مانیفست فیسبوک، ساختن جامعه جهانی

مانیفست فیسبوک، ساختن جامعه جهانی

به قلم نیما دادگستر

زاکربرگ: "امید من این است که عده بیشتری از ما توان خود را به ساختن زیرساخت اجتماعی بلندمدت اختصاص دهیم تا جامعه انسانی را به هم نزدیک کنیم. قرار نیست همه پاسخ‌ها به این پرسش‌ها از داخل فیسبوک بیاید، اما من معتقدم که ما می‌توانیم نقشی ایفا کنیم."

این ترجمه‌ای از مانیفست فیسبوک به قلم مارک زاکربرگ است. اما ترجمه به معنای تایید نیست. شاید در برخی موارد حتی برعکس باشد و این متن مبنایی شود برای نقد آنچه نباید اتفاق می‌افتاد: یعنی «استفاده یک انسان از یک ماشین تجاری برای مقاصد سیاسی». نقدی که در آینده زمان زیادی برای آن وجود دارد.


خطاب به جامعه فیسبوک،

در سفرمان برای پیوند دادن همه دنیا، اغلب درباره محصولاتی که داریم می‌سازیم و به‌روزرسانی‌های کسب‌وکارمان حرف می‌زنیم. اما امروز می‌خواهم روی مهمترین سوال موجود تمرکز کنم: آیا دنیایی را داریم می‌سازیم که خواست همه ما است؟

تاریخ، داستانِ این است که ما چطور هر بار در تعداد بیشتری گرد هم آمدیم — از قبیله‌ها به شهرها به کشورها گسترش یافتیم. در هر قدم، شالوده‌های اجتماعی شبیه انجمن‌ها، رسانه‌ها و دولت‌ها را ساختیم تا ما را برای رسیدن به اهداف دور از دسترس‌مان، توانمند کنند. امروز ما نزدیک به برداشتن قدم بعدی هستیم. بزرگترین‌های فرصت‌های ما امروزه جهانی هستند –مثلا گسترش رفاه و آزادی، ارتقای صلح و آگاهی، بیرون آوردن مردم از فقر، و تسریع تولید علم. بزرگترین چالش‌های ما نیز نیازمند پاسخ‌های جهانی هستند –مثل پایان دادن به تروریسم، جنگیدن با تغییرات جوی، و جلوگیری از شیوع بیماری‌ها. اکنون پیشرفت نیازمند گرد هم آمدن ما نه فقط در قالب شهرها و کشورها، بلکه به عنوان یک جامعه جهانی است.

این به خصوص در برهه کنونی اهمیت دارد. فیسبوک از نزدیک کردن مردم و ساختن یک جامعه جهانی حمایت می‌کند. وقتی کار را شروع کردیم، این ایده جنجالی برنمی‌انگیخت. هر سال، دنیا بیش از قبل به هم پیوسته می‌شد و دنیا این را روندی مثبت می‌دید. اما اکنون، در چهارگوشه زمین مردمی هستند که یا توسط جهانی‌سازی، یا توسط جنبش‌های ضد وصل کردن دنیا به هم، از قافله پیشرفت جا مانده‌اند. پرسش‌هایی وجود دارد، درباره اینکه چطور می‌توانیم یک جامعه جهانی مفید برای همه بسازیم وجود دارد، و آیا مسیر صحیح رو به جلو باید وصل کردن عده بیشتری به یکدیگر باشد یا وارونه‌سازی این روند؟

این زمانه‌ای است که بسیاری از ما در اطراف دنیا به تامل مشغولیم تا دریابیم که چطور می‌توانیم مثبت‌ترین اثر را داشته باشیم. اینجا است که جمله مورد‌علاقه‌ام در زمینه فناوری به یادم می‌آید: “ما همیشه کارهایی را که در ۲ سال می‌شود کرد دست بالا می‌گیریم، و آنچه را در ۱۰ سال می‌توان داشت دست پایین.” ما شاید قدرت خلق آنیِ دنیای مورد علاقه خود را نداشته باشیم، اما می‌توانیم از الآن روی بلندمدت کار کنیم. در زمانه‌ای مثل امروز، مهمترین کاری که از ما در فیسبوک برمی‌آید توسعه زیرساخت اجتماعی است تا مردم دنیا قدرت ساخت یک جامعه جهانیِ مفید برای همه را پیدا کنند.

در دهه گذشته، تمرکز فیسبوک روی وصل کردن دوستان و خانواده‌ها به هم بود. با آماده شدن این شالوده، اکنون تمرکز ما بر توسعه زیرساخت اجتماعی برای جامعه کاربران‌مان خواهد بود — برای حمایت از همه‌مان، برای امن نگه‌داشتن‌مان، برای مطلع‌نگه‌داشتن‌مان، برای افزایش مشارکت مدنی، و برای دربرگرفتن همه اینها.

نزدیک کردن همه ما در قالب یک جامعه جهانی، پروژه‌ای است بزرگتر از اندازه هر سازمان یا شرکتی، اما فیسبوک می‌تواند در پاسخ به این پنج چالش مهم کمک کند:

  • در دنیایی که عضویت در نهادهای سنتی رو به کاهش است، چطور در ساخت محفل‌های حامی که تقویت‌کننده آنگونه نهادها هستند، به مردم کمک کنیم؟
  • در دنیایی که هر کسی قادر به تاثیرگذاری بر ما است، چطور در ساخت جامعه‌ای امن به مردم کمک کنیم که از آسیب‌ها جلوگیری می‌کند، در جریان بحران‌ها کمک می‌کند و قادر به بازسازی خود است؟
  • در دنیایی آزاد برای همه صداها و نظرات، چطور به مردم کمک کنیم جامعه‌ای آگاه بسازند که ایده‌های جدید و درکی مشترک به ارمغان می‌آورد؟
  • در دنیایی که گاه مشارکت در انتخابات کمتر از پنجاه درصد است، چطور به مردم کمک کنیم جامعه‌ای با مشارکت مدنی بالا بسازند؟
  • در دنیایی که اجتماعات معدودی در آن به مقیاس جهانی رسیده‌اند، چطور به مردم کمک کنیم جامعه‌ای فراگیر بسازند که ارزش‌های جمعی و انسانیت مشترک ما را از سطح محلی به جهانی، به فرهنگ‌ها و ملت‌ها و مناطق وسیع منعکس کند.

امید من این است که عده بیشتری از ما توان خود را به ساختن زیرساخت اجتماعی بلندمدت اختصاص دهیم تا جامعه انسانی را به هم نزدیک کنیم. قرار نیست پاسخ به این پرسش‌ها فقط از داخل فیسبوک بیاید، اما من معتقدم که ما می‌توانیم نقشی ایفا کنیم. کار ما در فیسبوک کمک به مردم است تا بهترین تاثیرات مثبت را بر دنیا بگذارند و حوزه‌هایی را که تکنولوژی و رسانه‌های اجتماعی می‌توانند منجر به تفرقه و انزوا شوند به حداقل برسانند. فیسبوک ماموریتی در حال پیشرفت است، و ما وقف یادگیری و بهبود هستیم. مسئولیت‌های خود را جدی می‌گیریم و امروز من می‌خواهم درباره برنامه‌مان برای ایفای نقش در ساختن این جامعه جهانی صحبت کنم.

محافل حامی

ساختن یک جامعه جهانیِ مفید برای همه، از ساختن میلیون‌ها محفل کوچکتر و ساختارهای اجتماعی صمیمی شروع می‌شود که ما برای رفع نیازهای شخصی، احساسی و معنوی خود به آنها نیاز داریم.

آنها چه کلیسا باشند، یا تیم‌های ورزشی، اتحادیه‌ها یا دیگر گروه‌های محلی، همگی نقش مهمی به عنوان زیرساخت‌های انسانی برای اجتماعات ما را ایفا می‌کنند. آنها حس هدفمند و امیدوار بودن را در ما ایجاد می‌کنند؛ تکیه‌گاه روحی به ما می‌دهند تا بدانیم که مورد نیاز دیگرانیم و بخشی از چیزی بزرگتر از خودمان هستیم؛ آرامشی را به ما می‌دهند که بدانیم تنها نیستیم و گروهی از آدم‌ها مراقب ما هستند؛ همین‌طور نیاز به راهبری، هدایت و رشد شخصی ما را برآورده می‌کنند؛ یک سپر ایمنی؛ ارزش‌ها، عرف‌های فرهنگی و مسئولیت‌پذیری؛ مراسم‌های گروهی، آیین‌ها و راهی برای دیدار با آدم‌های جدید؛ و البته راهی برای گذرانِ وقت. در جامعه‌مان، با دوستان و خانواده روابط شخصی داریم و در کنارش، روابط نهادی با دولت‌هایی که قانون‌گذاری می‌کنند.

یک جامعه سالم همچنین لایه‌های متعددی بین ما و دولت قرار داده تا نیازهای‌مان را برآورده کنند. وقتی از “بافت اجتماعی” سخن می‌گوییم، معمولا منظورمان آن گروه‌های واسطی هستند که ما را به هم نزدیک و ارزش‌های‌مان را تقویت می‌کنند.

با این حال، در دهه‌های گذشته کاهشی شدید در اهمیت ساختار اجتماعی متشکل از انجمن‌ها و اجتماعات محلی را شاهد بوده‌ایم. از دهه ۱۹۷۰ به این‌سو، کاهشِ عضویت در برخی گروه‌های محلی حتی تا یک چهارم گذشته نیز رخ داده، و این در همه طبقات جمعیتی دیده می‌شود.

این کاهش سوال‌های عمیقی را بر می‌انگیزد، به خصوص وقتی در کنار برآوردهایی قرار گیرد که نشانگر فقدان امید به آینده در نزد قسمتی بزرگ از جامعه‌مان است. از این رو ممکن است بسیاری از چالش‌های ما به همان میزان که اقتصادی هستند، اجتماعی نیز باشند –یعنی مرتبط با کاهش ارتباطات و حضور در اجتماعاتی که بزرگتر از تک تک ما هستند. آن‌طور که یک پیشوای روحانی به من گفت، “مردم احساس ناآرامی دارند. بسیاری از چیزهای آرامش‌بخش و ثبات‌آور [قبلی] امروزه دیگر وجود ندارند.”

محفل‌های آنلاین یک جای متمایز هستند، و با تشویق نزدیکی آنلاین مردم در کنار گردهم‌آیی‌های فیزیکی، ما می‌توانیم انجمن‌های فیزیکی را هم تقویت کنیم. همان‌طور که ارتباط آنلاین با دوستان روابط واقعی را تقویت می‌کند، توسعه این زیرساخت نیز محفل‌های فیزیکی را تقویت می‌کند، و حتی زمینه را برای شکل‌گیری گروه‌های کاملا جدید ایجاد می‌کند.

خانمی به نام کریستینا که پزشکان اختلالِ بیماری پروانه‌ای را در او تشخیص داده بودند ، حالا عضو یک گروه است که ۲۴۰۰ مبتلا را از سرتاسر دنیا به هم وصل کرده تا هیچ‌یک مجبور به تحمل این رنج به تنهایی نباشند. مردی به نام مَت دو پسرش را به تنهایی بزرگ می‌کرد و با تاسیس گروهی به نام پدران سیاه‌پوست به کمک دیگران آمد تا در جریان پرورش خانواده‌های خود، تجربیاتشان را در میان بگذارند و دلگرم شوند. در سن دیگو، بیش از ۴۰۰۰ نفر از اعضای خانواده‌های نظامی عضو گروهی هستند که زوج‌ها را با هم آشنا می‌کند تا دوست‌هایی جدید شکل دهند. این محفل‌ها فقط برای تعامل آنلاین نیستند. بلکه دورهم‌نشینی و مراسم شام برگزار می‌کنند و در طول روز به کمک یکدیگر می‌آیند.

ما اخیرا پی بردیم که بیش از ۱۰۰ میلیون نفر در فیسبوک عضو گروه‌هایِ به قولِ ما “بسیار مهم” هستند. اینها گروه‌هایی‌اند که بلافاصله بعد از عضو شدن افراد، تبدیل به مهمترین بخش از تجربه اجتماعی آنلاین آنها و بخشی مهم از ساختار حمایتی فیزیکی آنها می‌شوند. برای مثال، بسیاری از والدین به ما گفته‌اند که بعد از به دنیا آمدن فرزندشان، پیوستن به انجمن‌های اولیا (یکی از آن گروه‌های “بسیار مهم”) در فرزندداری به آنها کمک کرده است.

اینجا فرصتی واقعی وجود دارد تا تعداد بیشتری از آدم‌ها با محافلی آشنا شوند که ساختارهای اجتماعی مهمی در زندگی ما خواهند بود. بیش از ۱ میلیارد نفر عضو فعال گروه‌های فیسبوک هستند، اما بیشترشان شخصا به سراغ آنها نرفته‌اند –دوستان‌شان یا سیستم فیسبوک برای آنها دعوتنامه فرستاده‌اند. اگر ما در فیسبوک بتوانیم پیشنهاداتمان را بهبود دهیم و کمک کنیم تا ۱ میلیارد نفر به انجمن‌های بسیار مهم بپیوندند، این قطعا باعث تقویت بافت اجتماعی ما می‌شود.

در آینده، پیشرفت فیسبوک در زمینه گروه‌ها را با معیار رشد گروه‌های بسیار مهم می‌سنجیم، و نه با کل گروه‌ها. لازمه این نه فقط کمک به مردم برای عضویت در گروه‌های مهم فعلی است، بلکه توانمندسازی رهبران اجتماعی برای ساختن گروه‌های مهم دیگر که لازمه نزدیک‌سازی مردم هستند.

بیشتر انجمن‌های فیزیکیِ موفق دارای رهبران متعهد هستند، و این را در گروه‌های آنلاین هم دیده‌ایم. در برلین، مردی به نام مونیس بوکاری (Monis Bukhari) مدیر گروهی است که در آن شخصا به پناهندگان کمک می‌کند تا خانه و شغل بیابند. امروز، ابزارهای فیسبوک برای مدیران گروه‌ها نسبتا ساده‌اند. ما برنامه ساختن ابزارهای بیشتری را داریم تا دست راهبرانی مثل مونیس باز شود و گروه‌های خود را طوری که می‌خواهند رشد دهند، درست مثل کاری که با صفحه‌های شخصی کردیم.

بیشتر محافل انجمن‌های کوچکتری را در دل خود جای می‌دهند، و این زمینه‌ای نو برای توسعه ابزارهای جدید است. برای مثال، مدرسه یک اجتماع تک‌لایه نیست، بلکه زیرگروه‌های زیادی مانند کلاس‌ها، خوابگاه‌ها و گروه‌های دانش‌آموزی را در خود دارد. درست همان‌طور که بافت هر جامعه‌ای متشکل از اجتماعات متعدد است، هر انجمنی نیز متشکل از گروه‌های مختلف با ارتباطات شخصی است. ما برنامه داریم که گروه‌ها را گسترش دهیم تا از زیرگروه‌ها هم پشتیبانی کنند.

ما با همین نوع نگاه، می‌توانیم به فعالیت‌های زیاد دیگری بنگریم. برای مثال، تماشای ویدیوی یکی از تیم‌های ورزشی یا یکی از سریال‌های تلویزیونی محبوبمان، خواندن روزنامه مورد علاقه، یا سرگرم شدن با بازی محبوبمان؛ اینها فقط سرگرمی یا مطلع شدن از تازه‌ها نیستند، بلکه یک تجربه مشترک و یک فرصتند برای نزدیک کردن افرادی که به چیزهای مشترک اهمیت می‌دهند. ما می‌توانیم این تجربه‌ها را طوری طراحی کنیم که به تقویت ارتباطات اجتماعی بینجامند، نه به مصرف غیرفعال.

هدف ما تقویت محافل فعلی است و راه آن کمک به نزدیک‌سازی بیشتر مردم در هر دو حوزه آنلاین و آفلاین، همچنین زمینه‌سازی برای تشکیل انجمن‌های کاملا جدیدی که از محدودیت‌های فیزیکی فراتر می‌روند. وقتی این کار انجام شد، فراتر از ارتباطات آنلاین، با گرد هم آوردن افراد برای حمایت از یکدیگر، انجمن‌های فیزیکی‌مان را هم تقویت کرده‌ایم.

یک جامعه سالم نیازمند این انجمن‌ها است تا نیازهای فردی، عاطفی و معنوی افراد برآورده شوند. در دنیایی که این زیرساختِ اجتماعیِ فیزیکی رو به زوال است، ما یک فرصت واقعی داریم تا کمک کنیم این انجمن‌ها تقویت شوند و بافت اجتماعی کشورمان را نیز محکم کنند.

جامعهٔ امن

در ساختن یک جامعه جهانی، آزمون واقعی اینجا است. موفقیت هر یک از ما فقط در گروی ضبط و ارسال ویدیوها برای دوستان‌مان نیست. بلکه در گروی ساختن جامعه‌ای است که ما را امن نگه می‌دارد –صدمات را از ما دور می‌کند، در فجایع به کمکمان می‌آید، و در بازسازی بعد از آنها نیز.

تهدیدهای امروزی جهانی‌تر می‌شوند، اما زیرساخت حمایتی برای محافظت از ما چنین نیست. مشکلاتی مثل تروریسم، فجایای طبیعی، بیماری‌ها، بحران‌های پناهندگی، و تغییرات آب‌وهوایی نیازمند واکنش‌های هماهنگ از یک بامِ جهانی است. هیچ کشوری نمی‌تواند به تنهایی همه مشکلات را حل کند. ویروسی در یک کشور می‌تواند به سرعت از مرزهای آن فراتر رود. نزاع داخلی در یک کشور می‌تواند به سرعت در قاره‌های دیگر بحران پناهندگی ایجاد کند. آلودگی در یک محل می‌تواند محیط زیست را در کل سیاره تحت تاثیر قرار دهد. سیستم‌های امروزی بشر برای نظارت بر این مشکلات نارسا هستند.

هر روز افراد متعهد زیادی برای کمک به سازمان‌های غیرانتفاعی جهانی می‌پیوندند، اما بازار اغلب در سرمایه‌گذاری یا حمایت از ایجاد زیرساخت‌های لازم شکست می‌خورد. من مدت‌ها است که منتظر ایفای نقش سازمان‌ها و شرکت‌های نوپای بیشتری در تولید ابزارهای سلامت و ایمنی با استفاده از تکنولوژی هستم، و از تلاش اندکی که در این زمینه انجام شده بُهت‌زده‌ام. فرصتی واقعی برای ایجاد زیرساخت امنیت جهانی وجود دارد و من فیسبوک را هدایت کرده‌ام تا سرمایه و منابع بیشتری در خدمت این نیاز قرار دهد.

برای برخی از این مشکلات، اعضای فیسبوک در موقعیتی خاص قرار دارند تا به جلوگیری از آسیب‌ها، مواجهه با بحران‌ها، و کمک به بازسازی جمعی کمک کنند. این به خاطر حجم ارتباطات در شبکه ما، توانایی‌مان برای تماس فوری با مردم دنیا در وضعیت‌های اضطراری، و خوش‌ذاتیِ فراوان مردمی است که در محفل فیسبوک جمع شده‌اند.

برای جلوگیری از آسیب‌ها و آزارها، ما می‌توانیم زیرساخت اجتماعی لازم را بسازیم تا اعضایمان مشکلاتشان را قبل از وقوع تشخیص دهند. برای زمانی که کسی به فکر خودکشی یا صدمه به خود است، ما ابزارهایی ساخته‌ایم تا دوستان و اعضای فیسبوک را قادر به نجات چنین فردی کند. برای وقتی که کودکی گم می‌شود، ما زیرساخت ارسال پیام اضطراری کودک‌ربایی را ساخته‌ایم. و همچنین برای همکاری با سازمان‌های امنیت عمومی در چهارگوشه دنیا به منظور مواجهه با مشکلات عمومی زیرساختی مناسب را ایجاد کرده‌ایم. در آینده نیز موارد زیادی وجود خواهد داشت که جامعه فیسبوک بایستی قادر به تشخیص ریسک‌ها در زمینه سلامت روانی، بیماری و جرایم باشند.

برای کمک در جریان بحران‌ها هم ما زیرساختی برای اطلاع از سلامت افراد ایجاد کرده‌ایم تا ساکنین در مناطق خطر بتوانند وضع خود را به آشنایانشان اطلاع دهند و از وضع آنها هم مطلع شوند. در ۲ سال گذشته سامانه اطلاع از سلامت بیش از ۵۰۰ بار فعال شده و بیش از ۱ میلیارد بار مردم را از وضع آشنایان و خانواده‌شان مطلع کرده. وقتی بحرانی رخ می‌دهد، دولت‌ها اغلب با ما تماس می‌گیرند تا مطمئن شویم که این سامانه در کشورشان فعال شده است. اما چیزهای بیشتری باید ساخت. ما اخیرا ابزارهایی برای یافتن و پیشنهاد دادن پناهگاه، غذا و سایر منابع حیاتی در زمان‌های اضطراری را به سیستم اضافه کرده‌ایم. به مرور، جامعه فیسبوک بایستی قادر به کمک‌رسانی در جریان جنگ‌ها و بحران‌های ادامه‌داری شود که محدود به یک حادثه نیستند.

در مورد بازسازی بعد از هر بحران نیز ما بزرگترین زیرساخت اجتماعی را برای کمک جمعی ساخته‌ایم. چند سال قبل، بعد از زمین‌لرزهٔ نپال، جامعه فیسبوک ۱۵ میلیون دلار برای کمک به ترمیم زندگی مردم و بازسازی محل زندگی‌شان جمع‌آوری کرد — که بزرگترین تلاش امدادی از نوع جمع‌سپاری در تاریخ بود. تلاشی مشابه را بعد از به رگبار بستن مردم در باشگاه شبانه اُرلاندو شاهد بودیم که مردم از سرتاسر کشور به قربانیان خون اهدا کردند. به همین شکل، ابزارهایی ساخته‌ایم تا میلیون‌ها نفر متعهد به اهدای عضو برای نجات سایرین شوند، و فهرست‌های ثبت‌نام اهدای عضو، بزرگترین روند را نسبت به گذشته نشان می‌دهند.

در نگاهی به آینده، یکی از بزرگترین فرصت‌های ما برای ایمن‌سازی مردم، ساختن یک هوش مصنوعی است که سریع‌تر و دقیقتر رویدادهای جامعه فیسبوک را درک کند.

هر روز میلیاردها پُست، نظر و پیام در سرویس‌های فیسبوک ایجاد می‌شود و از آنجا که مرور همه آنها غیرممکن است، ما فقط در صورت شکایت مردمی آنها را بررسی می‌کنیم. رویدادهای بسیار بدی رخ داده –نظیر خودکشی‌هایی که به طور زنده پخش ویدیویی شده‌اند– که اگر کسی آنها را زودتر تشخیص می‌داد و گزارش می‌کرد، می‌توانستیم جلویشان را بگیریم. هر روز مواردی از آزار و قلدری را می‌بینیم ولی ابتدا کسی باید آنها را گزارش کند تا ما بتوانیم کمک کنیم. این داستان‌ها به ما یادآوری می‌کنند که باید بیشتر تلاش کنیم.

هوش مصنوعی می‌تواند یک رویکرد بهتر را میسر کند. ما در حال بررسی سیستم‌هایی هستیم که می‌توانند با دیدن عکس و ویدیو، روی محتواهای مشکل‌دار برچسبِ بازبینی بزنند. البته هنوز در مرحله توسعه اولیه هستیم، اما فعلا روی برخی محتواها استفاده می‌شود و خوشبختانه حدود یک سوم گزارش‌های بررسی محتوا را به تیم‌مان می‌فرستد.

توسعه کامل این سیستم‌ها سال‌های زیادی طول می‌کشد. الآن تازه داریم راه‌های مختلف را می‌رویم تا استفاده از هوش مصنوعی برای تمایز میان خبرهای تروریسم و تبلیغات استخدام تروریست را یاد بگیریم و خیلی سریع پروپاگاندای کارگزاران گروه‌های تروریستی را حذف کنیم. این کار از نظر فنی سخت است زیرا نیازمند خلق یک هوش مصنوعی است که می‌تواند اخبار را بخواند و بفهمد، اما ما برای کمک به شکست تروریسم در سطح جهان نیازمند کار روی این پروژه هستیم.

در بحثِ ایمن‌سازی جامعه‌مان، مهم است که تاکید کنیم بخشی از امن نگه داشتن مردم، حفاظت از امنیت و آزادی فردی آنها است. ما طرفداران جدی رمزنگاری هستیم و آن را در بزرگترین بسترهای پیامرسانی دنیا -واتس‌اپ و مسنجر- قرار داده‌ایم. ایمن نگه داشتن جامعه به معنای فدا کردن حریم خصوصی نیست. از زمانی که رمزنگاری سرتاسری را در واتس‌اپ (Whatsapp) قرار دادیم، محتوای اسپم و بد بیش از ۷۵٪ کاهش یافته است.

راه آینده این است که زیرساخت‌های اجتماعی مورد نیاز جامعه جهانی را شناسایی کنیم تا با آنها قادر به حفظ امنیت خود در مقابل خطرات شویم، و البته باید بدانیم که جامعه فیسبوک از موقعیتی فوق‌العاده برای جلوگیری از فجایع، کمک در جریان بحران‌ها، و بازسازی پس از آنها برخوردار است. امن نگه داشتن جامعه جهانی بخش مهمی از ماموریت ما است –و یک بخش مهم از معیارهایی که برای اندازه‌گیری پیشرفت‌مان در آینده زیر نظر خواهیم داشت.

جامعهٔ آگاه

هدف هر محفلی، گرد هم آوردن مردم است تا قادر به کارهایی شوند که دست‌تنها از پسشان بر نمی‌آیند. برای انجام این کار، ما نیازمند دو چیز هستیم؛ یکی راهکارهایی تا ایده‌های نوی خود را به اشتراک بگذاریم، و دیگری درک عمومی تقریبا مشترکی که در عمل به ما امکان همکاری بدهد.

دادن بلندگو به آدم‌ها همواره یک نیروی مثبت برای گفتگوی عمومی بوده زیرا باعث بالا رفتن تنوع ایده‌هایی است که به اشتراک گذاشته می‌شوند. اما سال گذشته شاهد بودیم که چنین امکانی [در جهت معکوس] می‌تواند «درک مشترک» ما از واقعیت را متلاشی هم بکند. ما مسئولیت داریم اثرات خوب آن را تقویت کنیم و اثرات منفی‌اش را کاهش دهیم –تا همزمان هم افزایش تنوع را داشته باشیم و هم تقویت درک مشترک را و در نتیجه جامعه‌مان بتواند مثبت‌ترین اثرات را بر دنیا بگذارد.

دو نگرانی بزرگی که سال گذشته به بحث درباره‌شان پرداختیم مربوط به تنوع دیدگاه‌ها (مشکل Filter Bubbles) و صحت اطلاعات (مشکل Fake News) بود. من نگران این دو موردم و تحقیقات زیادی روی آنها داشته‌ایم، اما همزمان نگران وجود آثار حتی شدیدتری ناشی از دو پدیده «تهییج احساسی» (سوء استفاده از احساسات مردم) و «قطبی‌سازی» (تقسیم مردم به خوب و بد) هستم که منجر به از دست رفتن درک مشترک می‌شوند و باید آنها را از میان برداریم.

رسانه‌های اجتماعی الساعه دیدگاه‌های متنوع‌تری نسبت به رسانه‌های سنتی برای ما به ارمغان آورده‌اند. اگر حتی بیشتر دوستان ما شبیه خودمان باشند، باز همه ما آدم‌هایی با علایق، باورها و گذشته‌های متفاوت می‌شناسیم که دیدگاه‌های متفاوتی را نمایش می‌دهند. در مقایسه با دریافت اخبار و تازه‌ها از دو یا سه شبکه تلویزیونی یا خواندن ثابت روزنامه‌ها با دبیرانی با نظرات یکسان، شبکه ما در فیسبوک (دوستان و رسانه‌ها) محتوایی متنوع‌تر نشان‌مان می‌دهد.

اما هدف ما باید کمک به مردم باشد تا تصویر جامع‌تری از دنیا را ببینند، نه اینکه فقط دیدگاه‌های جایگزین ارائه کنیم. باید کاملا با دقت این کار را انجام دهیم. تحقیقات نشان داده که برخی از راهکارهای خیلی بدیهی، مثلا نمایش یک مقاله که مخالف طرز فکرتان است، عملا شما را قطبی‌تر می‌کند زیرا باعث می‌شود هر طرز فکری غیر از فکر خودتان را در گروه “خارجی” قرار دهید. پس چه باید کرد؟ رویکرد موثرتر می‌تواند نمایش طیفی از دیدگاه‌ها باشد، طوری که مردم ببینند نظرشان در یک طیف وسیع قرار دارد و دیگر آن را عین واقعیت نپندارند. با این روال به مرور زمان جامعه فیسبوک تشخیص می‌دهد که کدام منابع دیدگاه‌هایی کامل‌تر ارائه می‌کنند و محتوای آن‌ها نیز بیشتر به چشم خواهد آمد.

درستیِ اطلاعات بسیار مهم است. ما می‌دانیم که برخی اطلاعات ناقص و حتی محتوای کاملا جعلی در فیسبوک هست، و این معضل را خیلی جدی می‌گیریم. با استفاده از ترفندهای مقابله با اسپم، در نبرد با جعلیات پیشرفت هم داشته‌ایم اما مجبوریم بیشتر کار کنیم. داریم محتاطانه جلو می‌رویم زیرا همیشه مرز بین واقعیات و جعلیات، هجویات و دیدگاه‌ها مشخص نیست. در یک جامعه آزاد، مهم است که مردم قدرت بیان و همرسانی دیدگاه‌های‌شان را داشته باشند، حتی اگر دیگران دیدگاه آنها را اشتباه بدانند. رویکرد ما کمتر بر مسدودسازی اطلاعات ناقص تمرکز دارد و بیشتر بر ارتقا و ترویج دیدگاه‌ها و اطلاعات مکمل -از جمله مباحثه افرادی که به راستی‌آزمایی درباره صحت یک قطعهٔ محتوا می‌پردازند.

هر چند ما نیازمند پیشرفت بیشتری در زمینه تنوع اطلاعات و مقابله با اطلاعات ناقص هستیم، اما من تمرکز بیشتری روی مقابله با «تهییج احساسی» و «قطبی‌سازی» و تقویت «درک مشترک» دارم.

رسانه اجتماعی یک مدیوم (واسطه) با فُرمِ کوتاه است که در آن پیام‌های طنین‌دار چندین درجه تشدید می‌شوند. پس در آن سادگی تشویق و تفاوت منع می‌شود. در بهترین حالت، این ساختار پیام‌ها را متمرکز می‌کند و افکار متنوع را به مردم نشان می‌دهد. و در بدترین حالت، به ساده‌سازی بیش از حدِ موضوعات مهم و سوق دادن ما به افراط یا تفریط می‌انجامد.

قطبی‌سازی نه فقط در رسانه‌های اجتماعی، بلکه در تمام حوزه‌های سخن وجود دارد. در تمام گروه‌ها و اجتماعات رخ می‌دهد، از جمله شرکت‌ها، مدارس و هیئت منصفه، و البته معمولا بر سر مسائل سیاسی نیست. برای مثال در محفل تکنولوژی، گفتگو درباره هوش مصنوعی (Artificial Intelligence) به دلالیِ «ترس از پایان بشر به دست تکنولوژی» تخفیف یافته است. مشکل این است که «تهییج احساسی» آدم‌ها را از دیدگاه‌های متعادل و دقیق دور می‌کند و به مرزهای افراطی و قطبی‌شده سوق می‌دهد.

اگر این وضعیت ادامه یابد و ما درک مشترکمان را از دست بدهیم، و سپس تمام اطلاعات ناقص را حذف کنیم، مردم فقط می‌توانند به سراغ حقایق مختلف بروند تا دیدگاه‌های قطبی‌شده خود را تایید کنند. برای همین است که من نگران «تهییج احساسی» در رسانه‌ها هستم.

خوشبختانه، مسیر روشنی جلوی خود داریم تا این اثرات را خنثی کنیم. برای مثال، ما پی بردیم که برخی افراد فقط از روی تیترهای احساسی و حتی بدون خواندن محتوا، آن را با دیگران به اشتراک می‌گذارند. به طور کلی، اگر شما بعد از مطالعه یک محتوا علاقه کمتری برای به اشتراک‌گذاری آن در شبکه‌های اجتماعی پیدا کردید، به احتمال زیاد آن تیتر غلوشده بوده. اگر بعد از مطالعه آن علاقه بیشتری برای اشتراک‌گذاری‌اش داشتید، این نشانه‌ای است که آن محتوا عمیق و خوب است. ما اخیرا با استفاده از این معیارها از حجم تیترهای غلوشده در خبردان فیسبوک (News Feed) کم کردیم، و در ادامه با استفاده از این نوع سیگنال‌ها ناشران غلوکننده را نیز شناسایی خواهیم کرد. قدم‌های زیادی مثل این را برداشته‌ایم و برای کاهش غلو و سوءاستفاده از احساسات مردم و کمک به داشتن جامعه‌ای آگاه‌تر، هرگز متوقف نخواهیم شد.

تحقیقات نشان می‌دهد که بهترین راه‌حل برای بهبود فضای مباحثه این است که به جای اکتفا به خواندن نظراتِ هم، سعی کنیم یکدیگر را کامل‌تر بشناسیم –چیزی که شاید فیسبوک بهترین موقعیت را برای انجامش داشته باشد. اگر ما از طریق مشترکات — تیم‌های ورزشی، برنامه‌های تلویزیونی، علایق– مردم را به هم وصل کنیم، گفتگو در مورد اختلاف‌ها هم آسان می‌شود. وقتی این کار را درست انجام دادیم، میلیاردها آدم قابلیت اشتراک‌گذاری دیدگاه‌های جدید را پیدا می‌کنند و همزمان تاثیرات ناخواسته‌ای را که با معرفی مدیوم‌های جدید پیش می‌آیند، کاهش می‌دهیم.

برای ساختن یک جامعه آگاه، یک «صنعت خبر» قوی و سالم ضروری است. دادن بلندگو به مردم کافی نیست، باید افرادی داشته باشیم که متعهد به کشف اطلاعات جدید و تحلیل آنها باشند. ما برای پشتیبانی از صنعت خبر و اطمینان از دوام این نهاد اجتماعیِ مهم باید کار بیشتری کنیم –از رشد اخبار محلی گرفته تا توسعه قالب‌های جدید برای دستگاه‌های موبایل، تا بهبود الگوهای کسب‌وکار که سازمان‌های خبری به آنها تکیه دارند.

برای ساختن یک جامعه آگاه، وصل کردن همه آدم‌ها به اینترنت نیز ضروری است. برای بیشتر مردم دنیا، بحث بر سر کیفیت تریبون‌های عمومی نیست، بلکه آنها در انتظار دسترسی اولیه به حداقل اطلاعات مورد نیاز خود هستند، که اغلب در زمینه سلامت، آموزش و مشاغل است.

در آخر، می‌خواهم تاکید کنم که بیشتر بحث‌ها در بستر فیسبوک، اجتماعی هستند نه مرامی (ایدئولوژیک). این مردم دوستانی هستند که شوخی و طنز می‌پراکنند و خانواده‌هایی که به کمک فیسبوک از راه دور در ارتباط هستند. اینها افرادی در جستجوی گروه‌های جدید هستند، مثلا اولیایی در حال بزرگ کردن فرزندان خود، یا افرادی مبتلا به یک بیماری مشترک. گاهی این برای لذت بردن است، یا گفتگو درباره دین یا ورزش. و گاهی برای بقا است، مثل پناهندگانی که به دنبال سرپناه می‌گردند.

در لحظه ورود به جامعه فیسبوک در هر وضعیتی که باشید، ما به ارتقای پیوسته ابزارهای‌مان تعهد داریم تا شما قدرت بیشتری برای اشتراک‌گذاری تجربه خود پیدا کنید. با افزایش تنوع ایده‌ها و افکار، و تقویت درک مشترکمان، جامعه فیسبوک می‌تواند بزرگترین تاثیر مثبت را روی دنیا داشته باشد.

جامعه‌ای با مشارکت مدنی بالا

جامعه فیسبوک فقط زمانی ارزش‌های جمعی ما را منعکس می‌کند که در فرآیند مدنیت حاضر و مسئولیت‌پذیر باشیم. دو نوع مجزا از زیرساخت اجتماعی را باید بسازیم:

نوع اول حضور در فرآیند‌های سیاسی موجود را تشویق می‌کند: رای دادن، درگیر شدن با مشکلات و تماس با نمایندگان، خاموش نماندن، و حتی گاهی سازماندهی. تنها با تعهد و حضور بیشتر می‌توانیم مطمئن شویم که این فرآیندهای سیاسی ارزش‌های ما را منعکس می‌کنند.

نوع دوم ساختن یک فرآیند جدید برای شهروندان در همه‌جای دنیا است تا در تصمیم‌سازی جمعی شرکت کنند. دنیای ما از هر زمانی بیشتر یکپارچه شده، و مشکلاتی در ابعاد جهانی را داریم که مرزهای ملی را به رسمیت نمی‌شناسند. به عنوان بزرگترین جامعه در مقیاس جهانی، فیسبوک می‌تواند مثال‌هایی را بررسی کند تا ببینیم که چطور می‌توان به مدیریت محافل در ابعاد بزرگ هم پرداخت.

نقطه شروع برای مشارکت مدنی در فرآیند سیاسی موجود، حمایت از رای‌دهی در سطح جهان است. حضور کمتر از نیمی از امریکایی‌ها در انتخابات یک زنگ خطر است. این به نسبت دیگر کشورها خیلی کم است، اما دمکراسی در بسیاری دیگر از کشورها هم در حال نزول است و فرصت بزرگی برای تشویق مشارکت مدنی در جهان وجود دارد.

در انتخابات سال گذشته ریاست جمهوری امریکا، با کمک ما ۲ میلیون نفر برای انتخابات ثبت‌نام کردند و پای صندوق‌ها حاضر شدند که این در بین بزرگترین تلاش‌ها برای جذب رای در تاریخ جای می‌گیرد، و بزرگتر از تلاشی است که دو حزب اصلی انجام داده‌اند. برای کمک به هر انتخاباتی در جهان، ما به تکمیل و بهبود ابزارهای‌مان ادامه می‌دهیم تا عده بیشتری ثبت‌نام کنند و رای دهند.

مشارکت اجتماعیِ محلی نیز مانند مشارکت ملی یک فرصت بزرگ است. امروز، بیشتر ما حتی نام نمایندگان محلی خود را هم نمی‌دانیم، اما بسیاری از سیاست‌های موثر بر زندگی‌های ما در مقیاس محلی رخ می‌دهند، و این جایی است که مداخله فیسبوک بزرگترین تاثیر را دارد. تحقیقات نشان داده که مطالعه اخبار محلی، رابطه‌ای مستقیم با مشارکت مدنی فعالانه در حوزه محلی دارد. از این رو می‌توان گفت که ساختن یک اجتماع آگاه، انجمن‌های محلی حامی، و اعضایی با مشارکت مدنی زیاد، همه به هم مرتبط هستند.

فراتر از رای‌دادن، بزرگترین فرصتْ کمک به مردم است تا در حل مشکلات هر روزه خود مشارکت داشته باشند، نه اینکه فقط هر چند سال پای صندوق‌ها حضور یابند. ما در فیسبوک می‌توانیم کمک کنیم که گفتگوی مستقیم و پاسخگویی بین مردم و منتخبین‌شان شکل بگیرد. در هند، آقای مودی (نخست‌وزیر) از وزرای خود خواسته که اطلاعات و جلسات خود را در فیسبوک منتشر کنند تا بازخورد مستقیمی از شهروندان دریافت کنند. در کنیا، کل دهکده‌ها با استفاده از گروه‌های واتس‌اپ در تماسند، از جمله با نمایندگان خود. در پویش‌های انتخاباتی سرتاسر دنیا -از هند و اندونزی گرفته تا اروپا و ایالات متحده- ما دیده‌ایم نامزدی که بیشترین و فعال‌ترین دنبال‌کنندگان را در فیسبوک داشته معمولا برنده شده است. درست همان‌طور که تلویزیون در دهه ۱۹۶۰ میلادی تبدیل به مدیوم اصلی برای گفتگوهای اجتماعی شد، رسانهٔ اجتماعی نیز تبدیل به مدیوم اصلی در قرن ۲۱ شده است.

این فرصتی را برای ما مردم ایجاد می‌کند تا با نمایندگان خود در هر سطحی ارتباط برقرار کنیم. در چند ماه گذشته، ما فقط با ساده‌سازی فرآیند دنبال‌کردن نمایندگان به جامعه فیسبوک کمک کردیم که ارتباطات بین مردم و منتخبین را دو برابر کنند. وقتی به هم متصل شویم، بی‌واسطه امکان مشارکت در بخش نظرات و پیام‌های خصوصی را داریم. برای مثال، در ایسلند، تگ کردن سیاست‌مداران در بحث‌های گروهی امر رایجی است تا به این طریق آنها بتوانند مشکلات اجتماعی را به مجلس ببرند.

گاهی مردم باید با صدای بلند و تظاهرات پشت باورهای خود بایستند. از میدان تحریر تا جنبش اعتراضی چای -جامعه فیسبوک با زیرساختی که ما در قالب رویدادها و گروه‌ها ایجاد کرده‌ایم، به هماهنگ‌سازی این اعتراضات می‌پردازد. مردم با استفاده از ابزارهای ما، روزانه دیدگاه‌های خود را به اشتراک می‌گذارند و آنها را به جنبش‌هایی تبدیل می‌کنند. رژه بانوان نمونه‌ای از این است، جایی که یک مادربزرگ با یک اشتراک اینترنتی، مطلبی نوشت که دوستانش آن را تبدیل به یک رویداد فیسبوکی کردند و سرانجام به رژه میلیون‌ها نفر در شهرهای مختلف دنیا تبدیل شد.

دادن بلندگو به مردم، اصلی است که جامعه فیسبوک از ابتدا به آن تعهد داشته. در حالی که چشم به آینده داریم تا زیرساخت اجتماعی را برای یک جامعه فراگیر جهانی بسازیم، ابزارهای جدیدی برای تشویق مشارکت فکورانه نیز معرفی خواهیم کرد. تقویت مردم برای بیان نظراتشان مدام برای ما مهم‌تر و مهم‌تر می‌شود.

جامعه‌ای فراگیر

ساختن یک جامعه جهانیِ فراگیر مستلزم برپایی فرآیندی جدید برای شهروندان در مقیاس جهانی است تا در مدیریت این جامعه نقش‌آفرینی کنند. من امیدوارم که بتوانیم نمونه‌هایی را بررسی کنیم در این باره که تصمیم‌سازی گروهی چطور می‌تواند در یک مقیاس بزرگ کار کند.

فیسبوک فقط یک تکنولوژی یا رسانه نیست، بلکه اجتماعی از مردم است. این یعنی به معیارهایی نیاز دارد که نماینده ارزش‌های مشترک ما باشند، تا همه بدانیم چه چیزی مجاز است و چه چیزی ممنوع.

در سال گذشته، پیچیدگیِ مشکلاتی که در فیسبوک ظهور کرد از پیچیدگی فرآیند‌هایی که برای مدیریت و کنترل امور این جامعه داریم، پیشی گرفت. ما این را در اشتباهاتی مثل حذف ویدیوهای مجازِ مرتبط با جنبش «زندگی سیاهان مهم است» و خشونت‌های پلیس، و نیز حذف اشتباه عکس وحشتِ جنگ در ویتنام (کاری از نیک اوت) دیدیم. همچنین آن را در تشخیص اشتباه نفرت‌پراکنی در مناظرات سیاسی توسط طرفین ماجرا دیدیم -بستن حساب‌ها و حذف محتواهایی که بایستی آزاد رها می‌شدند، و نادیده گرفتن محتواهایی که آشکارا نفرت‌پراکنی بودند و باید حتما حذف می‌شدند. هم تعداد مشکلات و هم اهمیت فرهنگی آنها اخیرا افزایش یافته است.

این وضع برای شخص من دردناک بوده زیرا غالب اوقات با منتقدینمان موافقم که می‌گویند ما مرتکب اشتباه می‌شویم. این اشتباهات تقریبا هیچ‌وقت به خاطر مخالفت ایدئولوژیک ما با کاربران فیسبوک نبوده و نیستند، بلکه مشکلاتی ناشی از افزایش مقیاس عملیات هستند. فلسفه ما در مورد معیارهای جامعه فیسبوک، تلاش برای انعکاس هنجارهای فرهنگی اعضای‌مان است. وقتی به تردید بیفتیم، همیشه ترجیحمان اعطای قدرت بیشتر به مردم برای انتشار چیزهای بیشتر است.

افزایش مشکلات در مدت اخیر چند دلیل دارد: هنجارهای فرهنگی در حال تغییرند، فرهنگ‌ها در مناطق مختلف دنیا متفاوتند، و مردم به چیزهای مختلفی حساسیت دارند.

اول اینکه، جامعه فیسبوک در ابتدا برای وصل کردن خانواده‌ها و دوستان بود اما حالا منبع خبرها و گفتگوهای اجتماعی هم شده. با این تغییر فرهنگی، ضوابط فیسبوک نیز باید تطبیق پیدا کند تا محتوای تاریخی و ارزشمند بیشتری اجازه انتشار یابد، حتی اگر بخشی از آن محل اعتراض داشته باشد. برای مثال، ویدیوی مرگ دلخراش یک نفر بایستی برچسب مزاحم بخورد و از فیسبوک حذف شود. اما، حالا که گزینه پخش زنده (Facebook Live) را برای ضبط اخبار داریم و ویدیوها را برای اعتراض به خشونت منتشر می‌کنیم، ضوابط ما هم باید تغییر کند. به شکل مشابه، عکسی از یک کودک عریان باید همیشه از فیسبوک حذف شود -و دلیلش هم عین روز روشن است- اما حالا معیارهایی را استفاده می‌کنیم که امکان نشر محتوای دارای اهمیت تاریخی (مثل عکس وحشت جنگ ویتنام) را به ما می‌دهد. این مشکلات نشان داده‌اند که باید معیارهای خود را به روز کنیم تا با انتظار اعضای‌مان تطبیق پیدا کنند.

دوم اینکه، جامعه فیسبوک کشورها و فرهنگ‌های زیادی را در بر می‌گیرد که هر کدام از منطقه‌ای متفاوتند. جای تعجب ندارد که کشورهای اروپایی بیشتر از کشورهای آسیایی و خاورمیانه با حذف تصاویر عریان مشکل دارند، زیرا فرهنگ آنها عریانی را بیشتر از شرقی‌ها پذیرفته است. با جامعه‌ای به وسعت ۲ میلیارد نفر، ممکن نیست که فقط یک کتابچه ضوابط برای اداره فیسبوک داشته باشیم بنابراین بایستی به سمت نظمی با معیارهای بومی‌تر برویم.

سوم اینکه، حتی در یک فرهنگ فرضی، دیدگاه‌های متفاوتی درباره چیزهای مجاز و ممنوع وجود دارد. شاید من با محتوای سیاسی مشکلی نداشته باشم اما نخواهم محتوایی با مضامین جنسی ببینم، حال آنکه فرد دیگری با آن مشکل ندارد ولی از لحن تهاجمی و نفرت‌پراکنی خوشش نمی‌آید. همین‌طور، شاید شما نخواهید ویدیویی خشن از یک تظاهرات را پخش کنید زیرا نگران ناراحت‌شدن دوستان‌تان هستید. و هر چند دیدن یک محتوای ناخوشایند تجربه بدی است، اما محدود شدن و ناتوانی از ارسال چیزی که برای‌تان مهم است هم تجربه خوبی نیست. اینها ما را به این فکر انداخت که جامعه فیسبوک نیازمند یک سیستم شخصی‌شده برای کنترل شخصیِ تجربه‌مان است.

چهارم اینکه، ما در مقیاسی چنان بزرگ کار می‌کنیم که حتی درصدی کوچک از اشتباه هم می‌تواند تعداد زیادی تجربه بد به وجود آورد. ما هر ماه حدود ۱۰۰ میلیون قطعه محتوا را بررسی می‌کنیم، و حتی اگر ۹۹٪ از ناظران ما هم بی‌خطا باشند، باز هم تعداد اشتباهات به میلیون‌ها مورد می‌رسد. هر سیستمی همیشه چند خطا خواهد داشت، اما من معتقدم که می‌توانیم بهتر از این باشیم.

در سال گذشته بسیار درباره روش‌های بهبود سیستم اداره فیسبوک کرده‌ام. اینجا در کالیفرنیا، ما در بهترین موقعیت برای تشخیص معیارهای فرهنگی کل دنیا قرار نداریم. در عوض، باید سیستمی داشته باشیم که همگی بتوانیم آن را تکمیل کنیم تا معیارهای مناسبی ساخته شوند. هر چند این سیستم هنوز کامل نشده، اما می‌خواهم سناریوی احتمالی موفقیت آن را با شما در میان بگذارم.

راهبرد اصلی ما این است که ضوابط ما بایستی هنجارهای فرهنگی جامعه فیسبوک را منعکس کنند، و تعداد محتوای نابهنجار برای هر فرد بایستی به کمترین مقدار ممکن برسد، و هر فرد بایستی قادر باشد با بیشتری آزادی ممکن -طوری که به هنجارهای دیگران آسیب نزند- محتواهای موردعلاقه‌اش را به اشتراک بگذارد. رویکرد ما استفاده از یک فرآیند دمکراتیک برای تعیین ضوابط در کنار هوش مصنوعی برای کمک به اجرای آنها است.

فکر ما این است که به هر کسی در جامعه فیسبوک گزینه‌هایی بدهیم تا سیاست محتوایی را برای خودش تعیین کند. مرز شما در زمینه عریانی، خشونت، تصاویر خشن، توهین به مقدسات، و…چیست؟ هر آنچه خودتان بخواهید تبدیل به تنظیمات حساب کاربری‌تان در فیسبوک می‌شود. گاه‌به‌گاه نیز سوالاتی را از شما می‌پرسیم تا مشارکت‌تان افزایش یابد و نیازی به جستجو در صفحات فیسبوک برای یافتن تنظیمات نباشد. برای آنهایی که تصمیم مشخصی ندارند، تنظیمات اولیه را بر اساس انتخاب اکثریت مردم ساکن در همان منطقه جغرافیایی وضع می‌کنیم، چیزی شبیه یک همه‌پرسی. البته که همیشه می‌توانید تنظیمات شخصی‌تان را بازبینی کنید.

با ابزارهای بیشتر برای کنترل، محتوا فقط زمانی حذف می‌شود که حتی از نظر آسان‌گیرترین صافی‌ها هم ناخوشایند تلقی شود. محتوا صرفا باید به کسی نشان داده شود که تنظیمات شخصی‌اش با آن همخوانی دارد، یا لاقل محتوای نامناسب باید در پشت یک هشدار قرار گیرد. با اینکه همچنان به مسدود کردن محتوا بر اساس ضوابط محلی ادامه خواهیم داد، اما امیدواریم با این سیستم تنظیمات شخصی و آرای دمکراتیک بتوانید کمترین محدودیت‌ها را در اشتراک‌گذاری محتوا تجربه کنید.

شایسته اشاره است که برای درک خشونت و نفرت‌پراکنی و هرزه‌نگاری و سایر موارد در متون، تصاویر و ویدیوها، نیازمند پیشرفتی جدی در زمینه هوش مصنوعی هستیم. با سرعتی که فعلا در تحقیقاتمان داریم، امیدواریم که در سال ۲۰۱۷ برخی از موارد را عملیاتی کنیم، اما دیگر موارد تا چند سال آینده طول خواهد کشید.

روی هم رفته، مهم است که مدیریت فیسبوک پیشرفت کند تا با پیچیدگی‌ها و نیازهای مردم ساکن در آن همخوانی یابد. ما متعهد به پیشرفت دائمی هستیم، حتی اگر این شامل ساختن سیستم رای‌دهی جهانی شود تا همه افراد کنترل و حق رای داشته باشند. ما امیدواریم که این مدل کمک کند تا اثربخشی احتمالی تصمیم‌سازی جمعی در سایر حوزه‌های این جامعه جهانی را هم بسنجیم.

حسن ختام

تاریخ برهه‌های زیادی مثل امروز را داشته. در حالی که ما جهش‌های بزرگی را انجام داده‌ایم، و از قبیله‌ها به شهرها به کشورها گسترش یافتیم، همیشه مجبور بوده‌ایم که زیرساخت‌های اجتماعی مثل انجمن‌ها، رسانه‌ها و دولت‌ها را برای پیشرفت خود و رسیدن به سطح بالاتر بسازیم. در هر مرحله ما یاد گرفتیم که چطور برای حل چالش‌های خود و رسیدن به چیزهایی که به تنهایی میسر نبودند، دست به دست هم دهیم. قبلا این کار را کرده‌ایم و در آینده نیز دوباره انجامش خواهیم داد.

اینها مرا به یاد سخنان رییس‌جمهوری کشورم در زمان جنگ داخلی می‌اندازد، آقای لینکلن گفت،

“ما تنها با هم‌آهنگی می‌توانیم موفق شویم. چالش این نیست که ‘آیا هیچ یک از ما می‌تواند بهتر تخیل کند یا نه؟’ بلکه این است که ‘آیا همه می‌توانیم بهتر کار کنیم؟’ عقاید تعصب‌آمیزِ گذشته‌های آرام، در دوران طوفانی امروز ناکافی‌اند. انباشت دشواری‌ها موقعیت امروز را به سدی بلند تبدیل کرده، و ما برای عبور از آن باید طغیان کنیم. وضعیت امروز جدید است، پس ما باید نوین‌اندیش شویم، و نوین‌اقدام.”

بسیاری از ما پشتیبان وصل کردن همه دنیا به هم و آشناسازی مردم با هم هستیم. امیدوارم بتوانیم تمرکز خود را حفظ کنیم، تا به دنبال چشم‌انداز بلندمدت برویم و شالوده اجتماعی جدیدی بسازیم که دنیایی خوب برای نسل‌های آینده‌مان خلق کند.

همراهی با شما در این سفر یک افتخار است. ممنون از اینکه عضوی از این جامعه هستید، و ممنون بابت کارهایی که برای تبدیل دنیا به جایی بازتر و  یکپارچه‌تر می‌کنید.

مارک


نیما دادگستر --

تعداد کلمات: ۷۵۸۴

منبع: Facebook

ارسال نظر


بیشتر بخوانید