چطور آمازون دنیا را اداره خواهد کرد؟

نویسنده: نیما دادگستر

وبسایت آوت‌لاین -که موسسش جاش توپولسکی از قدیمی‌های وب امریکا است، اطلاع‌وارهٔ جالبی منتشر کرده از اینکه چگونه آمازون دارد دنیا را می‌بلعد:

قدرت شگفت‌انگیز آمازون در ارسال محصول

  • اثرگذاری آمازون بر USPS آنقدر زیاد است که این شرکت سخت‌کوش حمل‌ونقل شروع کرده به تحویل محصول در روزهای تعطیلِ یکشنبه.
  • سرویس پرایم‌ناو از آمازون، که ۲۰۱۵ راه افتاد، امکان تحویل محصول ۳۰ دقیقه‌ای را با استفاده از ناوگانی شبیه اوبر ایجاد کرده.
  • آمازون که ۷۰ مرکز اجرای سفارش در امریکا دارد در سال ۲۰۱۵، هزاران کامیونت حمل‌بار با برند خود به خیابان‌ها فرستاد.

وب روی سرورهای آمازون جریان دارد

  • سرویس رایانش ابری آمازون، AWS، حدود ۱ درصد کل ترافیک اینترنت در سال ۲۰۱۲ را از خود عبور داده بود.
  • زیرساخت اینترنتی آمازون آنقدر بزرگ است که در فوریه ۲۰۱۷، وقتی یک خطای انسانی باعث قطع شدن آن شد، سرویس‌های بسیاری از جمله اپل، اسلَک، گیفی، کیک‌استارتر، اکسپدیا و غیره قطع شد.
  • حداقل یک سوم کاربران جهانی اینترنت هر روز به سرورهای آمازون دسترسی دارند.

هر آنچه شما استریم می‌کنید

  • آمازون در ۲۰۱۶ حدود ۳.۴ میلیارد دلار برای گرفتن گواهی پخش محصولات تلویزیونی و سینمایی، و تولیدات اوریجینال هزینه کرد.
  • در سال ۲۰۱۴، آمازون شرکت تویچ را خرید که سرویس استریم بازی ویدیویی ارائه می‌کند و ۱۰۰ میلیون کاربر ماهانه دارد که روزی ۱۰۶ دقیقه محتوا تماشا می‌کنند.
  • آمازون به تازگی اعلام کرد که شروع به پخش زنده بازی‌های پنج‌شنبه شب NFL خواهد کرد.

اغذیه‌فروشی؟

  • آمازون از سال ۱۹۹۹ به اغذیه‌فروشی علاقه داشته، آن زمان سهمی از HomeGrocer.com را خرید. اما تلاش‌های جدی‌اش مدت‌ها بعد شروع شد.
  • در سال ۲۰۰۷ آمازون شروع کرد به راه‌اندازی سرویس اغذیه‌فروشی‌اش با نام آمازون‌فْرِش. از آن زمان کار به تاسیس فروشگاه‌های فیزیکی به نام آمازون‌گو هم رسیده.
  • طبق اسنداد داخلی شرکت که بلومبرگ آنها را گزارش کرده، آمازون برنامه‌ای برای راه‌اندازی ۲۰۰۰ فروشگاه آمازون‌گو دارد.

عاملِ پرایم

  • آمازون آمار کاربران پرایم را نمی‌گویند، اما تعدادشان خیلی زیاد است و مدام هم در حال رشد.
  • جف بِیزُس پرایم را “نسخه دیجیتال-فیزیکیِ «هر چه بیشتر بشود، باید خورد»” توصیف می‌کند.
  • طبق گزارش پایپر جفری، ۶۰ درصد از خانواده‌های امریکایی با درآمد بیش از ۶۸ هزار دلار در سال، عضو پرایم هستند.

این آمازونِ خلاق یک موسس و مدیرعامل بسیار خودانگیخته دارد که هر آنچه در می‌آورد خرج توسعه خدمات و گسترش کسب‌وکار به حوزه‌های جدید می‌کند. با خواندن مطلب بالا من بلافاصله یاد مقاله‌ای درباره بِیزُس از بیزینس‌ویک، افتادم. بخشی که به فرهنگ برآوردن نیازهای مشتری و دقت مورد انتظار از کارمندان برای پیشبرد عملیات‌ها می‌پردازد، شایسته ذکر در اینجا است:

در داخل آمازون یک نوع ایمیل خاص هست  که امواجی از اضطراب و ترس را به پا می‌کند. معمولا سرمنشا آن یک مشتری ناراضی است که به موسس و مدیرعامل کمپانی گلایه می‌کند. جف بیزس یک آدرس ایمیل همگانی دارد، که [email protected] است. او نه فقط بسیاری گلایه‌های مشتریان را می‌خواند،‌ بلکه آنها را برای کارمندان مربوطه نیز ارسال می‌کند، البته همراه با یک کاراکتر نوشتاری آشنا: ؟

اگر یک کارمند نتواند جواب‌های درستی به او بدهد یا سعی در چاخان کردن داشته باشد، یا اعتبار کار یک نفر دیگر را بدزدد، یا درباره سیاست‌های داخلی شرکت پوفی بکند، شک یا سستی در مخمصه رقابت از خود نشان دهد، رگ بیشانی بِیزُس متورم می‌شود و نقاب از چهره‌اش می‌افتد. او در این لحظات قادر به تمسخر و خشونت است و در طی سال‌ها چند گوشمالی ویرانگر انجام داده. در بین بزرگترین آن‌ها، می‌شود به این چند مورد که توسط کهنه‌سرباز‌های آمازون ضبط و  منتقل شده‌اند اشاره داشت:

“تو تنبلی یا فقط نالایقی؟”

“ببخشید، من قرص‌های حماقتم را امروز خورده‌ام؟”

“آیا لازم هست بروم پایین و سند رسمی بیارم که می‌گوید مدیرعامل این شرکت هستم تا تو از به چالش کشیدن من در این مورد دست برداری؟”

“تو داری سعی می‌کنی اعتبار چیزی که از یک فرسخی‌اش هم رد نشده‌ای را به نام خودت بنویسی؟”

“اگر این ایده را دوباره بشنوم، مجبورم خودم را بکشم.”

“ما باید کمی شعور برای حل این مشکل به کار بگیریم”

[بعد از بررسی برنامه سالانه ارسالی از طرف تیم زنجیره تامین]: “به گمانم سال آینده این تیم هیچ کار جالبی برای انجام ندارد.”

[بعد از خواندن یادداشت ابتدای-جلسه]: “تابلو ست که توسط تیم ذخیره‌ها نوشته شده. کسی یادداشت تیم اصلی را دارد به من بدهد؟ نمی‌خواهم وقتم را با یادداشت تیم دوم تلف کنم.”

[بعد از پایان ارائه یک مهندس]: “چرا داری عمر مرا تلف می‌کنی؟”

یکی از مدیران آمازون می‌گوید، “تمام قصه‌های کوتاهی که مشتریان می‌فرستند اهمیت دارند، ما روی همه آنها تحقیق می‌کنیم زیرا آنها چیزی درباره فرآیند‌های کاری‌مان می‌گویند. این یک بازرسی است که توسط مشتریان برای ما انجام می‌شود. با آنها مثل منابع ارزشمند اطلاعات رفتار می‌کنیم.”

اینجا ما یک شرکت فوق‌العاده چالاک داریم، که به شدت بر آمار و ارقام استوار است و تصمیماتش را بدون تحلیل‌های منطقی نمی‌گیرد، اما همزمان بازخورد واقعی مشتریان (یعنی داده‌های تصادفی) هم آنقدر برایش مهم است که در سطح مدیرعامل آن را دنبال می‌کند. یک معجون عجیب ولی کارا!

کافی است سرتان را ۱۸۰ درجه -خب خب کافی است- بچرخانید و به فروشگاه‌های آنلاین وطنی نگاه کنید. آنها حتی نقشه حرکت کاربران در صفحات وبسایت‌شان را هم تا یکی دو سال پیش -که من اطلاع دقیق دارم- ذخیره و تحلیل نمی‌کردند. و تجربه خرید از آنها واقعا خوب نیست، آدم اگر بدشانس باشد احساس می‌کند پولش را به هدر داده.

حرف حساب است که هر شرکتی شبیه “موسس یا مدیرعاملش” می‌شود. در امریکا آمازون با تلاش و نوآوری تبدیل به یک انحصار قوی شده و در ایران، فضایی را داریم که نورچشمی‌های حمایت‌شده تبدیل به انحصارگر می‌شوند. پر واضح است که مشتریِ کدام شرکت راضی‌تر خواهد بود.

ارسال نظر


پست قبلی:

پست بعدی: