا می‌توان از آن به عنوان مدلی برای تحول بقیه حوزه‌ها مثل بورس، بیمه، اینترنت چیزها، یا حتی خود اینترنت هم استفاده کرد.

همان‌طور که فالک‌وینج نوشته، بانک‌ها میخی در پاشنهٔ مردم هستند و گویا قاتل آنها از راه رسیده. آیا موفق به کنار زدن‌شان می‌شود؟ عملا باید منتظر نشست و واکنش دولت‌ها به ارزهای دیجیتال را دید، واکنشی که به نظر می‌رسد از مرحلهٔ انکار و پس‌زدن به مرحلهٔ پذیرش و چاره‌اندیشی رسیده است.

بعدا حتما درباره مدل‌های پیش‌بینی قیمت ارزهای رمزپایه -به خصوص بیتکوین- برای‌تان خواهم نوشت اما به طور خلاصه، همه عوامل جانبی به کنار، مهم میزان استفاده مردم از این ارزها است. به این نگاه کنید که تعداد معاملات روزانه در حال افزایش است یا کاهش، این به شما ایدهٔ خوبی درباره واقعی بودن رشد این ارزها خواهد داد.


۳ نظر

ارسال نظر


پست قبلی:

پست بعدی: